همگنی فرهنگی
سازگاری فرهنگهای گوناگون در یک جامعه یا سازگاری عناصر درونی یک فرهنگ در جامعه
سازگاری فرهنگهای گوناگون در یک جامعه یا سازگاری عناصر درونی یک فرهنگ در جامعه
همسویی ارزشها و نگرشها و رفتارهای فرهنگی در جامعه
وضعیتی که در آن هواگردها یا شناورها پهلوبهپهلو در یک خط حرکت میکنند
نگاشتی از یک فضای سنجهای به فضای سنجهای دیگر بهطوریکه فاصلة دو نقطه از فضای سنجهای اول با فاصلة نگارههای آنها در فضای سنجهای دوم برابر است
فرایند تنظیم بهرة هر ردّ لرزه برای برابرسازی میانگین دامنههای آن با میانگین دامنههای ردّ لرزههای دیگر
فرایندی که در طی آن افراد ارزشها و باورهای فرهنگی جامعة میزبان را، ضمن حفظ فرهنگ خانوادگی خود، میپذیرند و روابط متقابل میان افراد و گروهها در جهت کاهش یا…
همرفت ناشی از ناپایداری گرمایی یا انجماد درونهسته یا هر دو که میدانهای زمینمغناطیسی را در فرایندهای دینام مغناهیدرودینامیکی حفظ میکند
توافق بین دادهها یا مجموعة دادهها
معیاری برای سنجش همبستگی ماندهمغناطش سنگها
فرمولدار