واژهٔ تولیدشده
اندامنگاری
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
organography
واژهٔ فارسی
اندامنگاری
اندامنگاری معادل فارسی «organography» است.
تعریف و معنی
نمایش ساختمان یا عمل اندامها
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.