حوزه واژهها
روانشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آتشبارگی | pyromania | نوعی اختلال در مهار تکانه که در آن فرد بارها سهواً و عمداً آتش میافروزد | مصوب / رسمی |
| آتشبارگی | pyromania | نوعی اختلال در مهار تکانه که در آن فرد بارها سهواً و عمداً آتش میافروزد | مصوب / رسمی |
| آتشباره | pyromaniac | فرد دچار آتشبارگی | مصوب / رسمی |
| آتشباره | pyromaniac | فرد دچار آتشبارگی | مصوب / رسمی |
| آرامبخشهای ضعیف | minor tranquilizers | ← داروهای ضداضطراب | مصوب / رسمی |
| آرامبخشهای ضعیف | minor tranquilizers | ← داروهای ضداضطراب | مصوب / رسمی |
| آرامبخشهای قوی | major tranquilizers | ← داروهای ضدروانپریشی | مصوب / رسمی |
| آرامبخشهای قوی | major tranquilizers | ← داروهای ضدروانپریشی | مصوب / رسمی |
| آرَمش | relaxation 1 | 1. فروکش کردن تنش یا شور یا هیجان یا شدت در نتیجۀ آرامش ذهن یا آرامش بدن یا… | مصوب / رسمی |
| آرَمش افتراقی | differential relaxation | مهارتی که ازطریق آن فرد فرامیگیرد که چگونه برای انجام کار، فقط از تنش و انرژی ماهیچههای درگیر… | مصوب / رسمی |
| آرَمش پیشرونده | progressive relaxation | مهارتی که بهکمک آن فرد با آگاه شدن از تنشهای ماهیچهای خود هربار به آرمش یگ گروه از… | مصوب / رسمی |
| آرَمشدرمانی | relaxation therapy | بهکارگیری فنونی برای تنشزدایی از ماهیچهها بهمنظور درمان تنشهای عاطفی | مصوب / رسمی |
| آرَمشدرمانی | relaxation therapy | بهکارگیری فنونی برای تنشزدایی از ماهیچهها بهمنظور درمان تنشهای عاطفی | مصوب / رسمی |
| آزمایش اعتیاد | drug testing | آزمایشی برای تشخیص وجود مواد اعتیادآور در بدن | مصوب / رسمی |
| آزمایه 2 | trial 1 | در آزمونها و آزمایشها، یک دورۀ (session) تمرین (practice) یا عملکرد در یک تکلیف مشخص | مصوب / رسمی |
| آزمون توانایی | ability test | آزمونی برای سنجش مهارتهای کنونیِ فرد ازلحاظ جسمی و ذهنی | مصوب / رسمی |
| آزمون شناسایی | identification test | آزمون هوش کلامی که در آن آزمونشونده اشیا یا بخشهایی از اشیا را در یک تصویر شناسایی میکند | مصوب / رسمی |
| آزمون موفقیت | achievement test | آزمونی استاندارد برای سنجش سطح فعلی مهارتهای آزمودنی یا دانش او در یک موضوع خاص | مصوب / رسمی |
| آزمونهای خودپنداره | self-concept tests | آزمونهای شخصیت برای تعیین نگـرش افـراد به جنبههایی از خصـوصیات خود | مصوب / رسمی |
| آزمونهای خودپنداره | self-concept tests | آزمونهای شخصیت برای تعیین نگـرش افـراد به جنبههایی از خصـوصیات خود | مصوب / رسمی |
| آستانة افتراق | difference threshold, difference limen, differential threshold, differential limen, DL | حداقل تفاوت قابل ادراک میان دو محرک که در 75 درصد موارد قابل تشخیص است نیز: حداقل تفاوت… | مصوب / رسمی |
| آستانة پاسخ | response threshold | ← آستانه | مصوب / رسمی |
| آستانة حسیافت | sensation threshold | ← آستانة مطلق | مصوب / رسمی |
| آستانة حسیافت | sensation threshold | ← آستانة مطلق | مصوب / رسمی |
| آستانة مطلق | absolute threshold, absolute limen, AL | حداقل تحریک لازم برای برانگیختن واکنش یا ایجاد حس نیز: آستانة حسیافت sensation threshold | مصوب / رسمی |
| آستانه | threshold | حداقل شدت لازم محرک که برای برانگیختن پاسخ لازم است نیز: آستانة پاسخ response threshold | مصوب / رسمی |
