حوزه واژهها
آیندهپژوهی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آپ نقادانه | CFS 1 | ← آیندهپژوهی نقادانه | مصوب / رسمی |
| آرمانشهر | utopia | تصویری خیالی و آرمانی از جامعۀ بهتر در برابر جامعهای که هست | مصوب / رسمی |
| آرمانشهر | utopia | تصویری خیالی و آرمانی از جامعۀ بهتر در برابر جامعهای که هست | مصوب / رسمی |
| آشوب | chaos | [آیندهپژوهی] حرکت بیقاعدۀ سامانههای پویا که تعینی و حساس به وضعیت اولیه و در بلندمدت پیشبینیناپذیر است [فیزیک]… | مصوب / رسمی |
| آیندهاندیش | futures thinker | ← آیندهپژوه | مصوب / رسمی |
| آیندهاندیش | futures thinker | ← آیندهپژوه | مصوب / رسمی |
| آیندهاندیشی | futures thinking | ← آیندهپژوهی | مصوب / رسمی |
| آیندهاندیشی | futures thinking | ← آیندهپژوهی | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوه | futurist 2, foresight practitioner | کسی که در حوزههای مرتبط با آیندهپژوهی فعالیت میکند متـ . آیندهاندیش futures thinker | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوه | futurist 2, foresight practitioner | کسی که در حوزههای مرتبط با آیندهپژوهی فعالیت میکند متـ . آیندهاندیش futures thinker | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهانه | futuristic 2 | مربوط به آیندهپژوهی | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهانه | futuristic 2 | مربوط به آیندهپژوهی | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی | Futures studies, Futures 2, futures fields, futures research, foresight 1 | کوششی نظاممند برای بررسی همۀ حوزههای مربوط به آینده متـ . آیندهاندیشی futures thinking | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی | Futures studies, Futures 2, futures fields, futures research, foresight 1 | کوششی نظاممند برای بررسی همۀ حوزههای مربوط به آینده متـ . آیندهاندیشی futures thinking | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی نقادانه | critical futures studies | رویکردی در آیندهپژوهی مبتنی بر گمانهزنی در لایههای زیرین فرهنگی و زبانی و نمادین متـ . آپ نقادانه… | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی نقادانه | critical futures studies | رویکردی در آیندهپژوهی مبتنی بر گمانهزنی در لایههای زیرین فرهنگی و زبانی و نمادین متـ . آپ نقادانه… | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی یکپارچه | integral Futures | رویکرد جدیدی در توسعۀ دانش آیندهپژوهی که موجب انسجام در پیکرۀ دانش آیندهپژوهی و طرحها و اندیشههای آن… | مصوب / رسمی |
| آیندهپژوهی یکپارچه | integral Futures | رویکرد جدیدی در توسعۀ دانش آیندهپژوهی که موجب انسجام در پیکرۀ دانش آیندهپژوهی و طرحها و اندیشههای آن… | مصوب / رسمی |
| آیندهپویی | futurescan, futurescanning | روشی در برنامهریزی راهبردی که بر دو ابزار ماتریس تأثیر متقابل و فرانامه استوار است | مصوب / رسمی |
| آیندهپویی | futurescan, futurescanning | روشی در برنامهریزی راهبردی که بر دو ابزار ماتریس تأثیر متقابل و فرانامه استوار است | مصوب / رسمی |
| آیندهشناس | futurologist | فردی که در حوزۀ آیندهشناسی تخصص دارد | مصوب / رسمی |
| آیندهشناس | futurologist | فردی که در حوزۀ آیندهشناسی تخصص دارد | مصوب / رسمی |
| آیندهشناسی | futurology | مطالعۀ آینده براساس پیشبینی علمی | مصوب / رسمی |
| آیندهشناسی | futurology | مطالعۀ آینده براساس پیشبینی علمی | مصوب / رسمی |
| آیندهگرایی | futurism | [آیندهپژوهی و آیندهنگری] جنبشی فکری که بر اهمیت اندیشیدن عالمانه و بخردانه دربارۀ آینده تأکید میورزد [هنرهای تجسمی]… | مصوب / رسمی |
| آیندهگرایی عامهپسند | pop futurism | رویکردی نهچندان علمی به آیندههایی که غالباً عموم مردم به آنها توجه دارند | مصوب / رسمی |
