حوزه واژهها
زیستشناسی شاخه ژنشناسی و زیستفناوری
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آزمون ژنتیکی | — | ← آزمون ژنشناختی | مصوب / رسمی |
| آزمون ژنشناختی | genetic testing | مجموعهآزمونهای تشخیص یک بیماری ژنشناختی/ ژنتیکی و شناسایی مخاطرة انتقال آن به نسلهای بعدی و پیشبینی پاسخها به… | مصوب / رسمی |
| آزمون ژنشناختی | genetic testing | مجموعهآزمونهای تشخیص یک بیماری ژنشناختی/ ژنتیکی و شناسایی مخاطرة انتقال آن به نسلهای بعدی و پیشبینی پاسخها به… | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آغازگر `3 | 3 ’primer | ← آغازگر برگشت | مصوب / رسمی |
| آغازگر `5 | 5’ primer | ← آغازگر رفت | مصوب / رسمی |
| آغازگر بامعنا | sense primer | ← آغازگر رفت | مصوب / رسمی |
| آغازگر برگشت | reverse primer | هر آغازگری که برای اتصال به رشتة رمزگذار طراحی میشود نیز: آغازگر `33 ’primer آغازگر پادمعنا antisense primer | مصوب / رسمی |
| آغازگر پادمعنا | antisense primer | ← آغازگر برگشت | مصوب / رسمی |
| آغازگر رفت | forward primer | هر آغازگری که برای اتصال به رشتة نارمزگذار (مکمل) طراحی میشود نیز: آغازگر `55’ primer آغازگر بامعنا sense… | مصوب / رسمی |
| آنیم | MRCA | ← آخرین نیای مشترک | مصوب / رسمی |
| اتصال همسایهها | neighbour joining | روشی در بازسازی درختهای تبارشناختی و محاسبة طول شاخههای آنها که در آن، در هر مرحله، نزدیکترین دو… | مصوب / رسمی |
| اتصال همسایهها | neighbour joining | روشی در بازسازی درختهای تبارشناختی و محاسبة طول شاخههای آنها که در آن، در هر مرحله، نزدیکترین دو… | مصوب / رسمی |
| استواری تبارشاخهنگاره | cladogram robustness | سنجهای برای اطمینان از روابط تبارشناختی موجود در یک تبارشاخهنگاره | مصوب / رسمی |
| استواری تبارشاخهنگاره | cladogram robustness | سنجهای برای اطمینان از روابط تبارشناختی موجود در یک تبارشاخهنگاره | مصوب / رسمی |
| اندازة مؤثر جمعیت | effective population size | شمار افراد یک جمعیت که با احتمال یکسان در خزانة ژن نسل بعد سهم دارند | مصوب / رسمی |
| ایمنسازی ژنتیکی | — | ← ایمنسازی ژنشناختی | مصوب / رسمی |
| ایمنسازی ژنتیکی | — | ← ایمنسازی ژنشناختی | مصوب / رسمی |
| ایمنسازی ژنشناختی | genetic immunization, genetic vaccination | انتقال مادة ژنشناختی/ ژنتیکی پادگن به موجود زنده بهمنظور تحریک دستگاه ایمنی آن موجود به تولید پادتن متـ… | مصوب / رسمی |
| ایمنسازی ژنشناختی | genetic immunization, genetic vaccination | انتقال مادة ژنشناختی/ ژنتیکی پادگن به موجود زنده بهمنظور تحریک دستگاه ایمنی آن موجود به تولید پادتن متـ… | مصوب / رسمی |
| ایمنیژنشناسی | immunogenetics | شاخهای از زیستشناسی که تلفیقی از ایمنیشناسی و ژنشناسی/ ژنتیک است متـ . ژنتیکایمنیشناسی | مصوب / رسمی |
| ایمنیژنشناسی | immunogenetics | شاخهای از زیستشناسی که تلفیقی از ایمنیشناسی و ژنشناسی/ ژنتیک است متـ . ژنتیکایمنیشناسی | مصوب / رسمی |
| بازفعالسازی در تاریکی | — | ← بازکنانش در تاریکی | مصوب / رسمی |
| بازفعالسازی در تاریکی | — | ← بازکنانش در تاریکی | مصوب / رسمی |
| بازفعالسازی نوری | — | ← بازکنانش نوری | مصوب / رسمی |
| بازفعالسازی نوری | — | ← بازکنانش نوری | مصوب / رسمی |
| بازکنانش در تاریکی | dark reactivation | سازوکاری زیمایهای که در آن دنای آسیبدیده بدون کمک نور ترمیم میشود متـ . بازفعالسازی در تاریکی ترمیم… | مصوب / رسمی |
| بازکنانش نوری | photoreactivation | فرایندی که در آن آسیبهای ژنی ناشی از نور فرابنفش با نور مرئی ترمیم میشوند متـ . بازفعالسازی… | مصوب / رسمی |
| بُرشگر چهاربازه | four-base cutter,four-base-pair cutter | زیمایهای ویژهبُر که یک توالی چهارنوکلئوتیدی خاص را شناسایی میکند و برش میدهد نیز: چهاربُر four-cutter | مصوب / رسمی |
| بُرشگر ششبازه | six-base cutter,six-base-pair cutter | زیمایهای برشگر که یک توالی ششنوکلئوتیدی خاص را شناسایی میکند و برش میدهد نیز: ششبُر six-cutter | مصوب / رسمی |
| بُرشگر ششبازه | six-base cutter,six-base-pair cutter | زیمایهای برشگر که یک توالی ششنوکلئوتیدی خاص را شناسایی میکند و برش میدهد نیز: ششبُر six-cutter | مصوب / رسمی |
| بُرشگر هشتبازه | eight-base cutter,eight-base-pair cutter | زیمایهای برشگر که یک توالی هشتنوکلئوتیدی خاص را شناسایی میکند و برش میدهد نیز: هشتبُر eight-cutter | مصوب / رسمی |
| بُرشگر هشتبازه | eight-base cutter,eight-base-pair cutter | زیمایهای برشگر که یک توالی هشتنوکلئوتیدی خاص را شناسایی میکند و برش میدهد نیز: هشتبُر eight-cutter | مصوب / رسمی |
| برونگروه | outgroup | آرایه یا گـروهی از آرایـهها که عضو درونگروه نیست، ولی ارتباط خویشاوندی نزدیک با آن دارد | مصوب / رسمی |
| برونگروه | outgroup | آرایه یا گـروهی از آرایـهها که عضو درونگروه نیست، ولی ارتباط خویشاوندی نزدیک با آن دارد | مصوب / رسمی |
| بستک مانندگی | homeobox/homeo box | توالیهای 180 نوکلئوتیدی حفظشده در درون ژنهای ماننده | مصوب / رسمی |
| بستوانی | pluripotency | توانایی یاخته برای تبدیل شدن به انواع یاختههای هر سه لایة زایشی | مصوب / رسمی |
| بستوانی | pluripotency | توانایی یاخته برای تبدیل شدن به انواع یاختههای هر سه لایة زایشی | مصوب / رسمی |
| بستوانیده | iPS cell, iPSC | ← یاختة بنیادی بستوان القایی | مصوب / رسمی |
| بستوانیده | iPS cell, iPSC | ← یاختة بنیادی بستوان القایی | مصوب / رسمی |
| بسشاخگی | polytomy | وضعیتی که در آن سه یا چند دودمان از یک نیا در تبارشاخهنگاره مشتق شده باشند، اما رابطة… | مصوب / رسمی |
| بسشاخگی | polytomy | وضعیتی که در آن سه یا چند دودمان از یک نیا در تبارشاخهنگاره مشتق شده باشند، اما رابطة… | مصوب / رسمی |
| بسشاخه | polytomic | ویژگی تبارشاخهای که دارای بسشاخگی باشد | مصوب / رسمی |
| بسشاخه | polytomic | ویژگی تبارشاخهای که دارای بسشاخگی باشد | مصوب / رسمی |
| بیشمتیلدار شدن | hypermethylation1 | متیلدار شدنِ بیشازاندازة دِنا | مصوب / رسمی |
| بیشمتیلدار شدن | hypermethylation1 | متیلدار شدنِ بیشازاندازة دِنا | مصوب / رسمی |
| بیشمتیلدار کردن | hypermethylation2 | متیلدار کردنِ بیشازاندازة دِنا | مصوب / رسمی |
| بیشمتیلدار کردن | hypermethylation2 | متیلدار کردنِ بیشازاندازة دِنا | مصوب / رسمی |
| بیشمتیلدارشده | hypermethylated | ویژگی محصول فرایند بیشمتیلدار کردن | مصوب / رسمی |