حوزه واژه‌ها

زبانشناسی

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آرایش 2arrangement 1نحوۀ قرار گرفتن مجموعهای از عناصر زبانی برحسب موقعیت و توزیع آنهامصوب / رسمی
آرزوییdesiderativeدر زبان‌شناسی تاریخی، صورتی از فعل که آرزو را بیان می‌کندمصوب / رسمی
آغازشinitiation[زبان‌شناسی] حرکت تلمبهای اندام‌های آوایی که باعث جریان هوا در مجرای آوایی برای تولید آوا میشود [زیست‌شناسی-ژن‌شناسی و…مصوب / رسمی
آغازشگرinitiator 1هریک از اندام‌های آوایی که موجب آغازش شودمصوب / رسمی
آغازگر 4theme 1در دستور نقشگرا، سازۀ آغازین پیاممصوب / رسمی
آغازگرسازیthematizationفرایندی که در آن یک سازه در آغاز پیام قرار میگیردمصوب / رسمی
آغازه 4onsetبخشی از هجا که پیش از هسته می‌آیدمصوب / رسمی
آغازۀ سادهsimple onsetآغازه‌ای که از یک همخوان تشکیل شده باشدمصوب / رسمی
آغازۀ مرکبcomplex onsetآغازه‌ای که از بیش از یک همخوان تشکیل شده باشدمصوب / رسمی
آغازیinchoative← فعل آغازیمصوب / رسمی
آمیختگیamalgamation 1درهم‌آمیختن دو یا چند واژه و تبدیل شدن آنها به یک واژهمصوب / رسمی
آمیزه 1blend 1واحد زبانی منفردی که در نتیجۀ فرایند آمیزهسازی ایجاد می‌شودمصوب / رسمی
آمیزهسازی 1blending 1فرایندی در واژهسازی که ازطریق آن دو عنصر زبانی با رعایت قواعد زبانی در هم ادغام می‌شوندمصوب / رسمی
آهنگ 1intonation 1تغییرات زیروبمی در گفتهمصوب / رسمی
آهنگِ افتانfalling intonationافت پایانی در آهنگ گفتهمصوب / رسمی
آهنگِ خیزانrising intonationخیزش پایانی در آهنگ گفتهمصوب / رسمی
آواphoneکوچک‌ترین واحد آوایی قابل‌تقطیع گفتارمصوب / رسمی
آواشناختیphonetic 1مربوط به آواشناسیمصوب / رسمی
آواشناسphoneticianمتخصص آواشناسیمصوب / رسمی
آواشناسیphoneticsمطالعۀ علمی آواهای زبانمصوب / رسمی
آواشناسی پویاdynamic phonetics, parametric phoneticsرویکردی در آواشناسی که در آن ویژگی‌های تولیدی به صورت پیوسته در نظر گرفته می‌شودمصوب / رسمی
آواشناسی تولیدیarticulatory phoneticsشاخهای از آواشناسی که به مطالعۀ نحوۀ تولید آواها در دستگاه گفتار انسان میپردازدمصوب / رسمی
آواشناسی زبَرزنجیریsuprasegmental phoneticsشاخهای از آواشناسی که در آن ویژگی‌های زبَرزنجیری گفتار مطالعه میشودمصوب / رسمی
آواشناسی شنیداریauditory phoneticsشاخهای از آواشناسی که به مطالعۀ درک و پردازش آواها میپردازدمصوب / رسمی
آواشناسی صوتیacoustic phoneticsشاخهای از آواشناسی که به مطالعۀ خصوصیات امواج صوتی آواهای گفتار میپردازد متـ . آواشناسی فیزیکیمصوب / رسمی
آواشناسی فیزیکی—← آواشناسی صوتیمصوب / رسمی
آواشناسی قانونیforensic phoneticsشاخهای از آواشناسی که در آن از روش‌های آواشناختی برای بررسی و تشخیص جُرم استفاده میشودمصوب / رسمی
آوانگار—← آوانگاشتیمصوب / رسمی
آوانگاریphonographyنظامی نوشتاری که در آن نشانه‌ها بیانگر صداهای منفرد زبان هستندمصوب / رسمی
آوانگاشتphonograph, phonogramهریک از نشانه‌های نوشتاری نظام آوانگارمصوب / رسمی
آوانگاشتیphonographicمربوط به نظام آوانگاری متـ . آوانگارمصوب / رسمی
آوانوشتphonetic transcription 1صورت ثبت‌شدۀ آواهای زبان با استفاده از نظامی از نشانه‌هامصوب / رسمی
آوانویسیphonetic transcription 2, narrow transcription, transcription 1فرایند ثبت آواهای زبان با استفاده از نظامی از نشانه‌هامصوب / رسمی
آواییphonetic 2مربوط به آوامصوب / رسمی
ابزار فراگیری زبانlanguage acquisition deviceدر نظریۀ اولیۀ چامسکی دستگاه یا سامانه‌ای در ذهن کودکان که ازطریق آن فراگیری زبان میسر می‌شود اختـ…مصوب / رسمی
ابزاریinstrumentalاز حالت‌های معنایی گروه اسمی که بر وسیلۀ انجام عمل دلالت داردمصوب / رسمی
ابهامambiguity[زبانشناسی] وضعیت ناظر بر واژه یا جمله‌ای که بیش از یک معنی دارد [مهندسی نقشهبرداری] عدد صحیح طولِ‌موج…مصوب / رسمی
ابهام دستوریgrammatical ambiguity← ابهام ساختیمصوب / رسمی
ابهام ساختیstructural ambiguity, constructional homonymy, constructional homonymityرابطة بین اجزای سازندة واحدهای نحوی، مانند گروه و جمله، که صورت یکسانی دارند، اما معنی و ساختار…مصوب / رسمی
ابهام واژگانیlexical ambiguityابهام در سطح واژهمصوب / رسمی
ابهام‌زداییdisambiguationاز بین بردن ابهاممصوب / رسمی
ابهام‌زداییdisambiguationاز بین بردن ابهاممصوب / رسمی
اجزای کلامparts of speechدر دستور زبان، نوعی طبقه‌بندی‌ که براساس آن طبقۀ واژگانی کلمات که عمدتاً شامل اسم، ضمیر، فعل، صفت،…مصوب / رسمی
اختصار—← کوتهنوشتمصوب / رسمی
اختصارسازی—← کوته‌سازیمصوب / رسمی
ادغام 1contraction 1فرایندی که در آن یک صورت زبانی و صورت زبانی مجاور آن در هم فرومی‌روند و برخی آواها…مصوب / رسمی
ادغامشدهcontractedصورت زبانی واحدی که در نتیجۀ فرایند ادغام ایجاد می‌شودمصوب / رسمی
ارتقای فعلverb raisingحرکت فعل از بند پیرومصوب / رسمی
ارجاعreference 1رابطۀ دلالت که میان واحدهای دستوری وجود دارد، مانند ضمیر، که بر اسم یا گروه اسمی دلالت می‌کندمصوب / رسمی
ازیablative← حالت ازیمصوب / رسمی