حوزه واژهها
الیاف
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
83 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| بلورش لیفچهای | fibrillar crystallization | بلورش یک بسپار در محلول که در نتیجۀ آن ساختاری با بلورکهای لیفیشکل تشکیل میشود و در آن… | مصوب / رسمی |
| بلورش لیفچهای | fibrillar crystallization | بلورش یک بسپار در محلول که در نتیجۀ آن ساختاری با بلورکهای لیفیشکل تشکیل میشود و در آن… | مصوب / رسمی |
| بند ۵ | lace 1, leis 1 | رسن یا روبانی برای بستن یا نزدیک کردن دو لبۀ مقابل هم به یکدیگر | مصوب / رسمی |
| پارهلیف | staple fibre, staple | هریک از الیاف طبیعی یا مصنوعی، بهصورت رشتههای بریدهبریده، که طول آنها بین یک اینچ تا یک فوت… | مصوب / رسمی |
| پارهلیف | staple fibre, staple | هریک از الیاف طبیعی یا مصنوعی، بهصورت رشتههای بریدهبریده، که طول آنها بین یک اینچ تا یک فوت… | مصوب / رسمی |
| پُرزه | nap | الیافی ریز بر روی پارچه یا نمد، حاصل از فرایند پُرزهای کردن | مصوب / رسمی |
| پرزهای کردن | napping, raising | فرایند خارزنی یا سمبادهزنی یا مالیدن پارچه برای ایجاد یک لایۀ برآمده از الیاف سطح آن | مصوب / رسمی |
| پرزهای کردن | napping, raising | فرایند خارزنی یا سمبادهزنی یا مالیدن پارچه برای ایجاد یک لایۀ برآمده از الیاف سطح آن | مصوب / رسمی |
| پشم شیشه | glass wool | تودهای از الیاف شیشه شبیه به پشم که بهعنوان عایق و پُرکن و صافی هوا به کار میرود | مصوب / رسمی |
| پود | weft, filling, woof, shute, shoot 3 | نخی کـه درجهت عـرض پارچههای تاری ـ پودی قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| تابینه | cable 2 | ساختاری متشکل از دو یا چند رشتۀ بههمتابیده | مصوب / رسمی |
| تار 3 | warp 4, chain 1 | نخـی که درجهت طـول پارچـههـای تاری ـ پودی قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| تانه | strand, tow | 1. نخ یکلا یا چندلا که از اجزای تشکیلدهندۀ طناب است 2. مواد نساجی بههمپیوسته و دراز | مصوب / رسمی |
| تکرشته | monofilament, monofilament yarn | رشتۀ منفردی که بهتنهایی و نه همراه با دیگر رشتهها بهعنوان بخشی از یک نخ (yarn) به کار… | مصوب / رسمی |
| تکرشته | monofilament, monofilament yarn | رشتۀ منفردی که بهتنهایی و نه همراه با دیگر رشتهها بهعنوان بخشی از یک نخ (yarn) به کار… | مصوب / رسمی |
| جیر | shammy/ chammy | چرم نرمی که از پوست بز یا گوسفند تهیه میشود | مصوب / رسمی |
| چندرشته | multifilament | مجموع شماری رشته که در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند | مصوب / رسمی |
| چندسازۀ الیافکوتاه | short fibre composite, chopped fibre composite | چندسازهای که برای تقویت آن از الیاف کوتاه غیرپیوسته استفاده میکنند | مصوب / رسمی |
| چندسازۀ الیافکوتاه | short fibre composite, chopped fibre composite | چندسازهای که برای تقویت آن از الیاف کوتاه غیرپیوسته استفاده میکنند | مصوب / رسمی |
| خاب 2 | pile 2 | یکی از حالتهای سطح پارچه که حاصل وجود نخ خاو (tuft) در حلقههای الیافِ بیرونآمده از بدنۀ پارچه… | مصوب / رسمی |
| رجه | line 3, cordage | نخی که از نواربافی یا تابینهسازی یا گیسوبافی به دست میآید و قطری کمتر از چهار میلیمتر دارد | مصوب / رسمی |
| رَسَن 1 | cord | رشتهمنسوجی که از تاباندن یا بافتن یا چندلاکنی تکرشتهها به دست میآید | مصوب / رسمی |
| رَسَن تایر | tire cord | رسنی از مواد بسپاری یا معدنی که از تاباندن تکرشتهها یا تکرشتههای چندلا یا نخ شکل میگیرد و… | مصوب / رسمی |
| رَسَن فولادی | steel cord | سازهای که از بههمتاباندن رشتههای فولادی به دور یکدیگر ساخته شده باشد | مصوب / رسمی |
