حوزه واژهها
جغرافیای سیاسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
164 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبهای داخلی | internal waters | آبهای پشت خط پایه که یک کشور بر آن حاکمیت کامل دارد | مصوب / رسمی |
| آبهای داخلی | internal waters | آبهای پشت خط پایه که یک کشور بر آن حاکمیت کامل دارد | مصوب / رسمی |
| آبهای سرزمینی | territorial waters | ← دریای سرزمینی | مصوب / رسمی |
| آبهای سرزمینی | territorial waters | ← دریای سرزمینی | مصوب / رسمی |
| آبهای مجمعالجزایری | archipelagic waters | آبهای پشت خط پایۀ کشورهای مجمعالجزایری | مصوب / رسمی |
| آبهای مجمعالجزایری | archipelagic waters | آبهای پشت خط پایۀ کشورهای مجمعالجزایری | مصوب / رسمی |
| اختلاف تفسیری مرز | definitional boundary dispute | اختلاف در تفسیر معاهده یا قرارداد مربوط به توافقات مرزی | مصوب / رسمی |
| اختلاف سرزمینی | territorial dispute | اختلاف میان دو یا چند کشور بر سر حق مالیکیت در یک محدودۀ سرزمینی مشخص متـ . مناقشۀ… | مصوب / رسمی |
| اختلاف مالکیتی مرز | allocational boundary dispute | نوعی اختلاف مرزی بر سر تملک منابع طبیعی واقع در منطقۀ مرزی | مصوب / رسمی |
| اختلاف مدیریتی مرز | operational boundary dispute | نوعی اختلاف مرزی به دلیل عدم توافق بر سر مدیریت مرز | مصوب / رسمی |
| اختلاف مرزی | boundary dispute | اختلاف میان دو یا چند کشور بر سر تعیین مرز سیاسی بین آنها | مصوب / رسمی |
| اختلاف موقعیتی مرزی | locational boundary dispute | نوعی اختلاف مرزی به دلیل عدم توافق بر سر مرزنگاری یا علامتگذاری | مصوب / رسمی |
| استان دروازهای | — | ← ایالت دروازهای | مصوب / رسمی |
| استان دروازهای | — | ← ایالت دروازهای | مصوب / رسمی |
| امکانگرایی | possibilism | مکتبی که معتقد است انسان در تعامل با محیط، طیف گستردهای از امکانات و گزینهها برای توسعۀ چشماندازهای… | مصوب / رسمی |
| امکانگرایی | possibilism | مکتبی که معتقد است انسان در تعامل با محیط، طیف گستردهای از امکانات و گزینهها برای توسعۀ چشماندازهای… | مصوب / رسمی |
| ایالت دروازهای | gateway state | ایالت یا استانی که ازطریق آن حملونقل و جابهجایی صورت میگیرد متـ . استان دروازهای | مصوب / رسمی |
| ایالت دروازهای | gateway state | ایالت یا استانی که ازطریق آن حملونقل و جابهجایی صورت میگیرد متـ . استان دروازهای | مصوب / رسمی |
| بازحوزهبندی | reapportionment, redistricting | ایجاد تغییر در محدودۀ حوزههای انتخاباتی براساس تغییرات جمعیتی | مصوب / رسمی |
| بازحوزهبندی | reapportionment, redistricting | ایجاد تغییر در محدودۀ حوزههای انتخاباتی براساس تغییرات جمعیتی | مصوب / رسمی |
| بازقلمروآگاهی | reterritorialization | تمایل دولتها و واحدهای سیاسی برای انگیزه دادن به تودههای مردم در جهت مقاومت در برابر روند جهانی… | مصوب / رسمی |
| بدحوزهبندی | — | ← حوزهبندی غلط | مصوب / رسمی |
| بدحوزهبندی | — | ← حوزهبندی غلط | مصوب / رسمی |
| برونخاک | exclave | مناطقی که به دلیل محصور شدن در خاک کشور همسایه از سرزمین اصلی خود جدا افتادهاند | مصوب / رسمی |
| برونخاک | exclave | مناطقی که به دلیل محصور شدن در خاک کشور همسایه از سرزمین اصلی خود جدا افتادهاند | مصوب / رسمی |
| بستر آبهای بینالمللی | international seabed, international seabed area | محدودهای از بستر دریا که فراتر از قلمروِ دریای ملی است | مصوب / رسمی |
| بستر آبهای بینالمللی | international seabed, international seabed area | محدودهای از بستر دریا که فراتر از قلمروِ دریای ملی است | مصوب / رسمی |
| بستر دریا | seabed, sea floor | کف دریا یا اقیانوسها | مصوب / رسمی |
| بومفمینیسم | ecofeminism | نگرشی برمبنای احترام به طبیعت که با تلفیق رویکردهای فمینیسمی و بومشناختی مخالف رفتارهای تهاجمی و از میان… | مصوب / رسمی |
| بومفمینیسم | ecofeminism | نگرشی برمبنای احترام به طبیعت که با تلفیق رویکردهای فمینیسمی و بومشناختی مخالف رفتارهای تهاجمی و از میان… | مصوب / رسمی |
| پادشاهی مشروطه | constitutional monarchy, limited monarchy | نظامی پادشاهی که در آن اختیارات پادشاه به آنچه در قانون اساسی یا قوانین کشور ذکر شده محدود… | مصوب / رسمی |
| پادشاهی مطلقه | absolute monarchy, despotic monarchy | نظامی پادشاهی که در آن قانون اختیارات پادشاه را محدود نمیکند متـ . سلطنت مطلقه | مصوب / رسمی |
| تحدید حدود | — | ← مرزنگاری | مصوب / رسمی |
| تمامیت ارضی | — | ← تمامیت سرزمینی | مصوب / رسمی |
| تمامیت سرزمینی | territorial integrity | حق کشور در حاکمیت و اعمال قدرت در محدودۀ مرزهایش متـ . تمامیت ارضی | مصوب / رسمی |
| جبرگرایی محیطی | environmental determinism | مکتبی ناظر بر اینکه یک یا چند عنصر محیط طبیعی تعیینکنندۀ نوع و سطح تمدنی است که جامعه… | مصوب / رسمی |
| جغرافیای انتخاباتی | electoral geography | مبحثی در علوم سیاسی که به مطالعۀ تأثیر جغرافیا در انتخابات میپردازد | مصوب / رسمی |
| جنبش فمینیستی | feminist movement | تشکلی مربوط به زنان با هدف حفظ حق رأی و تضمین حضور منصفانۀ آنان در عرصۀ سیاستگذاری و… | مصوب / رسمی |
| جهان اول | First World | اصطلاحی سیاسی ـ اقتصادی برای توصیف کشورهای پیشرفتۀ صنعتی جهان در دوران جنگ سرد | مصوب / رسمی |
| جهان چهارم | Fourth World | فقیرترین و آسیبپذیرترین و توسعهنیافتهترین کشورهای جهان | مصوب / رسمی |
| جهان دوم | Second World | اصطلاحی برای توصیف کشورهای صنعتی کمونیستی در دوران جنگ سرد که از اقتصاد برنامهریزیشدۀ متمرکز برخوردار بودند | مصوب / رسمی |
| جهان سوم | Third World | گروهی از کشورها که از نظر زیربناهای اقتصادی و سیاسی و اجتماعی از کشورهای پیشرفتۀ جهان اول و… | مصوب / رسمی |
| حس توطن | sense of place | احساسی که بیانگر رابطۀ عاطفی و شخصی و عمیق میان فرد و مکان باشد | مصوب / رسمی |
| حکومت سرزمینی | territorial state | حکومتی که در آن یک سرزمین مبنای نظام سلسلهمراتبی قدرت قرار میگیرد و مردم تابعیت خود را از… | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی | apportionment, districting, legislative apportionment | تقسیمبندی کشور به حوزههای انتخاباتی بهگونهایکه در آن تناسب بین شمار کرسیهای نمایندگی و جمعیت رأیدهنده رعایت شود | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی | apportionment, districting, legislative apportionment | تقسیمبندی کشور به حوزههای انتخاباتی بهگونهایکه در آن تناسب بین شمار کرسیهای نمایندگی و جمعیت رأیدهنده رعایت شود | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی جغرافیایی ناعادلانه | — | ← کژحوزهبندی جغرافیایی | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی جغرافیایی ناعادلانه | — | ← کژحوزهبندی جغرافیایی | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی غلط | malapportionment | تقسیمبندی کشور به حوزههای انتخاباتی بهگونهایکه در آن تناسب بین کرسیهای نمایندگی و جمعیت رأیدهنده رعایت نشده باشد… | مصوب / رسمی |
| حوزهبندی غلط | malapportionment | تقسیمبندی کشور به حوزههای انتخاباتی بهگونهایکه در آن تناسب بین کرسیهای نمایندگی و جمعیت رأیدهنده رعایت نشده باشد… | مصوب / رسمی |