حوزه واژهها
ارتاپزشکی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آویزگچ | hanging arm cast, hanging cast | گچی از زیر محل شکستگی بازو تا انگشتان که با نوار از گردن آویزان میشود | مصوب / رسمی |
| اختلال استخوانزایی | osteogenesis imperfecta | نوعی بیماری ارثی که در آن استخوانزایی طبیعی مختل میشود و استخوانها بسیار شکننده میشوند متـ . استخوانزایی… | مصوب / رسمی |
| اختلال استخوانزایی | osteogenesis imperfecta | نوعی بیماری ارثی که در آن استخوانزایی طبیعی مختل میشود و استخوانها بسیار شکننده میشوند متـ . استخوانزایی… | مصوب / رسمی |
| اَرتاپزشک | orthopaedist/ orthopedist, orthopedic surgeon | پزشکی که در رشتۀ اَرتاپزشکی آموزش رسمی دیده است | مصوب / رسمی |
| اَرتاپزشکی | orthopaedics/ orthopedics | رشتهای از علم پزشکی که به مطالعه و درمان بیماریهای اندامهای حرکتی و ستون فقرات ازطریق روشهای طبی… | مصوب / رسمی |
| اَرتاپزشکی دندانی | dental orthopedics | ← اَرتادندانپزشکی | مصوب / رسمی |
| اَرتاپزشکی دندانی | dental orthopedics | ← اَرتادندانپزشکی | مصوب / رسمی |
| اَرتادندانپزشک | orthodontist | دنــدانـپـــزشــک متـخــصـص اَرتادندانپزشکی متـ . دندانآرا | مصوب / رسمی |
| اَرتادندانپزشکی | orthodontics, orthodontology, orthodontia | شاخهای از دندانپزشکی که به تشخیص و پیشگیری و درمان بدهماییهای دندانـی و ناهنـجـاریهای دنـدانی ـ استخوانی میپردازد… | مصوب / رسمی |
| استخوان | bone | بافت سخت تشکیلدهندۀ اسکلت بدن | مصوب / رسمی |
| استخوان پهن | flat bone | هریک از استخوانهای نازک و پهن بدن مانند استخوان جمجمه | مصوب / رسمی |
| استخوانآماس | osteitis | تورم مجرای استخوان و فضاهای هاورس (haversian) و شاخههای انشعابی آنها | مصوب / رسمی |
| استخوانآماس | osteitis | تورم مجرای استخوان و فضاهای هاورس (haversian) و شاخههای انشعابی آنها | مصوب / رسمی |
| استخوانآماس سختاکی | sclerosing osteitis, Garre disease, condensing osteitis | نوعی استخوانآماس مزمن غیرعفونی که در آن قسمتهایی از استخوان ضخیم و متورم میشود | مصوب / رسمی |
| استخوانآماس سختاکی | sclerosing osteitis, Garre disease, condensing osteitis | نوعی استخوانآماس مزمن غیرعفونی که در آن قسمتهایی از استخوان ضخیم و متورم میشود | مصوب / رسمی |
| استخوانبُر | osteotome | وسیلهای به شکل اسکنه با لبهای تیز برای استخوانبُری | مصوب / رسمی |
| استخوانبُر | osteotome | وسیلهای به شکل اسکنه با لبهای تیز برای استخوانبُری | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری | osteotomy | برش استخوان با استفاده از جراحی برای اصلاح بیماریهای استخوانی | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری | osteotomy | برش استخوان با استفاده از جراحی برای اصلاح بیماریهای استخوانی | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری بیکر و هیل | Baker and Hill osteotomy | برش پاشنه و وارد کردن گوِهای از استخوان در آن برای اصلاح تغییر شکل استخوان مچ پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری بیکر و هیل | Baker and Hill osteotomy | برش پاشنه و وارد کردن گوِهای از استخوان در آن برای اصلاح تغییر شکل استخوان مچ پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری جاپاس | Japas osteotomy | برداشتن گوِهای از کف پا برای اصلاح بدشکلی پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری جاپاس | Japas osteotomy | برداشتن گوِهای از کف پا برای اصلاح بدشکلی پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری جَس | Jahss osteotomy | برداشتن گوِهای از روی پا برای اصلاح بدشکلی پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری جَس | Jahss osteotomy | برداشتن گوِهای از روی پا برای اصلاح بدشکلی پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری کوک و جَس | Cock and