آرمانشهرگرا
کسی که قائل به آرمانشهرگرایی است
کسی که قائل به آرمانشهرگرایی است
باور به امکان دستیابی به جامعهای مطلوب و آرمانی
منسوب به آرمانشهر متـ . آرمانی
← آرمانشهری
مفهومی که براساس آن وقتی کوارکها به یکدیگر نزدیک و نزدیکتر شوند، برهمکنش قوی بین آنها بهسمت صفر میل میکند
هر شیء تزیینی مربوط به برواره
ویژگی سطحی با دانههای ریز آردمانند
در زبانشناسی تاریخی، صورتی از فعل که آرزو را بیان میکند
نحوۀ قرارگیری یک قطعه نسبت به قطعات همسان
نوعی معبد در دین زرتشت برای نیایش و ستایش آتش مقدس