واژهٔ تولیدشده

گراف

5 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی graph 1
واژهٔ فارسی گراف

گراف معادل فارسی «graph 1» است.

تعریف و معنی

مجموعهای ناتهی از نقطهها به نام رأس که بعضی از آنها با پارهخط‌هایی به نام یال به هم وصل شدهاند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها