حوزه واژهها
تایر
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبپیمایش | hydroplaning, aquaplaning | حرکت تایر بر روی لایۀ نازکی از آب براثر قرار گرفتن آب در بین سطح تماس تایر با… | مصوب / رسمی |
| آبپیمایش | hydroplaning, aquaplaning | حرکت تایر بر روی لایۀ نازکی از آب براثر قرار گرفتن آب در بین سطح تماس تایر با… | مصوب / رسمی |
| آبپیمایش پویا | dynamic hydroplaning | نوعی آبپیمایش ناشی از ایجاد نیروهای لختی (inertial forces) سیال و تشکیل فیلم (film) ضخیم آب | مصوب / رسمی |
| آبپیمایش پویا | dynamic hydroplaning | نوعی آبپیمایش ناشی از ایجاد نیروهای لختی (inertial forces) سیال و تشکیل فیلم (film) ضخیم آب | مصوب / رسمی |
| آبپیمایش گرانرو | viscous hydroplaning | نوعی آبپیمایش ناشی از ایجاد نیروهای گرانرو سیال و تشکیل فیلم (film) نازک آب | مصوب / رسمی |
| آبپیمایش گرانرو | viscous hydroplaning | نوعی آبپیمایش ناشی از ایجاد نیروهای گرانرو سیال و تشکیل فیلم (film) نازک آب | مصوب / رسمی |
| آج | tread element | هریک از بخشهای مجزای نقش رویه، با شکلهای هندسی مختلف، مانند دنده یا نوار، که با شیار از… | مصوب / رسمی |
| آجبَردار | delugger | وسیلهای برای برداشتن آجهای رویه، پیش از سابزنی | مصوب / رسمی |
| آجبَردار | delugger | وسیلهای برای برداشتن آجهای رویه، پیش از سابزنی | مصوب / رسمی |
| آجقطعه | tread block | نوعی آج یا بخش مجزایی از نقش رویه به شکل چندوجهی با مقاطع مثلثی یا گرد یا چهارگوش | مصوب / رسمی |
| آجقطعه | tread block | نوعی آج یا بخش مجزایی از نقش رویه به شکل چندوجهی با مقاطع مثلثی یا گرد یا چهارگوش | مصوب / رسمی |
| آجقطعۀ شانه | shoulder block | آجقطعهای که روی شانه یعنی بین رویه و دیواره قرار دارد | مصوب / رسمی |
| آجقطعۀ شانه | shoulder block | آجقطعهای که روی شانه یعنی بین رویه و دیواره قرار دارد | مصوب / رسمی |
| آجنوار | tread rib, rib 1, tread bar | بخشی از رویه که بهصورت نوار دورتادور تایر امتداد دارد و شیارهای تایر آنها را از یکدیگر تفکیک… | مصوب / رسمی |
| آجنوار | tread rib, rib 1, tread bar | بخشی از رویه که بهصورت نوار دورتادور تایر امتداد دارد و شیارهای تایر آنها را از یکدیگر تفکیک… | مصوب / رسمی |
| آرایشمندی | tacticity | وقوع نظم در پیکربندی بسپارهایی که واحدهای تکرارشوندۀ آنها قابلیت ایجاد نظمی فضاشیمیایی دارند | مصوب / رسمی |
| آزمون جاده | road test | آزمودن خودرو یا بخشی از آن، مانند تایر، در شرایط واقعی رانندگی | مصوب / رسمی |
| آزمون شارش | flow test | آزمونی برای ارزیابی یا مطالعۀ رفتار شارشی مذابها یا آمیزههای بسپاری | مصوب / رسمی |
| آزمون شارش حلزونی | spiral flow test | تعیین ویژگیهای شارشی مذاب یا مایع بسپاری با اندازهگیری طول و وزن بسپار شاریده در مسیر حلزونی قالب | مصوب / رسمی |
| آزمون شکست | fracture test | آزمونی که در آن نمونه را میشکنند و با چشم غیرمسلح یا با ریزبین/ میکروسکوپ معمولی ترکیب و… | مصوب / رسمی |
| آزمون مقاومت مَنجید | plunger test | آزمون سنجش بارپذیری تایر و مقاومت آن در برابر صدمات جادهای و ضربه به رویۀ تایر | مصوب / رسمی |
| آستری 1 | innerliner, liner 2 | داخلیترین لایۀ تایر بیتویی که مانع خروج هوا از داخل تایر میشود | مصوب / رسمی |
| آمیزه 3 | compound 1 | مخلوطی که از اختلاط یک بسپار مذاب مانند لاستیک یا پلاستیک با مواد دیگر بهکمک یک مخلوطکن به… | مصوب / رسمی |
| آمیزهساز | compounder | دستگاهی که در آن فرایند آمیزهسازی صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| آمیزهسازی 2 | compounding | فرایندی که در آن از اختلاط یک بسپار مذاب با مواد دیگر، آمیزه به دست آید | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ پاکسازی | purge compound, flushing compound, cleaning compound | آمیزهای که بهصورت خاص برای تمیز کردن درون ماشینآلات فراوری تهیه میشود | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ پاکسازی | purge compound, flushing compound, cleaning compound | آمیزهای که بهصورت خاص برای تمیز کردن درون ماشینآلات فراوری تهیه میشود | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ ترمیمی | padding gum | آمیزهای مقاوم به گرما که از آن در زیر رویه استفاده میکنند و با کمک آن مَنجید تایر… | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ تعمیر | repair gum | آمیزهای زودپخت و نرم و چسبناک که به شکلهای فتیلهای، نواری یا ورقی برای تعمیر موضعی تایر از… | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ چسبان | cushion gum, curing gum, bonding gum, gum stock | آمیزهای لاستیکی و نرم و چسبناک برای تعمیر موضعی تایر ازطریق روکشکاری یا چسباندن رویۀ تایر به زیرساخت | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ چسبان رویۀ پیشپخته | precured tread cushion gum | آمیزهای لاستیکی و چسبناک برای چسباندن رویۀ پیشپخته به سطح سابخوردۀ مَنجید | مصوب / رسمی |
| آمیزۀ چسبان رویۀ پیشپخته | precured tread cushion gum | آمیزهای لاستیکی و چسبناک برای چسباندن رویۀ پیشپخته به سطح سابخوردۀ مَنجید | مصوب / رسمی |
| آهنگ برش | shear rate, velocity gradient | آهنگ تغییر کُرنش برشی با زمان متـ . آهنگ کُرنش برشی shear-strain rate | مصوب / رسمی |
| آهنگ کرنش برشی | shear-strain rate | ← آهنگ برش | مصوب / رسمی |
| اتصال عرضی | cross link | شاخهای که بهطور اشتراکی یک زنجیر بسپار را به زنجیر دیگر متصل میکند | مصوب / رسمی |
| اتلاف | dissipation | تبدیل انرژی مکانیکی به گرما براثر اصطکاک در فرایندهای مکانیکی | مصوب / رسمی |
| احیای لاستیک | rubber reclamation, reclamation, reclaiming | تخریب ساختار شبکهای لاستیک ازطریق فرایندهای شیمیایی و گرمایی و مکانیکی و رسیدن به زنجیرهای آزاد | مصوب / رسمی |
| ارتعاش | vibration | فرایند دورهای یا حرکت خطی یک ذره یا جسم جامد کِشسان حول وضعیت تعادل | مصوب / رسمی |
| ارتفاع مقطع | section height, SH | ارتفاع تایر از لبۀ رینگ (rim) تا سطح بالایی رویه | مصوب / رسمی |
| ارتفاع مقطع زیر بار | loaded section height | ارتفاع مقطع تایر در هنگامی که با جاده در تماس است | مصوب / رسمی |
| ازدیاد طول | — | ← کشامد | مصوب / رسمی |
| اُزونش | ozonization | فرایند آمایش یا آغشتهسازی یا ترکیب کردن با اُزون | مصوب / رسمی |
| استحکام کششی | tensile strength | بیشترین تنش کششی تحملپذیر برای هر ماده بیآنکه گسیخته شود | مصوب / رسمی |
| استحکام کششی نهایی | ultimate tensile strength | بیشینۀ باری که نمونهای از جسم در برابر کشش میتواند تحمل کند | مصوب / رسمی |
| استحکام نهایی | ultimate strength | بیشترین تنش تحملپذیر برای هر ماده بیآنکه تغییر شکل دائمی دهد یا شکسته شود | مصوب / رسمی |
| اصطکاک جنبشی | kinetic friction | اصطکاک بین دو سطحِ درحاللغزش نسبت به یکدیگر | مصوب / رسمی |
| اصطکاک غلتشی | rolling friction | نیروی اصطکاک بین جسم غلتان و سطحی که غلتش بر روی آن انجام میشود | مصوب / رسمی |
| اضافهبار 2 | overload | باری بیش از آنچه تایر برای آن طراحی شده است | مصوب / رسمی |
| اضافهبار 2 | overload | باری بیش از آنچه تایر برای آن طراحی شده است | مصوب / رسمی |
| اضافهبارگذاری | overloading | بارگذاری تایر بیش از ظرفیت حمل بار نوشتهشده بر روی دیوارۀ آن | مصوب / رسمی |