آتشسپاری در گور
سوزاندن جسد یک فرد در درون تل هیزم در یک قبر
سوزاندن جسد یک فرد در درون تل هیزم در یک قبر
آتشی که سامانۀ سلاح دشمن یا اطراف آن را نشانه میرود تا عملکرد آن را تحتالشعاع قرار دهد
سفر آبی برای گذراندن اوقات فراغت
نوعی تدفین که در آن جسد را در آب رود یا دریا رها میکنند
نوار یا باریکهای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازههای دستساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده از آن
آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است
نوعی آبسنگ مرجانی که آبهای آزاد آن را از خشکی جدا کرده است
آبسنگ حاصل از ترکیبات آهکی مرجانی
آب حاصل از سوختوساز کربوهیدراتها و پروتئینها و چربیها
پاشیدن آب بر روی پوشش گیاهی: الف) برای از میان بردن انرژی انباشتی در برگها در نتیجۀ تبخیر؛ ب) برای رفع کمبود آب برگ و جلوگیری از پژمردن آن؛ ج)…