واژهٔ تولیدشده
باجۀ خدمات مسافرتی
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
implant agency
واژهٔ فارسی
باجۀ خدمات مسافرتی
باجۀ خدمات مسافرتی معادل فارسی «implant agency» است.
تعریف و معنی
نمایندگی سفرگذاری که در محل سازمانی دیگر برای عرضۀ خدمات مسافرتی به کارکنان آن سازمان تأسیس میشود
متـ . باجۀ سفرگذاری
واژههای مشابه
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.