حوزه واژهها
اصطلاحشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
173 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آرایش آمیخته | mixed arrangement | نوعی کلانساختار که در آن مدخلهای اصطلاحی با ترتیب الفبایی و به شکل موضوعی یا نظاممند مرتب میشوند… | مصوب / رسمی |
| آرایش الفبایی | alphabetical arrangement | نوعی کلانساختار که در آن مدخلهای اصطلاحی به ترتیب حروف الفبا مرتب میشوند نیز: ترتیب الفبایی alphabetical order | مصوب / رسمی |
| آرایش سامانمند | — | ← آرایش نظاممند | مصوب / رسمی |
| آرایش موضوعی | thematic arrangement | نوعی کلانساختار که در آن مدخلهای اصطلاحی براساس موضوع در بخشهای مختلف مرتب میشوند نیز: ترتیب موضوعی thematic… | مصوب / رسمی |
| آرایش نظاممند، آرایش سامانمند | systematic arrangement | نوعی کلانساختار که در آن مدخلهای اصطلاحی براساس شبکة مفهومی اصطلاحات مرتب میشوند نیز: ترتیب نظاممند، ترتیب سامانمند… | مصوب / رسمی |
| آرایش نظاممند، آرایش سامانمند | systematic arrangement | نوعی کلانساختار که در آن مدخلهای اصطلاحی براساس شبکة مفهومی اصطلاحات مرتب میشوند نیز: ترتیب نظاممند، ترتیب سامانمند… | مصوب / رسمی |
| استخراج اصطلاحات | term excerption, term extraction,TE | بخشی از کار اصطلاحشناسی که به جستوجو و یافتن اصطلاحات از پیکره اختصاص دارد | مصوب / رسمی |
| استخراج اصطلاحات | term excerption, term extraction,TE | بخشی از کار اصطلاحشناسی که به جستوجو و یافتن اصطلاحات از پیکره اختصاص دارد | مصوب / رسمی |
| اصطلاح بریده | clipped term | کوتهنوشتی که حاصل حذف بخشی از یک اصطلاح است | مصوب / رسمی |
| اصطلاح قرضی | borrowed term | اصطلاحی که از زبان یا حوزة موضوعی دیگر گرفته شده است | مصوب / رسمی |
| اصطلاح قرضی | borrowed term | اصطلاحی که از زبان یا حوزة موضوعی دیگر گرفته شده است | مصوب / رسمی |
| اصطلاح مجاز | admitted term | اصطلاحی که میزان پذیرفتگی آن نسبت به اصطلاح مرجح کمتر است | مصوب / رسمی |
| اصطلاح مرجح | preferred term | اصطلاح اصلی و برگزیده برای مفهومی معیّن | مصوب / رسمی |
| اصطلاح منسوخ | deprecated term | اصطلاحی که، در ردهبندی میزان پذیرفتگی، نامطلوب شمرده میشود | مصوب / رسمی |
| اصطلاح مهجور | obsolete term | اصطلاحی که از رواج افتاده است | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشدگی | terminologization | فرایندی که در آن واژه یا عبارتی در زبان عمومی به اصطلاح تبدیل میشود | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشدگی | terminologization | فرایندی که در آن واژه یا عبارتی در زبان عمومی به اصطلاح تبدیل میشود | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشناس | terminologist | فردی که به کار اصطلاحشناسی یا مسائل نظری و کاربردی آن یا هر دو مقوله اشتغال دارد | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشناس | terminologist | فردی که به کار اصطلاحشناسی یا مسائل نظری و کاربردی آن یا هر دو مقوله اشتغال دارد | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشناسی | terminology1,terminology science | علم بررسی ساختار و شکلگیری و گسترش و کاربرد و مدیریت اصطلاحگانها در حوزههای موضوعی | مصوب / رسمی |
| اصطلاحشناسی | terminology1,terminology science | علم بررسی ساختار و شکلگیری و گسترش و کاربرد و مدیریت اصطلاحگانها در حوزههای موضوعی | مصوب / رسمی |
| اصطلاحگان | terminology2 | مجموعة اصطلاحهای یک زبان تخصصی | مصوب / رسمی |
| برابرنهاده | — | ← معادل | مصوب / رسمی |
| برچسب دستوری | grammatical label | اطلاعات دستوری هر مدخل اصطلاحی | مصوب / رسمی |
| برچسب موضوعی | subject label | اطلاعاتی در مدخل اصطلاحی که نشاندهندة حوزة موضوعی اصطلاح است | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی اصطلاحشناختی | terminology planning | فرایندی مشتمل بر فعالیتها و تلاشهای آگاهانه برای برنامهریزی در جهت گردآوری پیکره و آموزش اصطلاحات و اصطلاحشناسی | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی اصطلاحشناختی | terminology planning | فرایندی مشتمل بر فعالیتها و تلاشهای آگاهانه برای برنامهریزی در جهت گردآوری پیکره و آموزش اصطلاحات و اصطلاحشناسی | مصوب / رسمی |
| پردازش اصطلاحگان | terminology processing | بخشی از اصطلاحنگاری که به جنبههای رایانشی ایجاد دادگان و حفظ و استخراج اصطلاحگان از متون میپردازد | مصوب / رسمی |
| پیکره | corpus | مجموعهای از متون جمعآوریشده برای انجام دادن تحلیلهای زبانی | مصوب / رسمی |
| ترتیب آمیخته | mixed order | ← آرایش آمیخته | مصوب / رسمی |
| ترتیب الفبایی | alphabetical order | ← آرایش الفبایی | مصوب / رسمی |
| ترتیب سامانمند | — | ← آرایش نظاممند | مصوب / رسمی |
| ترتیب موضوعی | thematic order | ← آرایش موضوعی | مصوب / رسمی |
| ترتیب نظاممند، ترتیب سامانمند | systematic order آرایش سامانمند | ← آرایش نظاممند | مصوب / رسمی |
| ترتیب نظاممند، ترتیب سامانمند | systematic order آرایش سامانمند | ← آرایش نظاممند | مصوب / رسمی |
| تعریف | definition | بیان توصیفی یک مفهوم بهنحویکه آن را از مفهومهای مرتبط با آن متمایز میکند | مصوب / رسمی |
| تعریف مصداقی | extensional definition | بیان یک مفهوم با استفاده از برشماری همة مفاهیم فروپایة آن براساس طبقهبندی مشخص | مصوب / رسمی |
| تعریف معنایی | intensional definition | تعریفی بیانگر معنای یک مفهوم با استفاده از یک مفهوم فراپایه و مشخصههای محدودگر | مصوب / رسمی |
| تعریفشده،معرَّف | definiendum | اصطلاحی که با تعریف توضیح داده میشود | مصوب / رسمی |
| تعریفشده،معرَّف | definiendum | اصطلاحی که با تعریف توضیح داده میشود | مصوب / رسمی |
| تعریفگر،معرِّف | definiens | بخشی از تعریف که یک اصطلاح را توضیح میدهد | مصوب / رسمی |
| تعریفنگار | definer | شخصی که اصطلاح را تعریف میکند | مصوب / رسمی |
| تعریفنگار | definer | شخصی که اصطلاح را تعریف میکند | مصوب / رسمی |
| تکمعنا | monoseme | بازنمودی (designation) که با مفهوم خود رابطة تکمعنایی دارد | مصوب / رسمی |
| تکمعنا | monoseme | بازنمودی (designation) که با مفهوم خود رابطة تکمعنایی دارد | مصوب / رسمی |
| تکمعنایی | monosemy | رابطة میان بازنمودها (designation) و مفاهیم در زبانی معین که در آن یک بازنمود فقط به یک مفهوم… | مصوب / رسمی |
| تکمعنایی | monosemy | رابطة میان بازنمودها (designation) و مفاهیم در زبانی معین که در آن یک بازنمود فقط به یک مفهوم… | مصوب / رسمی |
| تکنام | mononym | مفهومی که با بازنمود (designation) خود رابطة تکنامی دارد | مصوب / رسمی |
| تکنام | mononym | مفهومی که با بازنمود (designation) خود رابطة تکنامی دارد | مصوب / رسمی |
| تکنامی | mononymy | رابطة میان بازنمودها (designation) و مفاهیم در زبانی معین که در آن یک مفهوم فقط یک بازنمود دارد | مصوب / رسمی |