| رشتهپارگی | filamentation | پاره شدن رشتهها در هنگام ریسندگی، معمولاً براثر خرابی مکانیکی | مصوب / رسمی |
| رشتهپارگی | filamentation | پاره شدن رشتهها در هنگام ریسندگی، معمولاً براثر خرابی مکانیکی | مصوب / رسمی |
| روبان | ribbon | نواری معمولاً تاریـ پودی از نخهای رشتهای با طرحهای متنوع که برای تزیین به کار میرود | مصوب / رسمی |
| ریزهپنبه | linter | لیف کوتاه متصل به دانۀ پنبه که از پنبۀ پاکشده و در طی فرایند پنبهپاککنی به دست میآید | مصوب / رسمی |
| ریزهپنبه | linter | لیف کوتاه متصل به دانۀ پنبه که از پنبۀ پاکشده و در طی فرایند پنبهپاککنی به دست میآید | مصوب / رسمی |
| ریشه 3 | tuft, cut pile | هریک از نخهایی که از انتهای فرش یا منسوج بیرون زده باشد | مصوب / رسمی |
| زه 4 | twine, bullion cord | 1. مجموعهنخهایی که چندین بار به هم تابیده شدهاند و نخهای رشتهای بهصورت مارپیچ به دور آن پیچیده… | مصوب / رسمی |
| ساختار لیفچهای | fibrillar structure | ساختار اَبَرمولکولی متشکل از لیفچههایی که بهصورت مجزا بهدشواری قابل مشاهدهاند | مصوب / رسمی |
| ساختار لیفچهای | fibrillar structure | ساختار اَبَرمولکولی متشکل از لیفچههایی که بهصورت مجزا بهدشواری قابل مشاهدهاند | مصوب / رسمی |
| طناب | rope 2 | رسنی محکم از الیاف طبیعی یا انسانساخت با قطرهای متنوع که به یکدیگر تابیده میشوند و رشتههایی به… | مصوب / رسمی |
| طناب قیطانی | braided rope 1, sennit rope, sinnet rope | طنابی که با قیطانبافی چند رشته تولید میشود | مصوب / رسمی |
| فرش کرکپوش | flocked carpet | فرشی که با چسباندن الیاف خرد کرک بر پشت پارچۀ چسبناک، با استفاده از فرایند کرکپوشانی ایستابرقی، تولید… | مصوب / رسمی |
| فرش کرکپوش | flocked carpet | فرشی که با چسباندن الیاف خرد کرک بر پشت پارچۀ چسبناک، با استفاده از فرایند کرکپوشانی ایستابرقی، تولید… | مصوب / رسمی |
| فیبروئین | fibroin | جزء اصلی پروتئینی ابریشم که آن را کرم ابریشم تولید میکند | مصوب / رسمی |
| قیطان | braid, plait | 1. ساختاری که از گیسوبافی (plaiting) سه رشته نخ یا بیشتر به دست میآید 2. منسوجی لولهای یا… | مصوب / رسمی |
| قیطانبافی | braiding, plaiting | فرایند درهمرَوی (interlacing) سه رشته نخ یا بیشتر که در نتیجۀ آن رشتهها بهصورت ضربدری بر روی هم… | مصوب / رسمی |
| قیطانبافی | braiding, plaiting | فرایند درهمرَوی (interlacing) سه رشته نخ یا بیشتر که در نتیجۀ آن رشتهها بهصورت ضربدری بر روی هم… | مصوب / رسمی |
| کُرک 2 | flock | مادهای که از خرد کردن یا بریدن الیاف نساجی به تکههای ریز به دست میآید و برای ایجاد… | مصوب / رسمی |
| کرکپوشانی | flocking, flock coating | روشی برای بهبود سطح قطعات پلاستیک یا لاستیک یا سطح پارچه که در آن سطح را با لایهای… | مصوب / رسمی |
| کرکپوشانی | flocking, flock coating | روشی برای بهبود سطح قطعات پلاستیک یا لاستیک یا سطح پارچه که در آن سطح را با لایهای… | مصوب / رسمی |
| کشش رشته | filament drawing | فرایندی که در طی آن رشتهها و توژها (films)یی که جهتیافتگی کمی دارند، کشیده میشوند و ساختار فیزیکیشان… | مصوب / رسمی |
| کمند | sennit, braided rope 2 | نوعی رسن که ازطریق قیطانبافی چند رشته به دست میآید | مصوب / رسمی |
| گولهشدگی | pilling | درهمرَوی الیاف در طی فرایندهای شستوشو و سایش و خشکشویی و آزمایش یا در هنگام استفاده از پارچه… | مصوب / رسمی |
| گولهشدگی | pilling | درهمرَوی الیاف در طی فرایندهای شستوشو و سایش و خشکشویی و آزمایش یا در هنگام استفاده از پارچه… | مصوب / رسمی |
| گولهلیف | nep | گرهِ کوچکی از الیافِ درهمرفته | مصوب / رسمی |
| گولهلیف | nep | گرهِ کوچکی از الیافِ درهمرفته | مصوب / رسمی |