واژهٔ تولیدشده
عامل تسریعکننده
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
precipitating factor
واژهٔ فارسی
عامل تسریعکننده
عامل تسریعکننده معادل فارسی «precipitating factor» است.
تعریف و معنی
عاملی که باعث شروع زودتر بیماری یا رویداد یا رفتار میشود
متـ . تسریعکننده
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.