حوزه واژهها
جوشکاری و آزمایشهای غیرمخرب
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آخال | inclusion 1 | مواد جامدی، مانند اکسیدها و سیلیکاتها و تنگستنها و سولفیـدها و سربـارههای حبسشده بین فلز جوش و فلز… | مصوب / رسمی |
| آخال تنگستنی | tungsten inclusion | ذرات تنگستنی که در جوشکاری قوسیتنگستنی گازمحافظ در درون فلز جوش گیر میافتند | مصوب / رسمی |
| آخال سربارهای | slag inclusion | مـواد جامد غیرفلزی که در داخل فلز جوش یا بین فلـز جـوش و فلز پایه گیر میافتند | مصوب / رسمی |
| آخال سربارهای | slag inclusion | مـواد جامد غیرفلزی که در داخل فلز جوش یا بین فلـز جـوش و فلز پایه گیر میافتند | مصوب / رسمی |
| آزمایش خَمِش | bending test | آزمایش سنجش مقاومت مواد در برابر خم شدن، تا قبل از پاره شدن، یا نیروی لازم برای خم… | مصوب / رسمی |
| آزمون جوشپذیری | weldability test | آزمونی برای سنجش جوشپذیری یک ماده | مصوب / رسمی |
| آزمون جوشپذیری | weldability test | آزمونی برای سنجش جوشپذیری یک ماده | مصوب / رسمی |
| اتصال رویهم | lap joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه بهصورت تقریباً موازی در قسمتی از کناره بر روی هم قرار… | مصوب / رسمی |
| اتصال رویهم | lap joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه بهصورت تقریباً موازی در قسمتی از کناره بر روی هم قرار… | مصوب / رسمی |
| اتصال سپری | T-joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً عمود برهم و به شکل T قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| اتصال گوشهای | corner joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً برهم عمودند | مصوب / رسمی |
| اتصال گوشهای | corner joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً برهم عمودند | مصوب / رسمی |
| اتصال لببهلب | butt joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً در یک صفحه و در امتداد هم قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| اتصال لببهلب | butt joint | نوعی اتصال که در آن دو قطعه تقریباً در یک صفحه و در امتداد هم قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| اتصال لبهای | edge joint | نوعی اتصال که در آن لبههای دو قطعه بهصورت تقریباً موازی بر روی هم قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| اتصال لبهای | edge joint | نوعی اتصال که در آن لبههای دو قطعه بهصورت تقریباً موازی بر روی هم قرار میگیرند | مصوب / رسمی |
| اتصال مایل | skewed joint | نوعی اتصال، در هر یک از پنج نوع اصلی اتصال، که در آن دو قطعه با یکدیگر زاویۀ… | مصوب / رسمی |
| ازدیاد طول | — | ← کشامد | مصوب / رسمی |
| انحراف قوس | arc blow | خارج شدن قوس از مسیر عادی براثر نیروهای مغناطیسی | مصوب / رسمی |
| بازرسی با مایع نافذ | liquid-penetrant inspection, liquid penetrate test | نوعی آزمون غیرمخرب برای آشکارسازی ناپیوستگیهای سطح در آن که با بهکارگیری مایع نفوذکننده و برداشتن مازاد آن،… | مصوب / رسمی |
| بازرسی پرتونگاشتی | radiographic inspection | آشکارسازی یا تشخیص ناپیوستگیهای ماده و همچنین تعیین توزیع یا عمق خوردگی با استفاده از پرتوهای ایکس یا… | مصوب / رسمی |
| برش 9 | — | ← برشزنی | مصوب / رسمی |
| برشزنی | shearing | بریدن قطعات با استفاده از دو لبۀ بُرندۀ مخالف هم، مانند قیچی متـ . برش 9 | مصوب / رسمی |
| برشکاری | cutting 2 | بریدن و جدا کردن جزئی از کل با روش قطع کردن یا با استفاده از یک لبۀ بُرنده | مصوب / رسمی |
| برشکاری اکسیژنی | oxygen cutting, OC 3, flame cutting, gas cutting, oxygas cutting | نوعی برشکاری گرمایی که در آن ذوب و برداشتن فلز با استفاده از گرمای حاصل از واکنش شیمیایی… | مصوب / رسمی |
| برشکاری اُکسیسوخت گازی | oxyfuel gas cutting, OFC, burning1 | نوعی برشکاری اکسیژنی که در آن گرمای موردنیاز از واکنش شیمیایی اکسیژن و گاز سوختنی به دست میآید | مصوب / رسمی |
| برشکاری اُکسیسوخت گازی | oxyfuel gas cutting, OFC, burning1 | نوعی برشکاری اکسیژنی که در آن گرمای موردنیاز از واکنش شیمیایی اکسیژن و گاز سوختنی به دست میآید | مصوب / رسمی |
| برشکاری قوسی | arc cutting, AC1 | نوعی برشکاری گرمایی که در آن ذوب و برداشتن فلز با گرمای حاصل از قوس بین الکترود و… | مصوب / رسمی |
| برشکاری قوسی اکسیژنی | oxygen arc cutting, OAC, arc oxygen cutting | نوعی برشکاری اکسیژنی که در آن قوس بین قطعۀ کار و الکترود لولهای مصرفشدنی را اکسیژنی به وجود… | مصوب / رسمی |
| برشکاری قوسی پلاسمایی | plasma arc cutting, PAC 1, plasma cutting | نوعی برشکاری قوسی که در آن در نتیجۀ گاز یونیدهای که با سرعت زیاد از دهانۀ افشانک خارج… | مصوب / رسمی |
| برشکاری قوسی کربنی | carbon arc cutting, CAC | نوعی برشکاری قوسی که در آن از الکترود کربنی استفاده میشود | مصوب / رسمی |
| برشکاری قوسی هواکربنی | air carbon arc cutting, CAC-A, AC-A | نوعی برشکاری قوسی که در آن گرمای حاصل از الکترود کربنی و فلز، با دمیدن هوای فشرده و… | مصوب / رسمی |
| برشکاری گرمایی | thermal cutting, cutting 3 | نوعی برشکاری که در آن عمل برش با ذوب فلز پایه و زدودن مذاب انجام میشود | مصوب / رسمی |
| پاشنه 2 | land | ← رویۀ ریشه | مصوب / رسمی |
| پتککاری | forging | نوعی عملیات شکلدهی مکانیکی که در آن نیروهای فشاری و ضربهای معمولاً در حین حرکت دادن بر جسم… | مصوب / رسمی |
| پتککاری | forging | نوعی عملیات شکلدهی مکانیکی که در آن نیروهای فشاری و ضربهای معمولاً در حین حرکت دادن بر جسم… | مصوب / رسمی |
| پَخی | bevel | شکل زاویهدار لبه | مصوب / رسمی |
| پسگرمایش | postheating | گرم کردن قطعات جوشکاریشده بلافاصله پس از جوشکاری برای بازپخت یا تنظیم میزان سرد شدن قطعه بهمنظور جلوگیری… | مصوب / رسمی |
| پسگرمایش | postheating | گرم کردن قطعات جوشکاریشده بلافاصله پس از جوشکاری برای بازپخت یا تنظیم میزان سرد شدن قطعه بهمنظور جلوگیری… | مصوب / رسمی |
| پشتبند 1 | backing 2 | مادهای که پشت اتصال جوش میگذارند تا سطحی برای نشاندن اولین گذر ایجاد شود | مصوب / رسمی |
| پشتبند 1 | backing 2 | مادهای که پشت اتصال جوش میگذارند تا سطحی برای نشاندن اولین گذر ایجاد شود | مصوب / رسمی |
| پشتبند نیملوله | split pipe backing | پشتبندی به شکل نیملوله در جوشکاری اتصالات لببهلب میلگردها | مصوب / رسمی |
| پشتبند نیملوله | split pipe backing | پشتبندی به شکل نیملوله در جوشکاری اتصالات لببهلب میلگردها | مصوب / رسمی |
| پشتشیارزنی | backgouging | برداشتن فلز جوش و فلز پایه از روی ریشۀ جوش برای آسان کردن ذوب و نفوذ کامل جوش… | مصوب / رسمی |
| پشتشیارزنی | backgouging | برداشتن فلز جوش و فلز پایه از روی ریشۀ جوش برای آسان کردن ذوب و نفوذ کامل جوش… | مصوب / رسمی |
| پشتیبان 1 | backup | افزارهای برای انتقال همه یا بخشی از نیروهای وارده در حین جوشکاری به قطعۀ کار یا برای جلوگیـری… | مصوب / رسمی |
| پلیسه | flash 1, fin | زائدههای مسطح و نازک در سطح جدایش قالب یا سطح جدایش ماهیچه | مصوب / رسمی |
| پنجۀ جوش | weld toe, toe of weld | محل برخورد رویۀ جوش با فلز پایه | مصوب / رسمی |
| پودر جوشکاری | welding flux | مادۀ دانهریز فلزی یا نافلز، که در هنگام جوشکاری برای محافظت از فلز جوش و شکلدهی به نیمرخ… | مصوب / رسمی |
| پیشگرمایش | preheating | حرارت دادن اجسام تا دماهای میانه بهمنظور آمادهسازی برای عملیات بعدی و صرفهجویی در انرژی | مصوب / رسمی |