واژهٔ تولیدشده

ملکه

2 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی dominatrix, mistress
واژهٔ فارسی ملکه

ملکه معادل فارسی «dominatrix, mistress» است.

تعریف و معنی

زنی که در انواع فعالیت‌های برده‌سازی و تن‌دهی نقش فرادست را بازی می‌کند

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها