نزدیککوچ
الگویی از مهاجرت در عرض جغرافیایی که در آن، برخلاف مهاجرت راهدور، گونه در داخل یک ناحیة گرمسیری یا معتدل جابهجا میشود متـ . مهاجرت راهنزدیک
الگویی از مهاجرت در عرض جغرافیایی که در آن، برخلاف مهاجرت راهدور، گونه در داخل یک ناحیة گرمسیری یا معتدل جابهجا میشود متـ . مهاجرت راهنزدیک
حالتی که در آن به علت خالی بودن میدان دید و نبود چیزی برای تمرکز، چشمها به طور خودکار برای دیدن اشیا در محدودة نزدیک تنظیم میشوند متـ . نزدیکبینی…
← نزدیکبینی فضاخالی
در اقتصاد مارکسیستی، نسبت ارزش ایجادشده توسط کارگر برای کارفرما به ارزش ایجادشده برای معیشت کارگر، در دورة زمانی معین
سنجهای که نسبت تولید واقعی به تولید بالقوة اقتصادی را نشان میدهد
← قفل ارزی
بروز رُخنمود یکسان یا تقریباً یکسان در کارکرد ژنها یا دگرههای متفاوت متـ . ناهمگنی ژنتیکی
ویژگی حالتی که در آن دو یا چند کمیت دورهای با بسامد یکسان فازهای متفاوت داشته باشند
بدون تغییر ماندن کمیتها در تبدیلهای پیمانهای
نظامی سیاسی یا دیوانی که در آن افراد نالایق زمام امور را در دست دارند