همفرمانی
مشارکت در تشکیل دولت بر پایۀ ائتلاف میان دو یا چند حزب متـ . مشارکت در قدرت
مشارکت در تشکیل دولت بر پایۀ ائتلاف میان دو یا چند حزب متـ . مشارکت در قدرت
سفر با یک وسیلۀ نقلیه همراه با هم و با مبدأ و مقصد مشترک
مسافرانی که مبدأ و مقصدشان یکی است و با یک وسیلۀ نقلیه همراهِ با هم سفر میکنند
خویشاوندی به علت داشتن دستِکم یک نیای مشترک
زیرمجموعهای از سامانههای همرَفتی میانمقیاس با سپراَبری گسترده و دایرهشکل و دیرپا و سرد اختـ . همهم MCC
فرمولدار
همبسپاری که در آن واحدهای تکرارشوندۀ متفاوت در طول زنجیر بهطور تصادفی ردیف شدهاند
همبسپارشی که در آن تکپارهای همسان در توالیهای بلند به هم متصل میشوند
همبسپاری که در آن واحدهای تکرارشوندۀ متفاوت A و B و غیره در توالیها یا دستههای بلند قرار دارند و بهطور خطی به هم متصلاند
نوعی برونفکنی تعاملی که بهطور طبیعی یا در مقام سازوکاری دفاعی به کار میرود و ازطریق آن فرد حالات درونی و دفاعی خود را صرف فردی دیگر میکند