واژهٔ تولیدشده

وقت تلف‌شده 2

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی stoppage time
واژهٔ فارسی وقت تلف‌شده 2

وقت تلف‌شده 2 معادل فارسی «stoppage time» است.

تعریف و معنی

وقتی که برای جبران زمان تلف‌شدۀ بازی به وقت قانونی آن افزوده می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها