واژهٔ تولیدشده

خوابیدن

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی hibernate
واژهٔ فارسی خوابیدن

خوابیدن معادل فارسی «hibernate» است.

تعریف و معنی

منتقل کردن محتویات حافظۀ موقت به حافظۀ ثابت، مثلاً دیسک سخت، تا بعداً بتوان آنها را به وضعیت قبلی برگرداند، بیآنکه تغییری در روند کار برنامه‌ها حاصل شود
متـ . خواب کردن

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها