حوزه واژهها
زمینشناسی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب آتشفشانی | volcanic water | آب درون ماگما در سطح یا نزدیک به سطح زمین | مصوب / رسمی |
| آب آشامیدنی | potable water | آبی که برای نوشیدن دارای کیفیت مناسب است | مصوب / رسمی |
| آب جوّی | meteoric water | آبی که بهتازگی از جَو به زمین فروریخته باشد | مصوب / رسمی |
| آب زیرزمینی | ground water, underground water | آب موجود در مواد سست زیر سطح سفرۀ آب | مصوب / رسمی |
| آب سطحی 1 | surface water 1 | [زمینشناسی] همۀ آبهای روی سطح زمین ازجمله آبهای شیرین و شور، یخ و برف [محیطزیست] آبی که بهطور… | مصوب / رسمی |
| آب شور | saline water | آبی که حاوی مقدار قابلتوجهی مواد جامد حلشده است | مصوب / رسمی |
| آب شیرین | fresh water | آبی که کمتر از 1000 میلیگرم در لیتر، جامدات حلشده داشته باشد | مصوب / رسمی |
| آب ماگمایی | magmatic water, giuvenile water, plutonic water | آب جداشده از سنگهای مذاب ماگمایی | مصوب / رسمی |
| آب همزاد | connate water | آب بهدامافتاده در منافذ سنگ رسوبی در زمان نهشته شدن رسوب | مصوب / رسمی |
| آبآشفتگی | aquaturbation | آشفتگی نهشتههای باستانشناختی درنتیجة جریان آبهای سطحی و چرخة خشکی و تری | مصوب / رسمی |
| آبآشفتگی | aquaturbation | آشفتگی نهشتههای باستانشناختی درنتیجة جریان آبهای سطحی و چرخة خشکی و تری | مصوب / رسمی |
| آبآوار | hydroclast | ذرات آتشفشانآواری ناشی از فوران آتشفشان در زیر آب | مصوب / رسمی |
| آبآوار | hydroclast | ذرات آتشفشانآواری ناشی از فوران آتشفشان در زیر آب | مصوب / رسمی |
| آبآواری | hydroclastic | مربوط به آبآوار؛ ویژگی ذرات و مواد آبآوار | مصوب / رسمی |
| آبآواری | hydroclastic | مربوط به آبآوار؛ ویژگی ذرات و مواد آبآوار | مصوب / رسمی |
| آبخوان | aquifer | تودهسنگ تراوا و اشباعشده از آب که آب چاهها و چشمههای پیرامون را تأمین میکند | مصوب / رسمی |
| آبخوان کمتراوا | aquiclude, aquitard | واحد زمینشناختی سیرشده که در شرایط هیدرولیکیِ (hydraulic) عادی آب چندانی از آن نمیگذرد | مصوب / رسمی |
| آبدره | fjord | درۀ کشیده و ژرف یخساری که به دریا منتهی میشود | مصوب / رسمی |
| آبدهی 1 | discharge 1 | 1. آهنگ جریان آب سطحی در واحد زمان 2. آهنگ خارج شدن آب زیرزمینی در واحد زمان | مصوب / رسمی |
| آبرفت | alluvium, alluvial deposit | مواد آواری سستی که در نتیجۀ جریان آبهای جاری نهشته میشود | مصوب / رسمی |
| آبرفتگذاری | alluviation | فرایند نهشت در نتیجۀ جریان رودخانه | مصوب / رسمی |
| آبرفتی | alluvial | وابسته یا مربوط به آبرفت | مصوب / رسمی |
| آبزیستگاه | hydrobios | بخشی از زمین که گیاهان و جانوران آبزی در آن زندگی میکنند | مصوب / رسمی |
| آبسنگ | reef | نوار یا باریکهای از صخره یا ماسه یا مرجان یا سازههای دستساز در نزدیکی سطح آب یا برآمده… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ آبتَلی | shoal reef | آبسنگی که در بین تودههای نامنظمی شکل میگیرد که در میان آبتَلهایی (shoals) از پودۀ آبسنگی آهکی غوطهور… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ آبتَلی | shoal reef | آبسنگی که در بین تودههای نامنظمی شکل میگیرد که در میان آبتَلهایی (shoals) از پودۀ آبسنگی آهکی غوطهور… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ پسرَفتی | regressive reef | هریک از مجموعهآبسنگهای پیشساحلی (nearshore) که در هنگام کاهش سطح آب یا افزایش سطح خشکی بر روی نهشتههای… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ پسرَفتی | regressive reef | هریک از مجموعهآبسنگهای پیشساحلی (nearshore) که در هنگام کاهش سطح آب یا افزایش سطح خشکی بر روی نهشتههای… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ جلبکی | algal reef | آبسنگی که بخش عمدۀ آن از بقایای جلبکهایی تشکیل شده است که اندامگانهای اصلی تولیدکنندۀ کلسیمکربنات هستند | مصوب / رسمی |
| آبسنگ جلبکی | algal reef | آبسنگی که بخش عمدۀ آن از بقایای جلبکهایی تشکیل شده است که اندامگانهای اصلی تولیدکنندۀ کلسیمکربنات هستند | مصوب / رسمی |
| آبسنگ چنگکی | prong reef | نوعی دیوارۀ آبسنگی که پشتبندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهتهای دریاسو (seaward) و بادپناه دارد | مصوب / رسمی |
| آبسنگ چنگکی | prong reef | نوعی دیوارۀ آبسنگی که پشتبندهایی نامنظم و عمود بر محور خود در جهتهای دریاسو (seaward) و بادپناه دارد | مصوب / رسمی |
| آبسنگ حاشیهای | fringing reef, shore reef | آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ حاشیهای | fringing reef, shore reef | آبسنگی که مستقیماً به ساحل قاره یا جزیره متصل است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سدی | barrier reef | نوعی آبسنگ مرجانی که آبهای آزاد آن را از خشکی جدا کرده است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سکویی | platform reef | آبسنگ نسبتاً کوچکی که سطح فوقانی آن صاف است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ سکویی | platform reef | آبسنگ نسبتاً کوچکی که سطح فوقانی آن صاف است | مصوب / رسمی |
| آبسنگ گوهای | plug reef | آبسنگ کوچکی شبیه به مخروط که رأس آن بهسوی دریا است و در میان آبسنگهای خطی، که لبۀ… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ گوهای | plug reef | آبسنگ کوچکی شبیه به مخروط که رأس آن بهسوی دریا است و در میان آبسنگهای خطی، که لبۀ… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ماسهای | sand reef | سد یا پشتۀ کوتاهی از ماسه در امتداد کرانۀ دریاچه یا دریا که با جریان آب یا موج… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ ماسهای | sand reef | سد یا پشتۀ کوتاهی از ماسه در امتداد کرانۀ دریاچه یا دریا که با جریان آب یا موج… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ مرجانی | coral reef | آبسنگ حاصل از ترکیبات آهکی مرجانی | مصوب / رسمی |
| آبسنگ نواری | ribbon reef | آبسنگی خطی (linear reef) در میان آبسنگ سدی کبیر (Great Barrier Reef) در ساحل استرالیا که دو سر… | مصوب / رسمی |
| آبسنگ نواری | ribbon reef | آبسنگی خطی (linear reef) در میان آبسنگ سدی کبیر (Great Barrier Reef) در ساحل استرالیا که دو سر… | مصوب / رسمی |
| آبشویی | leaching 1 | حل و جداسازی اجزای سازندۀ انحلالپذیر از سنگ یا خاک یا کانسنگ با استفاده از سیالات | مصوب / رسمی |
| آبفشان | geyser | چشمۀ آبگرمی که آب داغ و بخار بهتناوب از آن فوران میکند | مصوب / رسمی |
| آبفشان | geyser | چشمۀ آبگرمی که آب داغ و بخار بهتناوب از آن فوران میکند | مصوب / رسمی |
| آبکُره | hydrosphere | مجموعۀ آبهای کرۀ زمین | مصوب / رسمی |
| آبکند | gully 1 | درۀ کوچک و باریک و ژرفی که براثر عبور سیلاب بر روی رسوبات و خاکهای سست سطحی به… | مصوب / رسمی |
| آبکَندیشدگی | gullying | ← فرسایش آبکَندی | مصوب / رسمی |