واژهٔ تولیدشده

تاره‌تاره‌شدگی

3 بازدید مصوب فرهنگستان
واژهٔ بیگانه یا مفهوم اصلی whiskering, zinc whiskering
واژهٔ فارسی تاره‌تاره‌شدگی

تاره‌تاره‌شدگی معادل فارسی «whiskering, zinc whiskering» است.

تعریف و معنی

رشد آهسته و بسیار نازک فلز به حالت تاری‌شکل بر روی سطوح فلزی خاص که تحت تنش داخلی ناشی از آبکاری در دمای پایین یا در نتیجۀ تأثیر محلول‌های برّاق‌کننده ایجاد شده‌اند؛ این رشد موجب کاهش تنش داخلی و نیز ایجاد اتصال کوتاه الکتریکی در هنگام عبور جریان الکتریسته می‌شود

این واژه برای شما مفید و قابل استفاده است؟ با رأی شما می‌فهمیم کدام واژه‌ها کاربردی‌ترند. هر نشانی اینترنتی برای هر واژه فقط یک رأی می‌تواند ثبت کند.

← بازگشت به آرشیو واژه‌ها