حوزه واژهها
درونشهری
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
93 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آمارگیری درونخودرو | in-vehicle survey | برداشت اطلاعات مسافران سامانههای حملونقل همگانی ازطریق مصاحبه در هنگام سفر با آن سامانه | مصوب / رسمی |
| آمارگیری درونخودرو | in-vehicle survey | برداشت اطلاعات مسافران سامانههای حملونقل همگانی ازطریق مصاحبه در هنگام سفر با آن سامانه | مصوب / رسمی |
| آمارگیری سفرکاری | journey-to-work survey | استخراج اطلاعات از سرشماریهای عمومی که شامل محل زندگی و کار افراد و نوع حرفه و شغل و… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس آسانسوار | kneeling bus | اتوبوسی که برای راحتتر سوارشدن افراد مسن یا معلول ارتفاع آن در هنگام نزدیک شدن به لبة سکو… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس آسانسوار | kneeling bus | اتوبوسی که برای راحتتر سوارشدن افراد مسن یا معلول ارتفاع آن در هنگام نزدیک شدن به لبة سکو… | مصوب / رسمی |
| اتوبوس سبک | light bus | اتوبوسی با وزن کل کمتر از پنج تن | مصوب / رسمی |
| اصطکاک جانبی | lateral friction | نیرویی بین چرخ و سطح راه که کمک میکند خودرو در حرکت گردشی در قوس در مسیر باقی… | مصوب / رسمی |
| باریکسازی خط عبور | lane narrowing | هر روشی برای کاستن از عرض راه و مسیر عرضی عبور عابران پیاده، بهمنظور کاهش سرعت خودروها و… | مصوب / رسمی |
| باریکسازی خط عبور | lane narrowing | هر روشی برای کاستن از عرض راه و مسیر عرضی عبور عابران پیاده، بهمنظور کاهش سرعت خودروها و… | مصوب / رسمی |
| بدرودسوار | kiss and ride | سامانهای که در آن مردم با خودرو شخصی به محل سوارشدن به حملونقل عمومی منتقل میشوند و خودرو… | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی کاربری زمین | land-use planning | پیشبینی نحوة استفاده از اراضی موجود بهصورت مسکونی و تجاری و صنعتی و غیره | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی کاربری زمین | land-use planning | پیشبینی نحوة استفاده از اراضی موجود بهصورت مسکونی و تجاری و صنعتی و غیره | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی یکپارچة حملونقل و کاربری زمین | integrated land-use and transportplanning | فرایندی در برنامهریزی که در آن مشخصات کاربری زمین و گزینههای مبدأ ـ مقصد و انتخاب وسیلة سفر… | مصوب / رسمی |
| برنامهریزی یکپارچة حملونقل و کاربری زمین | integrated land-use and transportplanning | فرایندی در برنامهریزی که در آن مشخصات کاربری زمین و گزینههای مبدأ ـ مقصد و انتخاب وسیلة سفر… | مصوب / رسمی |
| پشته | bund | تلی از سنگ یا خاک که برای جلوگیری از ورود سیلاب به زمینهای پست ساخته میشود | مصوب / رسمی |
| پیکان خط راستگرد،پیکان راستگرد | right traffic lane arrow | نوعی پیکان در خطکشی که در یک خط عبور فقط جریان گردش به راست را مجاز میداند | مصوب / رسمی |
| پیکان خط راستگرد،پیکان راستگرد | right traffic lane arrow | نوعی پیکان در خطکشی که در یک خط عبور فقط جریان گردش به راست را مجاز میداند | مصوب / رسمی |
| پیکان راستگرد | — | ← پیکان خط راستگرد | مصوب / رسمی |
| پیکان راستگرد | — | ← پیکان خط راستگرد | مصوب / رسمی |
| تداخل تقاطعی | intersectional friction | مزاحمت خودروها برای یکدیگر در ناحیة همگرایی مسیرهای عبور در تقاطع | مصوب / رسمی |
| تقاضای پنهان | latent demand | مقدارتقاضایی که، بهدلیل فراهم نبودن خدمات حملونقل، امکان برآورده شدن آن وجود ندارد | مصوب / رسمی |
| جداکنندة خط عبور | lane separator | جداکنندهای فیزیکی بین خطوط حرکتی همجهت برای جلوگیری از تغییر خط خودروها | مصوب / رسمی |
| جزیرة راستگرد ورود و خروج | right-in right-out island | محوطة مثلثیشکل برآمدهای که با مسدود کردن قسمتی از راه در انتهای مسیر ورودی به تقاطع، مانع انجام… | مصوب / رسمی |
