حوزه واژهها
ریلی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
56 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آزادسازی هوای مخزن اصلی | main reservoir release | انتقال هوای فشرده از مخزن اصلی به لولة ترمز برای هواگیری و آمادگی ترمز | مصوب / رسمی |
| اتصال جریان برگشتی | propulsion bond | رسانایی مقاومتپایین که برای برگشت جریان الکتریکی در درزهای غیر عایق ریل نصب میشود | مصوب / رسمی |
| اهرم قلاب | uncoupling lever | ← میلة قلاب | مصوب / رسمی |
| بازهواگیری یکنواخت | uniform recharge | هواگیری مجدد سامانة ترمز بهنحویکه در حین آن از سرعت بیشازحد این فرایند جلوگیری شود | مصوب / رسمی |
| پایة اهرم قلاب | uncoupling lever bracket | پایهای که تکیهگاه اهرم قلاب انتهای واگن است | مصوب / رسمی |
| پیشگاه واگن | vestibule | فضایی بسته در دو سر واگن مسافری | مصوب / رسمی |
| تخلیة تأخیری | retarded release | ← تخلیة یکنواخت | مصوب / رسمی |
| تخلیة یکنواخت | uniform release | تخلیة هوای سیلندر ترمز در بیستوپنج تا سی واگن ابتدایی قطار بهطوریکه با افزایش فشار در لولة ترمز… | مصوب / رسمی |
| ترمزگیری سریع | quick action | فرایندی در ترمزگیری که در طی آن افت فشار در لولة ترمز بالا میرود و بهسرعت از یک… | مصوب / رسمی |
| حفرة بستر | underground cavity | فضای خالی در بستر که ممکن است به هر دلیلی بهوجود آمده باشد | مصوب / رسمی |
| خط کناری خصوصی | private siding | خطی کناری که فرد یا شرکتی آن را خریداری یا اجاره کرده است | مصوب / رسمی |
| درپوش سیلندر ترمز سریع | quick-action cylinder cap | درپوشی که در هنگام قرار گرفتن پیستون تعدیل در وضعیت اضطراری، همزمان با شیرهای توزیع، هوای ترمز را… | مصوب / رسمی |
| روسازة واگن | superstructure | بخشهای سوارشده بر روی زیرسازه شامل دیوارههای کناری و دیوارههای انتهایی و سقف و درها و کفهای شیبدار | مصوب / رسمی |
| زنجیر قفل قلاب | uncoupling chain | زنجیر کوتاهی که قفل قلاب را به اهرم قلاب وصل میکند | مصوب / رسمی |
| زنجیر قفل قلاب | uncoupling chain | زنجیر کوتاهی که قفل قلاب را به اهرم قلاب وصل میکند | مصوب / رسمی |
| زیرخطبُر | undercutter | افزارهای که پارسنگ را از زیر خط جمع میکند | مصوب / رسمی |
| زیرخطبُر | undercutter | افزارهای که پارسنگ را از زیر خط جمع میکند | مصوب / رسمی |
| زیرخطبُری | undercutting | جمعآوری پارسنگ از زیرخط با دستگاه زیرخطبُر | مصوب / رسمی |
| زیرخطبُری | undercutting | جمعآوری پارسنگ از زیرخط با دستگاه زیرخطبُر | مصوب / رسمی |
| زیرسازة خط | track sub-structure | بخشی از سازة خط شامل لایههای خاکریزی از زیرپارسنگ (sub-ballast) تا پارسنگ | مصوب / رسمی |
| زیرسازة واگن | understructure | تجهیزات سرهمشدة زیر روسازة واگن شامل زیرشاسی، بوژیها، چرخها، تجهیزات کششی، قلاب، شاهتیر، گهوارهها و تیرکها | مصوب / رسمی |
| زیرسازة واگن | understructure | تجهیزات سرهمشدة زیر روسازة واگن شامل زیرشاسی، بوژیها، چرخها، تجهیزات کششی، قلاب، شاهتیر، گهوارهها و تیرکها | مصوب / رسمی |
| زیرشاسی | underframe | کل ساختار سازهای زیر کف شامل شاهتیر و تیرهای کناری و گهواره و تیرکها و دیگر اجزای آن… | مصوب / رسمی |
| سازة خط | track structure | اجزای خط راهآهن شامل ریل و صفحههای اتصال و ریلبندها (تراورسها) و خزشگیرها و ریلهای نگهبان | مصوب / رسمی |
| شناسة تعمیر،کد تعمیر | qualifier | رمزینهای حرفی ـ عـددی برای مشخص کردن منطقهای که در آنجا تعمیراتی بر روی واگن انجام شده یا… | مصوب / رسمی |
| شیر بخار2 | vapor valve | شیری برای عبور بخار از مخزن که بهصورت دستی یا خودکار باز و بسته میشود | مصوب / رسمی |
| شیر تنظیم فشار | pressure regulating valve | افزارهای تنظیمپذیر برای واپایش و حفظ درجة مشخصی از فشار | مصوب / رسمی |
| شیر مهار فشار | pressure retaining valve | افزارهای متصل به خروجی هوای تنظیمکنندة فشار سیلندر ترمز که خروج تدریجی هوا و حفظ مقداری از آن… | مصوب / رسمی |
| صفحة زیر تیغة سوزن | uniform riser | هریک از صفحههای زیر تیغة سوزن که برای رفع تدریجی اختلاف تراز بین تیغة سوزن و ریل اصلی،… | مصوب / رسمی |
| عملیات هُل ـ کش | push-pull operation | عملیات تشکیل قطار مسافری که با قرار دادن لکوموتیو در دو سر قطار صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| عملیات هُل ـ کش | push-pull operation | عملیات تشکیل قطار مسافری که با قرار دادن لکوموتیو در دو سر قطار صورت میگیرد | مصوب / رسمی |
| فرسایش بستر | underground erosion | زوال زیربستر خط که ممکن است بهدلیل آبشستگی یا عوامل دیگر باشد | مصوب / رسمی |
| قطار خصوصی | private car line | واگنهایی که یک شرکت خصوصی از شرکتهای تأمینکننده اجاره میکند و بهصورت قطار خصوصی از آنها بهرهبرداری میکند | مصوب / رسمی |
| قطار کفی | van-type train | قطاری که عمدتاً بارگنجهای جادهای را بر روی واگنهای کفی حمل میکند | مصوب / رسمی |
| کد تعمیر | — | ← شناسة تعمیر | مصوب / رسمی |
| کُرپی | U-bolt | میلهای نعلیشکل با دو سر بدون انحنا و رزوهشده برای بستن مهرهها * کُرپی واژهای ترکی به معنی… | مصوب / رسمی |
| کَلِگی سیلندر ترمز | pressure head | محفظهای در انتهای سیلندر ترمز که در هنگام ترمزگیری، عبور هوا را میسر میسازد | مصوب / رسمی |
| گودی تیرک فشاری | push-pole pocket | حفرة نیمهکروی در پایین دو گوشة لکوموتیو و واگنهای قدیمی باری که میلة بلندی در داخل آن قرار… | مصوب / رسمی |
| لولة هوارسان | supply pipe | لولهای متصل به ورودی هوای فشردهساز برای تأمین هوای آن | مصوب / رسمی |
| مالک واگن خصوصی | private car owner | مالک غیرراهآهنی واگنهایی که قابل تبدیل شدن به واگن مسافری یا باری باشند | مصوب / رسمی |
| محفظة فشار | pressure chamber | انباره یا مخزنی با شیرهای توزیع که با ذخیره کردن هوای لولة ترمز عملکرد خودکار سیلندر ترمز را… | مصوب / رسمی |
| مخزن اصلی هوا | main reservoir | مخزنی استوانهای بر روی لکوموتیو برای نگهداری هوای فشرده | مصوب / رسمی |
| مخزن کمکی هوا | supplementary reservoir | مخزنی در سامانة ترمز واگنهای مسافری برای هواگیری سریع و آزادسازی تدریجی و تأمین هوای فشردة اضطراری | مصوب / رسمی |
| مخزن هوای واگن | supply reservoir | مخزنی در زیر واگن برای تأمین هوای سیلندر ترمز در قطارهای مسافری | مصوب / رسمی |
| مخزن هوای واگن | supply reservoir | مخزنی در زیر واگن برای تأمین هوای سیلندر ترمز در قطارهای مسافری | مصوب / رسمی |
| میلة اندازهگیری چشمی | visual gauge bar | میلهای مدرج در داخل مخزن واگنهای مخزندار که میزان مایع موجود در داخل مخزن و حجم برداشتهشدة آن… | مصوب / رسمی |
| میلة اندازهگیری چشمی | visual gauge bar | میلهای مدرج در داخل مخزن واگنهای مخزندار که میزان مایع موجود در داخل مخزن و حجم برداشتهشدة آن… | مصوب / رسمی |
| میلة قلاب | uncoupling rod | میلهای در انتهای واگن برای باز کردن دستی قلاب نیز: اهرم قلاب uncoupling lever | مصوب / رسمی |
| میلة محرک | up-and-down rod | میلهای متحرک متصل به بازویی علامت راهنما که عملکرد علامت را تغییر میدهد | مصوب / رسمی |
| نیمرخ یکنواخت | uniform profile | نیمرخ طولی خطآهن بدون فروافتادگی و برآمدگی و اعوجاج و پیچ | مصوب / رسمی |