حوزه واژه‌ها

باستان‌شناسی

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آب‌آشفتگیaquaturbationآشفتگی نهشته‌های باستان‌شناختی درنتیجة جریان آب‌های سطحی و چرخة خشکی و تریمصوب / رسمی
آب‌آشفتگیaquaturbationآشفتگی نهشته‌های باستان‌شناختی درنتیجة جریان آب‌های سطحی و چرخة خشکی و تریمصوب / رسمی
آب‌سپاریaquatic disposal, water burial, fluvial funeral, river burialنوعی تدفین که در آن جسد را در آب رود یا دریا رها می‌کنندمصوب / رسمی
آب‌سپاریaquatic disposal, water burial, fluvial funeral, river burialنوعی تدفین که در آن جسد را در آب رود یا دریا رها می‌کنندمصوب / رسمی
آب‌نشینlake dwellerساکنان اطراف خط ساحلیمصوب / رسمی
آب‌نشینlake dwellerساکنان اطراف خط ساحلیمصوب / رسمی
آب‌نشینیlake dwellingsسکونت در امتداد خط ساحلی باستانی که بقایای باستان‌شناختی آنها ممکن است اکنون زیر آب رفته باشدمصوب / رسمی
آب‌نشینیlake dwellingsسکونت در امتداد خط ساحلی باستانی که بقایای باستان‌شناختی آنها ممکن است اکنون زیر آب رفته باشدمصوب / رسمی
آتش‌چالfire pitحفره یا گودالی باستانی که در آن آتش روشن می‌کردندمصوب / رسمی
آتش‌چالfire pitحفره یا گودالی باستانی که در آن آتش روشن می‌کردندمصوب / رسمی
آتشدان 2fire altarنوعی بَرواره برای برافروختن آتش مقدسمصوب / رسمی
آتش‌سپارستانcremation cemetery, urnfieldمکانی که از آن برای به خاک سپردن یا قرار دادن بقایای سوزانده‌شدۀ اجساد مردگان استفاده می‌کنندمصوب / رسمی
آتش‌سپارستانcremation cemetery, urnfieldمکانی که از آن برای به خاک سپردن یا قرار دادن بقایای سوزانده‌شدۀ اجساد مردگان استفاده می‌کنندمصوب / رسمی
آتش‌سپارگاهcrematory, crematoriumجایی که در آن مرده‌ها را می‌سوزانندمصوب / رسمی
آتش‌سپارگاهcrematory, crematoriumجایی که در آن مرده‌ها را می‌سوزانندمصوب / رسمی
آتش‌سپاریcremation, incremation, incineration, artificial heat decompositionسوزاندن جسد مردگانمصوب / رسمی
آتش‌سپاریcremation, incremation, incineration, artificial heat decompositionسوزاندن جسد مردگانمصوب / رسمی
آتش‌سپاری در گورprimary cremationسوزاندن جسد یک فرد در درون تل هیزم در یک قبرمصوب / رسمی
آتش‌سپاری در گورprimary cremationسوزاندن جسد یک فرد در درون تل هیزم در یک قبرمصوب / رسمی
آتشکدهfire templeنوعی معبد در دین زرتشت برای نیایش و ستایش آتش مقدسمصوب / رسمی
آرامگاهtombهر سازۀ مختص تدفین انفرادی یا جمعی مردگانمصوب / رسمی
آرامگاه پله‌ایstep tombآرامگاهی با سکوی پله‌ایمصوب / رسمی
آرامگاه پله‌ایstep tombآرامگاهی با سکوی پله‌ایمصوب / رسمی
آرامگاه تک‌حجره‌ایsingle-chambered tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای یک حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه تک‌حجره‌ایsingle-chambered tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای یک حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه چلیپاییcruciform chamberنوعی آرامگاه خرسنگی که در آن دالان و اتاق تدفین و سه طاق‌نما بنایی چلیپاشکل می‌سازندمصوب / رسمی
آرامگاه چندحجره‌ایmulti-chambered tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای چند حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه چندحجره‌ایmulti-chambered tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای چند حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه حجره‌ایchambered tomb/ chamber tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای یک یا چند حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه حجره‌ایchambered tomb/ chamber tombگور ساخته‌شده از سنگ، دارای یک یا چند حجرهمصوب / رسمی
آرامگاه حجره‌ای چاهیshaft-and-chambered tombآرامگاهی حجره‌ای که در انتهای یک چاه عمودی ساخته شده استمصوب / رسمی
آرامگاه حجره‌ای چاهیshaft-and-chambered tombآرامگاهی حجره‌ای که در انتهای یک چاه عمودی ساخته شده استمصوب / رسمی
آرامگاه سکوییplatform tombآرامگاه تک‌حجره‌ای یا چندحجره‌ای که ارتفاع آن مساوی یا کمتر از پهنای آن استمصوب / رسمی
آرامگاه صخره‌ایrock-cut tomb, sepultureگوری که در سنگ یا صخره کنده شده باشد متـ . گوردخمهمصوب / رسمی
آرامگاه صخره‌ایrock-cut tomb, sepultureگوری که در سنگ یا صخره کنده شده باشد متـ . گوردخمهمصوب / رسمی
آرامگاه کندوییtholos tomb, beehive tombآرامگاهی که از سنگ و به شکل کندو ساخته شده استمصوب / رسمی
آرامگاه یادمانیmausoleumآرامگاهی بزرگ و باشکوه که در آن جسد در اتاقی بالاتر از سطح زمین قرار داردمصوب / رسمی
آرایۀ بَروارهaltarpieceهر شیء تزیینی مربوط به بروارهمصوب / رسمی
آرشیو 1archives 1مجموعه‌ای از منابع که به دلیل ارزش تاریخی یا حقوقی در محلی خاص نگهداری می‌شودمصوب / رسمی
آسیب پساکاوشیbag wearصدماتی که در طی کاوش و به‌ویژه در جابه‌جایی و داده‌نویسی و جز آن بر یافته‌ها وارد می‌شودمصوب / رسمی
آغاز تاریخprotohistory, protohistoric periodدوره‌ای که در طی آن جوامعِ دارای نوشتار در نزدیکی یک جامعۀ نانویسا قرار می‌گیرند و راجع به…مصوب / رسمی
آغاز نوسنگیProto-Neolithicدورۀ گذار میان فرهنگ‌های شکارگرـ‌‌‌ گردآورِ فراپارینه‌سنگی و فرهنگ‌های کشاورزی ـ‌ دامپروری دورۀ نوسنگیِ بی‌سفالمصوب / رسمی
آغاز هندسیProto-geometricاولین مرحله از مراحل سه‌گانۀ دورۀ هندسی از1050 تا 900 ق.ممصوب / رسمی
آکندfillنهشته‌ای که در پدیداری چون حفره یا گودال به‌طور طبیعی یا به ‌دست انسان انباشته شده استمصوب / رسمی
آکند اولیهprimary fillنخستین موادی که در کف حفره یا گودال جمع می‌شودمصوب / رسمی
آوانگار—← آوانگاشتیمصوب / رسمی
آوانگاریphonographyنظامی نوشتاری که در آن نشانه‌ها بیانگر صداهای منفرد زبان هستندمصوب / رسمی
آوانگاشتphonograph, phonogramهریک از نشانه‌های نوشتاری نظام آوانگارمصوب / رسمی
آوانگاشتیphonographicمربوط به نظام آوانگاری متـ . آوانگارمصوب / رسمی
آوانوشتphonetic transcription 1صورت ثبت‌شدۀ آواهای زبان با استفاده از نظامی از نشانه‌هامصوب / رسمی