واژهنگاری
نظامی متشکل از نشانههای نوشتاری که در آن هر نشانه نمایندۀ یک واژۀ کامل است
نظامی متشکل از نشانههای نوشتاری که در آن هر نشانه نمایندۀ یک واژۀ کامل است
هریک از واحدهای نوشتاری نظام واژهنگار
نوعی بَدهمایی که در آن خط بَرهمایی دندانهای فک پایین نسبت به فک بالا قدامیتر و/ یا لُپیتر است
نوعی وارونبَست که در آن یک یا بیش از یک دندان خلفی شیری یا دائمی در سمت زبانی دندانهای فک پایین قرار گرفته است
نوعی وارونبَست که در آن یک یا بیش از یک دندان پیشِ فک بالا در سمت زبانی دندانهای پیشِ فک پایین قرار گرفته باشد
صورت ثبتشدۀ واجهای زبان با استفاده از نظامی از نشانهها
فرایند ثبت واجهای زبان با استفاده از نظامی از نشانهها
نقصی اپتیکی در عدسی، بهنحویکه بزرگنمایی در نزدیکی محور نوری عدسی اندکی بیشتر از بزرگنمایی در لبههای آن است
عمل هماهنگی تراکنشهایی که برای دستیابی به دادههای یکسان بهطور موازی انجام میشوند
حالتی خُلقی شبیه شیدایی که در آن فرد فاقد علائم روانپریشانه است و نیاز به بستری شدن ندارد و اختلال محسوس در کارکرد او مشاهده نمیشود