Jahss osteotomy | برشی به شکل عدد هفت در استخوانهای مچ پا برای اصلاح قوس کف پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری کوک و جَس | Cock and Jahss osteotomy | برشی به شکل عدد هفت در استخوانهای مچ پا برای اصلاح قوس کف پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گنبدی | crescentic osteotomy | برش هلالی در استخوانهای کف پا برای اصلاح تغییر شکل از سه جهت | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گنبدی | crescentic osteotomy | برش هلالی در استخوانهای کف پا برای اصلاح تغییر شکل از سه جهت | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهای پشتی | dorsal wedge osteotomy | بریدن گوِهای از استخوان بهمنظور اصلاح تغییر شکل پشت | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهای پشتی | dorsal wedge osteotomy | بریدن گوِهای از استخوان بهمنظور اصلاح تغییر شکل پشت | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهباز | opening wedge osteotomy | عوض کردن محور طولی با باز کردن قسمتی از استخوان برای صاف کردن استخوان بدجوشخورده | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهباز | opening wedge osteotomy | عوض کردن محور طولی با باز کردن قسمتی از استخوان برای صاف کردن استخوان بدجوشخورده | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهبسته | closing wedge osteotomy | برداشتن گوِهای از یک طرف استخوان برای صاف کردن استخوان بدشکل | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری گوِهبسته | closing wedge osteotomy | برداشتن گوِهای از یک طرف استخوان برای صاف کردن استخوان بدشکل | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری هفتی | chevron osteotomy | برش به شکل عدد هفت در استخوانهای کف پا برای اصلاح قوس کف پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری هفتی | chevron osteotomy | برش به شکل عدد هفت در استخوانهای کف پا برای اصلاح قوس کف پا | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری واچرخشی | derotation osteotomy | بریدن استخوان بهمنظور اصلاح چرخش غلط محور طولی استخوان | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری واچرخشی | derotation osteotomy | بریدن استخوان بهمنظور اصلاح چرخش غلط محور طولی استخوان | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری واکششی | distraction osteotomy | بریدن استخوان برای افزایش طول آن بهمنظور اینکه دو قطعۀ استخوانی تا زمان جوش خوردن از هم جدا… | مصوب / رسمی |
| استخوانبُری واکششی | distraction osteotomy | بریدن استخوان برای افزایش طول آن بهمنظور اینکه دو قطعۀ استخوانی تا زمان جوش خوردن از هم جدا… | مصوب / رسمی |
| استخوانبست | bone block | تکهاستخوانی که برای ایجاد محدودیت حرکت مفصل یا پیوند استخوان یا پر کردن حفرههای استخوان به کار میرود | مصوب / رسمی |
| استخوانبست | bone block | تکهاستخوانی که برای ایجاد محدودیت حرکت مفصل یا پیوند استخوان یا پر کردن حفرههای استخوان به کار میرود | مصوب / رسمی |
| استخوانخور | bone nippers, rongeur | وسیلهای در جراحی برای برداشتن تکههای کوچک استخوان | مصوب / رسمی |
| استخوانخور | bone nippers, rongeur | وسیلهای در جراحی برای برداشتن تکههای کوچک استخوان | مصوب / رسمی |
| استخواندرد | ostealgia | وجود درد در استخوان | مصوب / رسمی |
| استخواندرد | ostealgia | وجود درد در استخوان | مصوب / رسمی |
| استخوانرُست | osteophyte, osteophyma | خارهای استخوانی در لبۀ مفاصل و مهرهها که معمولاً ناشی از سایش و فرسایش مفصلی یا التهاب است… | مصوب / رسمی |
| استخوانرُست | osteophyte, osteophyma | خارهای استخوانی در لبۀ مفاصل و مهرهها که معمولاً ناشی از سایش و فرسایش مفصلی یا التهاب است… | مصوب / رسمی |
| استخوانزایی | osteogenesis, osteogeny | فرایند تشکیل و تکمیل بافت استخوانی | مصوب / رسمی |