| آشفتگی خودآگاهی | consciousness disturbance | نوعی اختلال در آگاهی شامل گیجی و سردرگمی و حالتهای رؤیاگونه و توهم | مصوب / رسمی |
| آفرینندگی | creativity 1 | توانایی ایجاد اندیشۀ نو و بیسابقهای که سودمند یا جذاب یا معنادار باشد متـ . خلاقیت | مصوب / رسمی |
| آگاهی | awareness | آگاه بودن از وقایع یا تجارب درونی یا بیرونی | مصوب / رسمی |
| آلت | — | ← آلت مردانه | مصوب / رسمی |
| آلت مردانه | penis | اندام مردانه برای دفع ادرار و دخول متـ . آلت | مصوب / رسمی |
| آماد 2 | prime | سرنخی که وقتی تجربه میشود پاسخ مشخصی را تسهیل و بقیه را مهار میکند | مصوب / رسمی |
| آمایش | priming | فرایند تسهیل یا مهار پردازش بعدی براثر تجربۀ اخیر یک محرک | مصوب / رسمی |
| آمایش تکرار | repetition priming | نوعی آمایش که در آن عرضۀ محرک حسّی خاصی موجب افزایش شناسایی آن محرک یا مشابهش در آزمونهای… | مصوب / رسمی |
| آمایش معنایی | semantic priming | نوعی آمایش که در آن عرضۀ یک واژه یا نشانه، تفسیر واژه یا نشانهای دیگر با معنایی مرتبط… | مصوب / رسمی |
| آموزش | education | فرایند یاد دادن یا فراگرفتن دانش و مهارتها و ارزشها متـ . آموزشوپرورش | مصوب / رسمی |
| آموزش آرمش | relaxation training | بهکارگیری انواع فرایندهای رفتاری برای دستیابی به هماهنگی و تعادل ذهنی و بدنی | مصوب / رسمی |
| آموزش بازداری فشار روانی | stress-inoculation training | برنامة آموزشی چهارمرحلهای بهمنظور مدیریت فشار روانی که اغلب در رفتاردرمانیِ شناختی به کار میرود | مصوب / رسمی |
| آموزش جنسی | sex education | آموزشی که میتواند فرصتهایی ساختاریافته برای جوانان فراهم سازد تا نگرشها و ارزشهای خود را واکاوی کنند و… | مصوب / رسمی |
| آموزش زیبازخورد | biofeedback training | روشی که ازطریق آن فرد میآموزد، با آگاهی از پاسخهای دستگاه، برونداد آن را واپایش کند | مصوب / رسمی |
| آموزش زیبازخورد | biofeedback training | روشی که ازطریق آن فرد میآموزد، با آگاهی از پاسخهای دستگاه، برونداد آن را واپایش کند | مصوب / رسمی |
| آموزش سلامت جنسی | sexual health education | نوعی آموزش برای کمک به افراد درجهت اخذ تصمیمات آگاهانه و مسئولانه دربارۀ امور جنسی و رفتارهای جنسی،… | مصوب / رسمی |
| آموزش مهارتهای مدارا | coping-skills training | مداخلات درمانی یا آموزشی برای افزایش توانایی فرد در مهار موقعیتهای ناخوشایند یا اضطرابزا | مصوب / رسمی |
| آموزش مهارتهای مدارا | coping-skills training | مداخلات درمانی یا آموزشی برای افزایش توانایی فرد در مهار موقعیتهای ناخوشایند یا اضطرابزا | مصوب / رسمی |
| آموزش موج آلفایی | alpha-wave training | نوعی آموزش زیبازخورد که در آن فرد با تقویت امواج آلفا به آرامش دست مییابد | مصوب / رسمی |
| آموزش همدلی | empathy training | روشی که عموماً برای افزایش ارتباطات همدلانه به کار میرود | مصوب / رسمی |
| آموزشوپرورش | — | ← آموزش | مصوب / رسمی |
| آموزشوپرورش | — | ← آموزش | مصوب / رسمی |
| آنمن | ego | 1. حس آگاهانه از خود، یعنی از همۀ پدیدههای روانشناختی و فرایندهایی که با آن مرتبط است، مانند… | مصوب / رسمی |
| آنمن | ego | 1. حس آگاهانه از خود، یعنی از همۀ پدیدههای روانشناختی و فرایندهایی که با آن مرتبط است، مانند… | مصوب / رسمی |