واژهٔ تولیدشده

منقطع

6 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی détaché (fr.)
واژهٔ فارسی منقطع

منقطع معادل فارسی «détaché (fr.)» است.

تعریف و معنی

اجرای نتها در سازهای زهی به‌طور جداازهم

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها