حوزه واژهها
اقیانوسشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب اقیانوسی | ocean water | آبی که مشخصههای فیزیکی و شیمیایی آبهای آزاد را دارد | مصوب / رسمی |
| آب سطحی 2 | surface water 2, surface layer, mixed layer 1 | لایۀ تقریباً همگن روی اقیانوس که دما و شوری در آن، تحت تأثیر اختلاط ناشی از وزش باد،… | مصوب / رسمی |
| آبپویاییشناسی | hydrodynamics | مطالعۀ حرکت شاره متـ . هیدرودینامیک | مصوب / رسمی |
| آبپویاییشناسی | hydrodynamics | مطالعۀ حرکت شاره متـ . هیدرودینامیک | مصوب / رسمی |
| آبزی مزاحم | fouling organism, biofouler | اندامگانی که برای زیستن به اشیای درون آب نظیر بدنۀ شناورها و تأسیسات دریایی میچسبد | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری 1 | aquaculture 1/ aquiculture, aquafarming | تولید انبوه آبزیان برای بهرهبرداری تجاری | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری 1 | aquaculture 1/ aquiculture, aquafarming | تولید انبوه آبزیان برای بهرهبرداری تجاری | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری دریایی | mariculture 2, ocean farming | آبزیپروری در محیط طبیعی آبزیان، در دریا متـ . دریازیپروری | مصوب / رسمی |
| آبزیپروری دریایی | mariculture 2, ocean farming | آبزیپروری در محیط طبیعی آبزیان، در دریا متـ . دریازیپروری | مصوب / رسمی |
| آبسرخه | red tide, red water | پدیدهای ناشی از تکثیر بیشازحد برخی از ریزاندامگانهای گونههای داینوفیتا (Dinophytes) معمولاً در نتیجۀ افزایش مواد مغذی که… | مصوب / رسمی |
| آبسرخه | red tide, red water | پدیدهای ناشی از تکثیر بیشازحد برخی از ریزاندامگانهای گونههای داینوفیتا (Dinophytes) معمولاً در نتیجۀ افزایش مواد مغذی که… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ | reef | نوار یا باریکهای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازههای دستساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ آبتَلی | shoal reef | آبسنگی که در بین تودههای نامنظمی شکل میگیرد که در میان آبتَلهایی (shoals) از پودۀ آبسنگی آهکی غوطهور… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ آبتَلی | shoal reef | آبسنگی که در بین تودههای نامنظمی شکل میگیرد که در میان آبتَلهایی (shoals) از پودۀ آبسنگی آهکی غوطهور… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ پسرَفتی | regressive reef | هریک از مجموعهآبسنگهای پیشساحلی (nearshore) که در هنگام کاهش سطح آب یا افزایش سطح خشکی بر روی نهشتههای… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ پسرَفتی | regressive reef | هریک از مجموعهآبسنگهای پیشساحلی (nearshore) که در هنگام کاهش سطح آب یا افزایش سطح خشکی بر روی نهشتههای… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ جلبکی | algal reef | آبسنگی که بخش عمدۀ آن از بقایای جلبکهایی تشکیل شده است که اندامگانهای اصلی تولیدکنندۀ کلسیمکربنات هستند | مصوب / رسمی |
| آبسنگ جلبکی | algal reef | آبسنگی که بخش عمدۀ آن از بقایای جلبکهایی تشکیل شده است که اندامگانهای اصلی تولیدکنندۀ کلسیمکربنات هستند | مصوب / رسمی |
| آبسنگ چنگکی | prong reef | نوعی دیوارۀ آبسنگی که پشتبندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهتهای دریاسو (seaward) و بادپناه دارد | مصوب / رسمی |
| آبسنگ چنگکی | prong reef | نوعی دیوارۀ آبسنگی که پشتبندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهتهای دریاسو (seaward) و بادپناه دارد | مصوب / رسمی |
| آبسنگ حاشیهای | fringing reef, shore reef | آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ حاشیهای | fringing reef, shore reef | آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ دیوارهای | wall reef | آبسنگ باریک و کشیدهای دور از ساحل با دیوارههای آبسنگی جانبی | مصوب / رسمی |
| آبسنگ دیوارهای | wall reef | آبسنگ باریک و کشیدهای دور از ساحل با دیوارههای آبسنگی جانبی | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سدی | barrier reef | نوعی آبسنگ مرجانی که آبهای آزاد آن را از خشکی جدا کرده است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سکویی | platform reef | آبسنگ نسبتاً کوچکی که سطح فوقانی آن صاف است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سکویی | platform reef | آبسنگ نسبتاً کوچکی که سطح فوقانی آن صاف است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ گوهای | plug reef | آبسنگ کوچکی شبیه به مخروط که رأس آن بهسوی دریا است و در میان آبسنگهای خطی، که لبۀ… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ گوهای | plug reef | آبسنگ کوچکی شبیه به مخروط که رأس آن بهسوی دریا است و در میان آبسنگهای خطی، که لبۀ… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ماسهای | sand reef | سد یا پشتۀ کوتاهی از ماسه در امتداد کرانۀ دریاچه یا دریا که با جریان آب یا موج… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ماسهای | sand reef | سد یا پشتۀ کوتاهی از ماسه در امتداد کرانۀ دریاچه یا دریا که با جریان آب یا موج… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ مرجانی | coral reef | آبسنگ حاصل از ترکیبات آهکی مرجانی | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ناوهای | trough reef, reverse saddle | نهشتهای کانی در امتداد صفحۀ لایهبندی که به ناوۀ چین ناودیسی متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ناوهای | trough reef, reverse saddle | نهشتهای کانی در امتداد صفحۀ لایهبندی که به ناوۀ چین ناودیسی متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ نواری | ribbon reef | آبسنگی خطی (linear reef) در میان آبسنگ سدی کبیر (Great Barrier Reef) در ساحل استرالیا که دو سر… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ نواری | ribbon reef | آبسنگی خطی (linear reef) در میان آبسنگ سدی کبیر (Great Barrier Reef) در ساحل استرالیا که دو سر… | مصوب / رسمی |
| آبشکن | groin 1/ groyn | سازهای مصنوعی، عمود بر خط ساحلی که رسوباتی را که جریانهای موازی ساحل حمل میکنند به دام میاندازد | مصوب / رسمی |
| آبشکن | groin 1/ groyn | سازهای مصنوعی، عمود بر خط ساحلی که رسوباتی را که جریانهای موازی ساحل حمل میکنند به دام میاندازد | مصوب / رسمی |
| اَبَرموج | superwave | ← موج سرکش | مصوب / رسمی |
| ابریشم آبی | byssal thread, byssus thread | تار یا تارهایی محکم از پروتئین مایع که برخی از نرمتنان برای چسباندن خود به بستر تولید میکنند | مصوب / رسمی |
| اثر ساحل | coast effect | اثر تباین رسانندگی خشکیـ اقیانوسی بر القای الکترومغناطیسی در سطح زمین | مصوب / رسمی |
| اختلاف جریان | current difference | اختلاف زمانی بین ایستاب یا قدرت جریان در یک ایستگاه مرجع و یک ایستگاه تابع | مصوب / رسمی |
| اختلاف کِشَندی | tidal difference | اختلاف زمان یا ارتفاع یک فراکِشَند یا فروکِشَند در ایستگاه مرجع با ایستگاه مجاور | مصوب / رسمی |
| ارتفاع آمیختگی | mixing height | ← عمق لایۀ آمیخته | مصوب / رسمی |
| ارتفاع کِشَند | height of tide | فاصلۀ عمودی سطح آب از سطح مبنای کِشَندی (chart datum) در هر زمان | مصوب / رسمی |
| ارتفاع لایۀ آمیخته | mixed-layer height, mixed-layer top | ← عمق لایۀ آمیخته | مصوب / رسمی |
| ارتفاع موج | wave height | [اقیانوسشناسی] فاصلۀ عمودی میان ستیغ یک موج و ناوۀ موج بعدی [ژئوفیزیک] اختلاف جابهجایی موج میان قلهها و… | مصوب / رسمی |
| ارتفاع موج شاخص | significant wave height | بلندای موج شاخص در مجموعهای از موجهای معین | مصوب / رسمی |
| استوای اقیانوسشناختی | oceanographic equator | ناحیهای در نزدیکی استوای جغرافیایی که در آن دمای آب بیشینه است | مصوب / رسمی |
| استوای اقیانوسشناختی | oceanographic equator | ناحیهای در نزدیکی استوای جغرافیایی که در آن دمای آب بیشینه است | مصوب / رسمی |