حوزه واژهها
جغرافیا
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
13 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبسنگ | reef | نوار یا باریکهای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازههای دستساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ مرجانی | coral reef | آبسنگ حاصل از ترکیبات آهکی مرجانی | مصوب / رسمی |
| آبکند | gully 1 | درۀ کوچک و باریک و ژرفی که براثر عبور سیلاب بر روی رسوبات و خاکهای سست سطحی به… | مصوب / رسمی |
| آبگذر | gullet | هر گشودگی یا گودالی مانند تنگدره یا آبکند یا دیگر آبراههها | مصوب / رسمی |
| بیابان یخ | ice desert | هر پهنۀ قطبی با پوشش دائمی یخ یا برف، بدون هیچ پوشش گیاهی، بهجز برف سرخ یا برف… | مصوب / رسمی |
| تنگ | gorge | درهای باریک و ژرف با دیوارههای سنگی تقریباً قائم در کوهستان که از ژرفدره کوچکتر و از تنگدره… | مصوب / رسمی |
| تنگدره | ravine | درۀ کوچک و باریک با دو بَر پرشیب | مصوب / رسمی |
| تنگدره | ravine | درۀ کوچک و باریک با دو بَر پرشیب | مصوب / رسمی |
| تنگه 2 | strait | آبراهۀ باریکی که دو تودۀ بزرگ آب را به هم متصل میکند | مصوب / رسمی |
| ژرفکاف | chasm 1 | بازشدگی یا شکاف عمیق در پوستۀ زمین | مصوب / رسمی |
| ژرفکاف | chasm 1 | بازشدگی یا شکاف عمیق در پوستۀ زمین | مصوب / رسمی |
| کال | dry wash | بستر پُرشیب رودهای فصلی در مناطق خشک | مصوب / رسمی |
| یخ رودخانه | river ice | یخی که بر سطح رودخانه تشکیل شده باشد | مصوب / رسمی |