نرمدو
کسی که نرمدوی میکند
کسی که نرمدوی میکند
دویدن آرام و پیوسته برای تمرین و کسب آمادگی
1. صدایی که نوازنده در هنگام نواختن هورن یا ترمپت با قرار دادن دست خود در برابر یا درون شیپورۀ ساز، تولید میکند 2. نتی که با گرفت یا پردهگیری…
نوعی ناوبری در مناطق قطبی که در آن از مختصات خطوط شبکهبندیشده به جای طول و عرض جغرافیایی که عملاً دیگر کارایی ندارند استفاده میکنند
نوعی ناوبری که در فاصلۀ نسبتاً نزدیک به خط ساحلی انجام میشود
هر عاملی که موجب پایداری یک نامیزه شود متـ . عامل نامیزهساز emulsifying agent
فرایند پراکنش یک مایع در مایعی که با آن امتزاجناپذیر است
کاهش پایداری پراکنۀ مایعی در مایع دیگر
← فراپیوستگی
کمخونی حادی که در آن مغز استخوان گویچههای قرمز خون را تولید نمیکند