واژهٔ تولیدشده
فریت
3 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
frit 1
واژهٔ فارسی
فریت
فریت معادل فارسی «frit 1» است.
تعریف و معنی
ترکیبی سرامیکی که ابتدا ذوب و سپس سردیده شود تا بهشکلِ خردهشیشه درآید
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.