| جزیرة راستگرد ورود و خروج | right-in right-out island | محوطة مثلثیشکل برآمدهای که با مسدود کردن قسمتی از راه در انتهای مسیر ورودی به تقاطع، مانع انجام… | مصوب / رسمی |
| چپگرد پسین | lagging left turn | حرکت گردش به چپی که با نمایش چراغ پیکاندار سبز انجام میشود و شروع آن بلافاصله پس از… | مصوب / رسمی |
| چپگرد پسین | lagging left turn | حرکت گردش به چپی که با نمایش چراغ پیکاندار سبز انجام میشود و شروع آن بلافاصله پس از… | مصوب / رسمی |
| چپگرد پیشین | leading left turn | حرکت گردش به چپی که با نمایش چراغ پیکاندار سبز شروع میشود و پایان آن بلافاصله پیش از… | مصوب / رسمی |
| چپگرد پیشین | leading left turn | حرکت گردش به چپی که با نمایش چراغ پیکاندار سبز شروع میشود و پایان آن بلافاصله پیش از… | مصوب / رسمی |
| حاشیة آزاد جدول | kerb clearance | فاصلهای که جدول کناره باید از لبة خط عبور داشته باشد تا ظرفیت حداکثری خط عبور حفظ شود | مصوب / رسمی |
| خط پشته | judder bar | جداکنندهای که بر روی سطح راه نصب میشود تا رانندگان بتوانند بهکمک آن سرعت و جهت حرکت وسیلة… | مصوب / رسمی |
| خط حاشیة قوس | inscribed circle | خطکشی محاط به قوس در حاشیة جدول بیرونی راه | مصوب / رسمی |
| خط راستگرد | right-turn lane | ← خط گردش | مصوب / رسمی |
| خط راستگرد | right-turn lane | ← خط گردش | مصوب / رسمی |
| خط گردش | turning lane | 1. خطی مجزا که بهطور انحصاری برای انجام حرکات گردشی به کار میرود 2. خط انباره یا تغییر… | مصوب / رسمی |
| خطکشی طولی | line marking | خطکشی با رنگآمیزی یا هر روش دیگر که حد خطوط عبور را برای هدایت خودروهای عبوری مشخص کند | مصوب / رسمی |
| خطکشی طولی | line marking | خطکشی با رنگآمیزی یا هر روش دیگر که حد خطوط عبور را برای هدایت خودروهای عبوری مشخص کند | مصوب / رسمی |
| خودرو پیشرو | lead vehicle | خودروی که در جلوی تجهیزات عمرانی سیار یا خودروهایی با بار حجیم و بزرگ در راههای دوطرفه حرکت… | مصوب / رسمی |
| خودرو تجاری سبک | light commercial vehicle | خودرو موتوری، ویژة حمل کالا با حداکثر وزن ۳/۵ تن | مصوب / رسمی |
| درزگیر | joint sealant | موادی برای جلوگیری از ورود آب و آشغال یا مواد خارجی به داخل درز | مصوب / رسمی |
| دورة پایة نمود | initial running period | بخشی از دورة زمانی چراغ راهنمایی هوشمند که کمینة تغییرناپذیر است و در طی آن نباید تغییری در… | مصوب / رسمی |
| دورة قرمز تا قرمز | inter-red period | فاصلة زمانی بین شروع مرحلة سبز و عبور آخرین خودرو از خط ایست در پایان همان مرحله | مصوب / رسمی |
| دیرآغاز | late start | ویژگی مرحلهای در بعضی از حرکات در چراغ راهنمایی که با درنگ آغاز میشود | مصوب / رسمی |
| رأس قوس | intersection point | محل تلاقی دو امتداد مماس بر قوس مسیر یا شیب | مصوب / رسمی |
| راه کمتردد،راه کمشدآمد | lightly trafficked road | راهی که حجم تردد متوسط روزانة آن در سال کمتر از 15000 وسیلة نقلیه باشد | مصوب / رسمی |
| راه کمتردد،راه کمشدآمد | lightly trafficked road | راهی که حجم تردد متوسط روزانة آن در سال کمتر از 15000 وسیلة نقلیه باشد | مصوب / رسمی |
| راه کمشدآمد | — | ← راه کمتردد | مصوب / رسمی |
| راه کمشدآمد | — | ← راه کمتردد | مصوب / رسمی |
| راهگرد تقاطع ناهمسطح | interchange ramp | راهی در تقاطع ناهمسطح که سفرهای بین دو شاخة تقاطع را امکانپذیر میسازد | مصوب / رسمی |
| راهگرد تقاطع ناهمسطح | interchange ramp | راهی در تقاطع ناهمسطح که سفرهای بین دو شاخة تقاطع را امکانپذیر میسازد | مصوب / رسمی |
| روسازی بتنمسلحقطعهای | jointed reinforced concrete pavement | نوعی روسازی با استفاده از قطعات بتن مسلح که در فواصل هشت تا دوازده متر با میلگرد اتصال… | مصوب / رسمی |