واژهٔ تولیدشده

فعالگر 1

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی actuator
واژهٔ فارسی فعالگر 1

فعالگر 1 معادل فارسی «actuator» است.

تعریف و معنی

سازوکاری که باعث روشن یا خاموش یا تنظیم ‌شدن یا به حرکت درآمدن یک دستگاه می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها