واژهٔ تولیدشده
گز
4 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
Tamarix
واژهٔ فارسی
گز
گز معادل فارسی «Tamarix» است.
تعریف و معنی
سردهای از گزیان درختی یا درختچهای همیشهسبز یا خزاندار با حدود 50 تا 60 گونه که بومی نواحی خشک اوراسیا یا افریقا هستند و معمولاً در خاکهای شور میرویند و میتوانند شرایط قلیایی را نیز تحمل کنند؛ برگهای آنها فلسمانند است و در طول ساقه با هم همپوشانی دارند و معمولاً از نمک پوشیده شدهاند و گلهایشان از سفید تا صورتی است که در سنبلههای متراکم قرار دارند
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.