واژهٔ تولیدشده

دارتالاب

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی Taxodium
واژهٔ فارسی دارتالاب

دارتالاب معادل فارسی «Taxodium» است.

تعریف و معنی

سرده‌ای از کاج‌سانان با یک تا سه گونه که در قارۀ امریکای شمالی پراکنده‌اند؛ گونه‌های این سرده تا حد زیادی در برابر زمین‌های غرقاب مقاوم هستند و در قسمت‌های شمالی خزان‌دار و در بخش جنوبی همیشه‌سبز تا نیمه‌همیشه‌سبزند؛ گیاهان این سرده به شکل درختان بلند به ارتفاع 30 تا 46 متر با تنه‌ای به قطر دو تا سه متر هستند؛ مخروط‌های مادۀ آنها کروی به قطر دو تا سه‌ونیم سانتیمتر با ده تا 25 فلس است که هر فلس یک یا دو دانه دارد و هفت تا نُه ماه پس از گرده‌افشانی بالغ و با جدا شدن فلس‌ها آزاد می‌شوند و مخروط‌های نر در خوشه‌هایی آویخته ایجاد می‌شوند و گرده‌های خود را در اوایل بهار آزاد می‌سازند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها