حوزه واژهها
حملونقل درونشهری
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آببَر | gutter | جوی کوچک محصور بین سطح سوارهرو و جدول پیادهرو | مصوب / رسمی |
| آبرو | culvert | مجرایی سرپوشیده برای عبور آبهای سطحی | مصوب / رسمی |
| آرایش ضربدری | weaving configuration | نحوۀ طراحی خطهای عبور و چگونگی امتداد یافتن آنها در محدودۀ ضربدری | مصوب / رسمی |
| آرایۀ شهری | street furniture | تجهیزاتی مانند چراغ و نیمکت و علائم راهنمایی و اتاقک و گلدان که در خارج از سطح سوارهرو… | مصوب / رسمی |
| آزادراه | freeway, Autobahn (de.)/autobahn | راه شریانی اصلی با مسیر رفتوبرگشت مجزا که در فاصلة تقاطعهای غیر همسطح هیچ دسترسی ندارد | مصوب / رسمی |
| آزادراه راهباندار | metered freeway | آزادراهی که ورود به آن با چراغ راهنمایی در راهگَرد واپایش میشود | مصوب / رسمی |
| آزادراه راهباندار | metered freeway | آزادراهی که ورود به آن با چراغ راهنمایی در راهگَرد واپایش میشود | مصوب / رسمی |
| آزادراه مدیریتشده | managed freeway | آزادراهی که در آن تردد بهصورت فعال، با استفاده از مجموعهای از ابزارهای حملونقل هوشمند، مدیریت میشود | مصوب / رسمی |
| آزادراه مدیریتشده | managed freeway | آزادراهی که در آن تردد بهصورت فعال، با استفاده از مجموعهای از ابزارهای حملونقل هوشمند، مدیریت میشود | مصوب / رسمی |
| آزمایش سریع روسازی | accelerated pavement testing | آزمایش لایههای روسازی برای تعیین مقاومت و کارایی آنها با استفاده از چرخ بارگذاریشده با بار مجاز یا… | مصوب / رسمی |
| آزمون مارشال | Marshall test | روشی برای واپایش طراحی و ساخت مخلوط آسفالت که معیار بودن پایداری و فضاهای خالی و طول عمر… | مصوب / رسمی |
| آستری 2 | — | ← قشر آستری | مصوب / رسمی |
| آسفالت چاق | fatty asphalt | آسفالتی دارای قشر آستری اضافی یا چالهای که براثر خروج دانههای ریز ایجاد شده باشد | مصوب / رسمی |
| آسفالت رویه | top coat 1 | قشر آسفالت نرمی که در بالاترین لایۀ روسازی راه ریخته میشود متـ . رویه | مصوب / رسمی |
| آسفالت گرم | hot-rolled sphalt | نوعی خاص از آسفالت سطحی (sheet asphalt) با دانهبندی درشت برای روسازی مسیرهای دارای تردد بسیار | مصوب / رسمی |
| آسیب تَبَعی | induced damage | صدمه دیدن قطعات وسیلۀ نقلیه درنتبجۀ فشرده شدن آنها در کنار یکدیگر که به خمیدگی به سمت داخل… | مصوب / رسمی |
| آسیب مستقیم | direct damage | صدمه دیدن یا تغییر شکل وسیلۀ نقلیه که مستقیماً از تصادف ناشی میشود | مصوب / رسمی |
| آمارگیری دستی | manual survey | ← شمارش دستی | مصوب / رسمی |
| آمارگیری محیطی | cordon survey | ثبت اطلاعات اشخاص و وسایل نقلیهای که به خط محیطی وارد یا از آن خارج میشوند | مصوب / رسمی |
| آویز | hanger | قطعهای که اتاقک یا صندلی یا سایر افزارههای حمل مسافر را به بافۀ کِشنده/ کابل کِشنده متصل میکند | مصوب / رسمی |
| آویز آونگی | pendulum suspension | نوعی سامانۀ تعلیق بالاسری برای اتوبوسهای برقی که انعطافپذیری بیشتر به بافه/ کابل و سرعت بیشتر به اتوبوس… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس آکاردئونی | articulated bus | اتوبوس طویلی که قسمت پسین آن با مفصلی به قسمت پیشین متصل میشود تا در عبور از معابر… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس برقی | trolley bus | اتوبوسی که نیروی محرکۀ آن ازطریق شاخکهای متصل به دو بافه/ کابل برق مثبت و منفی بالاسری در… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس بینِشهری | intercity bus | اتوبوسی بزرگ با فضایی درنظرگرفتهشده برای بار که عمدتاً برای حملونقل مسافر بین شهرها به کار میرود | مصوب / رسمی |
| اتوبوس بینِشهری | intercity bus | اتوبوسی بزرگ با فضایی درنظرگرفتهشده برای بار که عمدتاً برای حملونقل مسافر بین شهرها به کار میرود | مصوب / رسمی |
| اتوبوس حومهای | suburban bus, suburban coach | اتوبوسی که معمولاً فقط یک در، آن هم در جلو، دارد و فضایی برای بار ندارد و در… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس حومهای | suburban bus, suburban coach | اتوبوسی که معمولاً فقط یک در، آن هم در جلو، دارد و فضایی برای بار ندارد و در… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس دوطبقه | double deck bus, double decked | اتوبوسی با ظرفیت 40 تا 80 صندلی در دو سطح مجزا و ارتفاع 4/4 تا 5/4 متر | مصوب / رسمی |
| اتوبوس سنگین | heavy bus | اتوبوسی که وزن کل آن بیش از حد تعیینشده در مقررات است | مصوب / رسمی |
| اتوبوس کوچک | middle bus | وسیلۀ نقلیۀ عمومی بزرگتر از مینیبوس و کوچکتر از اتوبوس با گنجایش 25 مسافر | مصوب / رسمی |
| اتوبوس گردشگری | sightseeing bus | اتوبوسی که برای استفادۀ گردشگری طراحی و تجهیز شده است و معمولاً پنجرههای بزرگتری دارد | مصوب / رسمی |
| اتوبوس محلهای | circulator bus,circulator service | نوعی خط اتوبوسرانی در یک محدودۀ مشخص محلی که آن را به دالانهای اصلی حملونقل متصل میکند | مصوب / رسمی |
| اتوبوس محلهای | circulator bus,circulator service | نوعی خط اتوبوسرانی در یک محدودۀ مشخص محلی که آن را به دالانهای اصلی حملونقل متصل میکند | مصوب / رسمی |
| اتوبوسبرقی نیمکفپایین | partial low-floor streetcar | نوعی اتوبوس برقی کفپایین که دارای پله یا شیبراهههای دسترسی به کف بالاتر است | مصوب / رسمی |
| اتوبوسبرقی نیمکفپایین | partial low-floor streetcar | نوعی اتوبوس برقی کفپایین که دارای پله یا شیبراهههای دسترسی به کف بالاتر است | مصوب / رسمی |
| اتوبوسراه | busway | سوارهروِ مخصوص اتوبوس | مصوب / رسمی |
| اتوبوسراه | busway | سوارهروِ مخصوص اتوبوس | مصوب / رسمی |
| ارتفاع مجاز | clearance height | حداکثر ارتفاع قابلقبول در معابری که محدودیت ارتفاع وجود دارد | مصوب / رسمی |
| ارزیابی زمان انتظار | wait assessment | برای تنظیم فاصلۀ گذر، محاسبۀ درصد وسایل نقلیۀ ورودی هنگامیکه فاصلۀ گذر آنها بیش از سه برابر فاصلۀ… | مصوب / رسمی |
| ارزیابی شبکۀ ترکیبی | composite network assessment | ارزیابی گروهی از خطوط بههمپیوستۀ مجموعهای از امکانات و مسیرهای موجود یا پیشنهادی برای استفاده از شکلهای مختلف… | مصوب / رسمی |
| ازدحام تردد | traffic congestion | ازدحام وسایل نقلیه و عابر پیاده در معابر بهحدیکه سرعت حرکت بهشدت کاهش یابد و مانع حرکت روان… | مصوب / رسمی |
| اساس پُرتراکم | heavily bound base | لایهای از رویة راه که حداقل مقاومت فشاری آن 4 مگاپاسکال است | مصوب / رسمی |
| اساس قیری | black base | قشر اساس تقویتشده با قیر که برای تقویت روسازی، جانشین اساس معمولی میشود | مصوب / رسمی |
| استاندارد طراحی | design standard | استاندارد خاصی که در طراحی به کار میرود، مانند استاندارد عرض خطوط | مصوب / رسمی |
| اشتراک خودرو | car sharing | ← سامانۀ اشتراک خودرو | مصوب / رسمی |
| اصطکاک جانبی | marginal friction1 | نیروی اصطکاک واردشونده بر خودرو در هنگام پیچیدن | مصوب / رسمی |
| اصطکاک طولی | longitudinal friction | اصطکاکی میان تایر خودرو و روسازی که در راستای محور طولی اندازهگیری میشود | مصوب / رسمی |
| اضافهزمان | excess time | فاصلۀ زمانی میان ترک یک سامانۀ حملونقل و استفاده از سامانهای دیگر | مصوب / رسمی |
| اضافهزمان | excess time | فاصلۀ زمانی میان ترک یک سامانۀ حملونقل و استفاده از سامانهای دیگر | مصوب / رسمی |
| اضافهکرایه | add fare | 1. کرایۀ اضافه برای تغییر درجۀ بلیت 2. پرداخت کرایۀ اضافه در مقصد در سامانهای که کرایه براساس… | مصوب / رسمی |