واژهٔ تولیدشده
بازدارندۀ رویینش
2 بازدید
مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی
passivation inhibitor
واژهٔ فارسی
بازدارندۀ رویینش
بازدارندۀ رویینش معادل فارسی «passivation inhibitor» است.
تعریف و معنی
نوعی بازدارنده که با تشکیل پوسۀ (film) اکسیدی محافظ بر روی سطح فلز موجب کاهش خوردگی میشود
این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟
با رأی شما میفهمیم کدام واژهها کاربردیترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی میتواند ثبت کند.
هزارواژه
ورود ساده و امن
شماره موبایل خود را وارد کنید تا کد تأیید برایتان ارسال شود.
با ورود، حساب کاربری شما با شماره موبایلتان ساخته یا وارد میشود.
جستوجوی واژهی دیگر
واژهی موردنظر خود را در هزارواژه پیدا کنید.