اتصال مفصلی
اتصالی که دَوران اعضای متصل به آن در صفحۀ خرپا آزاد باشد
اتصالی که دَوران اعضای متصل به آن در صفحۀ خرپا آزاد باشد
فرایندی که در طی آن براثر شکسته شدن پیوندها، اتمها آزاد میشوند
اتوبوس طویلی که قسمت پسین آن با مفصلی به قسمت پیشین متصل میشود تا در عبور از معابر شهری از آزادی حرکت بیشتری برخوردار باشد
محل به هم پیوستن چند عنصر سازهای
وضعیتی که در آن بین دو نقطه از مدار که پتانسیلهای الکتریکی متفاوت دارند، معمولاً بهصورت ناخواسته، مقاومت نسبتاً کمی برقرار میشود و درنتیجه جریان گذرنده از مدار بهشدت افزایش…
اتصالی با سه درجه آزادی دَورانی که لنگر را انتقال نمیدهد
محلی که ذرات معلق در آن تهنشین میشود
وسیلهای متشکل از یک منشور بازتابان که برای طراحی و رونگاری از مناظر و چهرهها و غیره به کار میرود
شخصی که اتاقهای مهمانخانه/ هتل را تمیز و مرتب میکند
محفظهای که در آن با پاشاندن حلاّل، گاز را تمیز میکنند