واژهٔ تولیدشده

بارهنگ

6 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی Plantago
واژهٔ فارسی بارهنگ

بارهنگ معادل فارسی «Plantago» است.

تعریف و معنی

سرده‌ای از بارهنگیان اغلب علفی و به‌ندرت نیمه‌درختچه‌ای با حدود 200 گونه و برگ‌هایی با سه تا پنج رگبرگ موازی که در قسمت پهن‌برگ از هم جدا می‌شوند و یک دمبرگ کاذب باریک در نزدیک ساقه دارند و گل‌آذین آنها دارای یک مخروط کوتاه یا سنبلۀ بلند با تعداد زیادی گل ریز است و گرده‌افشانی در آنها با باد انجام میشود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها