حوزه واژهها
جامعهشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آرمانشهر | utopia | تصویری خیالی و آرمانی از جامعۀ بهتر در برابر جامعهای که هست | مصوب / رسمی |
| آرمانشهر | utopia | تصویری خیالی و آرمانی از جامعۀ بهتر در برابر جامعهای که هست | مصوب / رسمی |
| آرمانشهرگرا | Utopianist, Utopist, Utopian1 | کسی که قائل به آرمانشهرگرایی است | مصوب / رسمی |
| آرمانشهرگرا | Utopianist, Utopist, Utopian1 | کسی که قائل به آرمانشهرگرایی است | مصوب / رسمی |
| آرمانشهرگرایی | utopianism, utopism | باور به امکان دستیابی به جامعهای مطلوب و آرمانی | مصوب / رسمی |
| آرمانشهرگرایی | utopianism, utopism | باور به امکان دستیابی به جامعهای مطلوب و آرمانی | مصوب / رسمی |
| آرمانشهری | utopian2, utopic | منسوب به آرمانشهر متـ . آرمانی | مصوب / رسمی |
| آرمانشهری | utopian2, utopic | منسوب به آرمانشهر متـ . آرمانی | مصوب / رسمی |
| آرمانی | — | ← آرمانشهری | مصوب / رسمی |
| آسیبشناسی اجتماعی | social pathology | یکی از اَشکال نظریۀ انحراف (deviance theory) که اکنون دیگر چندان رواج ندارد و مبتنی بر استعارهای است… | مصوب / رسمی |
| آسیبشناسی اجتماعی | social pathology | یکی از اَشکال نظریۀ انحراف (deviance theory) که اکنون دیگر چندان رواج ندارد و مبتنی بر استعارهای است… | مصوب / رسمی |
| آفرینندگی فرهنگی | cultural creativity | فرایندی که در طی آن افراد میکوشند تا روشهای نوینی برای ایجاد ارزشهای جدید در جامعه یا تقویت… | مصوب / رسمی |
| آگاهی جمعی | collective conscience | نظامی اخلاقی و اجتماعی شامل احساسات و باورها و ارزشهای مشترک میان افراد جامعه که خارج از اختیار… | مصوب / رسمی |
| آگاهی جنس مؤنث | female consciousness | شناخت زنان از اینکه چگونه در یک طبقۀ خاص یا فرهنگ یا دورۀ تاریخی تعریفهای مشخصی از جنس… | مصوب / رسمی |
| آگاهی طبقاتی | class consciousness | مفهومی سوسیالیستی و پرولتاریایی مبتنی بر نظریۀ مارکسیستی که مطابق با آن کارگران با آگاهی از موقعیت طبقاتی… | مصوب / رسمی |
| آگاهینامۀ جرایم | crime bulletin | نشریهای چاپی یا الکترونیکی حاوی اخباری که تحلیلگرهای جرم دربارۀ بزهکاران پرتحرک و جرایم زنجیرهای و رویدادهای مجرمانه… | مصوب / رسمی |
| آگاهینامۀ جرایم | crime bulletin | نشریهای چاپی یا الکترونیکی حاوی اخباری که تحلیلگرهای جرم دربارۀ بزهکاران پرتحرک و جرایم زنجیرهای و رویدادهای مجرمانه… | مصوب / رسمی |
| آلماندوست | germanophile | کسی که آلمان علاقۀ شدیدی به آلمان دارد | مصوب / رسمی |
| آلماندوستی | germanophilia | علاقۀ شدید به آلمان | مصوب / رسمی |
| آموزش جنسی | sex education | آموزشی که میتواند فرصتهایی ساختاریافته برای جوانان فراهم سازد تا نگرشها و ارزشهای خود را واکاوی کنند و… | مصوب / رسمی |
| آموزش دروناجتماعی | community education | مجموعهای از برنامههای آموزشی یا پیراآموزشی که با حمایت دولتهای محلی یا بهوسیلۀ انجمنهای مردمی برای افراد اجتماع… | مصوب / رسمی |
| آموزش دروناجتماعی | community education | مجموعهای از برنامههای آموزشی یا پیراآموزشی که با حمایت دولتهای محلی یا بهوسیلۀ انجمنهای مردمی برای افراد اجتماع… | مصوب / رسمی |
| اتحاد 1 | alliance | 1. گروهی از کشورها یا احزاب سیاسی یا سازمانها که به دلیل داشتن اهداف مشابه با یکدیگر متحد… | مصوب / رسمی |
| اتحاد تدافعی | defensive alliance | نوعی اتحاد برای دفع حملۀ دیگران به هریک از اعضای اتحاد | مصوب / رسمی |
| اتحاد مثلث | Triple Alliance | اتحاد میان آلمان و اتریش ـ مجارستان و ایتالیا در سال 1882 | مصوب / رسمی |
| اتحاد مقدس | Holy Alliance | اتحادی ارتجاعی میان پادشاهان روسیه و اتریش و پروس در سال 1815 برای سرکوب جنبشهای آزادیخواهانه | مصوب / رسمی |
| اثرگذار | influencer | هر فرد یا گروه یا سازمان یا رسانهای که بتواند با رفتار یا گفتار خود بر رفتار یا… | مصوب / رسمی |
| اجتماع | community | مجموعهای منسجم از افراد برخوردار از روابط نزدیک و مناسبات اجتماعی برپایۀ شماری از مشترکات، بهویژه حس تعلق… | مصوب / رسمی |
| اجتماع اخلاقی | moral community | اجتماعی که براساس دو مولفۀ یکپارچگی اجتماعی و یکپارچگی اخلاقی شکل میگیرد، مانند یک فرقۀ مذهبی یا یک… | مصوب / رسمی |
| اجتماع رنگینپوستان | community of colour | اجتماع قومی غیرسفیدپوستان | مصوب / رسمی |
| اجتماع رنگینپوستان | community of colour | اجتماع قومی غیرسفیدپوستان | مصوب / رسمی |
| اجتماع روستایی | rural community | اجتماعی مستقر در یک منطقۀ روستایی که روابط خود را عمدتاً براساس ارزشهای سنتی تنظیم میکند | مصوب / رسمی |
| اجتماعپژوهی | community studies | مطالعاتی که محور آن شناخت و تحلیل مسائل و روابط درونی یک اجتماع یا چگونگی تعامل آن با… | مصوب / رسمی |
| اجتماعپژوهی | community studies | مطالعاتی که محور آن شناخت و تحلیل مسائل و روابط درونی یک اجتماع یا چگونگی تعامل آن با… | مصوب / رسمی |
| اجتماعگرایی | communitarianism | اولویت و امتیاز قائل شدن در برقراری روابط اجتماعی با افراد اجتماع خود | مصوب / رسمی |
| اجتماعگرایی | communitarianism | اولویت و امتیاز قائل شدن در برقراری روابط اجتماعی با افراد اجتماع خود | مصوب / رسمی |
| اجتماعی شدن | socialisation 1/ socialization 1 | فرایندی که در طی آن فرد میآموزد که چگونه به عضویت یک جامعه درآید، خواه ازطریق درونی کردن… | مصوب / رسمی |
| اجتماعی کردن | socialisation 2/ socialization 2 | فرایندی که در طی آن جامعه با القای نقشهای اجتماعی یا درونی کردن ارزشهای حاکم بر آن در… | مصوب / رسمی |
| اجتماعی کردن | socialisation 2/ socialization 2 | فرایندی که در طی آن جامعه با القای نقشهای اجتماعی یا درونی کردن ارزشهای حاکم بر آن در… | مصوب / رسمی |
| اخلاقیات فمینیستی | feminist ethics | تلاشی برای بازنگری یا صورتبندی دوباره یا بازاندیشی در آن بخش از اخلاقیات سنتی که تجربۀ اخلاقی زنان… | مصوب / رسمی |
| ارتباط بینافرهنگی | intercultural communication | ارتباط و تعامل میان فرهنگها و افرادی با پیشینههای اجتماعی و زبانشناختی و فرهنگی متفاوت | مصوب / رسمی |
| ارتباط جمعی | mass communication | برقراری ارتباط و انتقال اخبار و اطلاعات به تمام یا جمع کثیری از مردم در جامعه ازطریق رسانههای… | مصوب / رسمی |
| ازدواج گروهی | group marriage | گونهای از زناشویی بسیار نادر در جوامع ابتدایی (primitive societies) که در آن چند زن و چند مرد… | مصوب / رسمی |
| ازدواجهراسی | gamophobia | ترس غیرعادی از ازدواج | مصوب / رسمی |
| ازدواجهراسی | gamophobia | ترس غیرعادی از ازدواج | مصوب / رسمی |
| استعمار فرهنگی | cultural colonialism | گرایش برخی از کشورهای ثروتمند و قدرتمند به مهار و پایش فرهنگ و اندیشة دیگر کشورها با هدف… | مصوب / رسمی |
| اشاعه | diffusion 1 | گسترش و نفوذ مؤلفههایی از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر در نتیجۀ ارتباط میان گروههای فرهنگی مختلف | مصوب / رسمی |
| اشاعهگرایی | diffusionism | یکی از مکتبهای نظری در انسانشناسی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که در آن اشاعۀ پدیدههای… | مصوب / رسمی |
| اشاعهگرایی | diffusionism | یکی از مکتبهای نظری در انسانشناسی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که در آن اشاعۀ پدیدههای… | مصوب / رسمی |
| اصلاح 1 | reform | اقدام برای تغییر برخی از جنبههای حیات اقتصادی یا سیاسی یا اجتماعی، بدون ایجاد دگرگونی بنیادی یا ساختاری،… | مصوب / رسمی |