واژهٔ تولیدشده

تابستانخوابی

4 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی aestivation 2/ estivation 2, summer dormancy, torpidity
واژهٔ فارسی تابستانخوابی

تابستانخوابی معادل فارسی «aestivation 2/ estivation 2, summer dormancy, torpidity» است.

تعریف و معنی

مجموعۀ تغییراتی که براثر گرما و خشکی در بعضی از موجودات زنده رخ میدهد و آنها را به حالت رخوت فرومیبرد

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها