هوا
← وضع هوا
← وضع هوا
فردی که نقش سینمایی اجرا میکند متـ . بازیگر 2
نظریهای در واجشناسی غیرخطی که براساس آن میان مشخصهها روابط سلسلهمراتبی وجود دارد
مبحثی که به مطالعۀ اشکال هندسی و منحنیها با استفاده از دستگاه مختصات و روشهای جبری میپردازد
مبحثی که به مطالعۀ خواص هندسی اشکال با استفاده از روشهای جبر مجرد میپردازد
شرکت داشتن در فرایند همیوغی متـ . همیوغ کردن
← همیوغ شدن
عامل ژنی ضروری در فرایند همیوغی
بههمپیوستگی گذرای دو یاختۀ هوهستهای برای تبادل مواد ژنی
[زمینشناسی] ویژگی دو گسل یا شکستگی یا رگه که در یک میدان تنشی واحد شگل گرفتهاند و با یکدیگر زاویهای تند میسازند [زیستشناسی] هریک از دو یاختۀ بههمپیوسته در فرایند…