| آیندهگرایی عامهپسند | pop futurism | رویکردی نهچندان علمی به آیندههایی که غالباً عموم مردم به آنها توجه دارند | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری | foresight 1 | فرایندی نظاممند و مشارکتی که در آن استنباطهای مختلف را دربارۀ آینده گرد میآورند و از آن طریق… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری | foresight 1 | فرایندی نظاممند و مشارکتی که در آن استنباطهای مختلف را دربارۀ آینده گرد میآورند و از آن طریق… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری اصلی | main foresight | مرحلۀ اصلی فرایند آیندهنگاری که در آن روشهای مختلف آیندهپژوهی، مانند پیشنگری و تحلیل تأثیر بر روند به… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری اصلی | main foresight | مرحلۀ اصلی فرایند آیندهنگاری که در آن روشهای مختلف آیندهپژوهی، مانند پیشنگری و تحلیل تأثیر بر روند به… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری راهبردی | strategic foresight, social foresight | فرایندی که در نتیجۀ آن توانایی خلق و نگهداشت دیدگاههای منسجم کارآمد با استفاده از بینشهای سازمانی حاصل… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاری راهبردی | strategic foresight, social foresight | فرایندی که در نتیجۀ آن توانایی خلق و نگهداشت دیدگاههای منسجم کارآمد با استفاده از بینشهای سازمانی حاصل… | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاشت 1 | future mapping | توصیف مقاصد آیندهپژوهی در تدوین آیندۀ پیش رو متـ . نقشۀ آینده | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاشت 1 | future mapping | توصیف مقاصد آیندهپژوهی در تدوین آیندۀ پیش رو متـ . نقشۀ آینده | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاشت 2 | map of the future, map of futures, futures map | نگاشت یا نقشهای که در آن مقاصد آیندهپژوهی در تدوین آیندۀ پیش رو نشان داده میشود | مصوب / رسمی |
| آیندهنگاشت 2 | map of the future, map of futures, futures map | نگاشت یا نقشهای که در آن مقاصد آیندهپژوهی در تدوین آیندۀ پیش رو نشان داده میشود | مصوب / رسمی |
| آیندهها | futures | اوضاع و تحولات و رویدادهای ممکن پس از زمان حال برای پدیدهای خاص | مصوب / رسمی |
| آیندهها | futures | اوضاع و تحولات و رویدادهای ممکن پس از زمان حال برای پدیدهای خاص | مصوب / رسمی |
| آیندههای باورپذیر | plausible futures | آیندههای ممکنی که باتوجهبه دانش امروزی بشر تحققپذیر است | مصوب / رسمی |
| آیندههای باورپذیر | plausible futures | آیندههای ممکنی که باتوجهبه دانش امروزی بشر تحققپذیر است | مصوب / رسمی |
| آیندههای بدیل | alternative futures | آیندههای گوناگونی که ممکن است برای افراد و گروهها و رویدادها وجود داشته باشد | مصوب / رسمی |
| آیندههای بدیل | alternative futures | آیندههای گوناگونی که ممکن است برای افراد و گروهها و رویدادها وجود داشته باشد | مصوب / رسمی |
| آیندههای محتمل | probable futures | آیندههای باورپذیری که امکان تحقق آنها با درجهای از احتمال وجود دارد | مصوب / رسمی |
| آیندههای محتمل | probable futures | آیندههای باورپذیری که امکان تحقق آنها با درجهای از احتمال وجود دارد | مصوب / رسمی |
| آیندههای ممکن | possible futures | همۀ وضعیتها و حالتهایی که ممکن است در آینده محقق شود | مصوب / رسمی |
| آیندههای ممکن | possible futures | همۀ وضعیتها و حالتهایی که ممکن است در آینده محقق شود | مصوب / رسمی |
| آیندهورزی | futuring | اقدام یا فن یا دانشی که به شناسایی و ارزیابی آیندههای ممکن میانجامد | مصوب / رسمی |
| آیندهورزی | futuring | اقدام یا فن یا دانشی که به شناسایی و ارزیابی آیندههای ممکن میانجامد | مصوب / رسمی |
| آیندۀ ترسیمی | envisioned future | تصویری زنده و آرمانی از آیندۀ دلخواه جامعه پس از تحقق اهداف ب.م.ب. | مصوب / رسمی |