حوزه واژه‌ها

سینما و تلویزیون

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آتشکارpyrotechnicianیکی از اعضای گروه تولید که تخصص او ایجاد آتش و انفجار استمصوب / رسمی
آرایهکارswing gang memberعضو گروه آرایهکاریمصوب / رسمی
آرشیو فیلمfilm archivesسازمان یا واحدی که مجموعه‌ای از فیلم‌های سینمایی و مستند و کارتون و مواد وابسته را نگهداری می‌کندمصوب / رسمی
آزمون بازیگری—← آزمون بازیگری با دوربینمصوب / رسمی
آزمون بازیگری با دوربینscreen testقطعه‌فیلمی آزمایشی که برای ارزیابی بازیگر در یک نقش خاص گرفته می‌شود متـ . آزمون بازیگریمصوب / رسمی
آگهی تلویزیونیteaser 1آگهی کوتاه تبلیغاتی که ویژگی‌های جذاب کالا یا برنامهای را در تلویزیون به نمایش گذاردمصوب / رسمی
آگهینامهaffiche (fr.)آگهی مکتوب و غالباً مصور که ابعاد آن در حدود 35×50 سانتی‌متر باشدمصوب / رسمی
آیندهنماflash forward, flash aheadنما یا صحنهای که نشاندهندۀ رویدادی است که در آیندۀ روایت فیلم اتفاق میافتدمصوب / رسمی
اَبَرستارهsuperstarستارۀ بسیار محبوب عرصۀ سینمامصوب / رسمی
اجرای میان‌روزmatineeاجرای ویژۀ نمایش یا نمایش ویژۀ فیلم در صبح یا بعدازظهرمصوب / رسمی
اجرای میان‌روزmatineeاجرای ویژۀ نمایش یا نمایش ویژۀ فیلم در صبح یا بعدازظهرمصوب / رسمی
استانداردهای آکادمیAcademy standardsاستانداردهای مخصوص فراتاب و نوار فیلم و دهانۀ دوربین که آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آنها را تعیین…مصوب / رسمی
استودیوstudioکارگاهی مجهز ویژۀ فیلم‌برداری و صدابرداریمصوب / رسمی
اسکار—← جوایز اسکارمصوب / رسمی
اصلی دوم—← نسخۀ اصلی دوممصوب / رسمی
اعلانposterآگهی مکتوب و مصور، با ابعاد حدوداً 70×50 سانتی‌متر، که قابل چاپ و تکثیر و نصب است متـ…مصوب / رسمی
افقگَرد—← حرکت افقگَردمصوب / رسمی
اقتباس 1adaptation 1ساختن فیلم براساس یک اثرِ ازپیش‌موجودمصوب / رسمی
امربَرrunner 1فردی که دستیار دفتر تولید است و در دفتر و همچنین سر صحنۀ فیلم‌برداری کارهای مختلفی انجام می‌دهدمصوب / رسمی
انتخاب بازیگرcasting 1, cast 1گزینش بازیگران برای ایفای نقش در یک برنامۀ تلویزیونی یا فیلممصوب / رسمی
انتخاب دوبازیگرهdouble castingآماده‌سازی دو بازیگر برای ایفای یک نقشمصوب / رسمی
انتخاب نامناسبmiscastانتخاب بازیگر در نقشی که مناسب او نیستمصوب / رسمی
اندیشهنگاشتideogram, ideographسادهترین شکلی که بهطور نمادین شیء یا اندیشهای را بازنمایی میکندمصوب / رسمی
اندیشهنگاشتیideographicویژگی آنچه مربوط به اندیشهنگاشت‌ها باشدمصوب / رسمی
اوج 3climax[زیستشناسی] مرحلۀ نهایی یک توالی/ پیآیی که به تعادل و پایداری نسبی رسیده است [سینما و تلویزیون، هنرهای…مصوب / رسمی
ایستا کردن قاب—← ایستا کردن قاب تصویرمصوب / رسمی
ایستا کردن قاب تصویرfreeze frame 1, hold frame, still frame, freezing 2چاپ مکرر یک قاب تصویر برای به دست آوردن نما یا تصویر ثابت و بیحرکت متـ . ایستا…مصوب / رسمی
ایستگاه پخش مستقلindependent broadcast station,independent station, indie 1ایستگاه پخش تلویزیونی یا رادیویی که به شبکههای اصلی وابسته نیستمصوب / رسمی
ایستگاه پخش وابستهnetwork affiliated station, affiliate, affiliated stationایستگاه پخش تلویزیونی که به موجب عقد قرارداد با شبکههای اصلی ملزم میشود تا بخشی از پخش هفتگی…مصوب / رسمی
ایستگاه رادیوتلویزیونیbroadcast station, station 2ایستگاهی که ازطریق آن برای عموم مردم برنامۀ رادیویی یا تلویزیونی پخش می‌شود متـ . فرستندۀ رادیوتلویزیونیمصوب / رسمی
بازبرداشت 2retakeفیلم‌برداری مجدد از یک صحنهمصوب / رسمی
بازساختهremakeبرداشت یا نسخۀ جدیدی از یک فیلم قدیمیمصوب / رسمی
بازو 2boom 2میلهای کشوی و قابل‌حمل که صدابَر یا دوربین یا نورافکن بر آن نصب میشود و میتوان جهت و…مصوب / رسمی
بازوبانboom manمتصدی بازوی صدابَرمصوب / رسمی
بازیگر 1player, actor 1, actress 1هنرمندی که نقشی را بر روی صحنه اجرا میکندمصوب / رسمی
بازیگر اصلیlead 2بازیگری که نقش اصلی نمایش تلویزیونی یا فیلم را بر عهده دارد متـ . بازیگر نقش اولمصوب / رسمی
بازیگر اصلی زنfemale leadبازیگر زنی که نقش اصلی نمایش تلویزیونی یا فیلم را بر عهده دارد متـ . بازیگر نقش اول…مصوب / رسمی
بازیگر اصلی مردmale leadبازیگر مردی که نقش اصلی نمایش تلویزیونی یا فیلم را بر عهده دارد متـ . بازیگر نقش اول…مصوب / رسمی
بازیگر کمدیcomedian 1, comic actor, comic playerهنرمندی که در نمایش‌های شوخناک یا فیلم‌های کمدی ایفای نقش میکند متـ . شوخبازیگرمصوب / رسمی
بازیگر مکمل زنsupporting actressبازیگر زنی که پس از بازیگر نقش اول، مهم‌ترین نقش را دارد متـ . بازیگر نقش دوم زنمصوب / رسمی
بازیگر مکمل مردsupporting actorبازیگر مردی که پس از بازیگر نقش اول مهم‌ترین نقش را دارد متـ . بازیگر نقش دوم مردمصوب / رسمی
بازیگر نقش اول—← بازیگر اصلیمصوب / رسمی
بازیگر نقش اول زن—← بازیگر اصلی زنمصوب / رسمی
بازیگر نقش اول مرد—← بازیگر اصلی مردمصوب / رسمی
بازیگر نقش دوم زن—← بازیگر مکمل زنمصوب / رسمی
بازیگر نقش دوم مرد—← بازیگر مکمل مردمصوب / رسمی
بازیگرافزارhand props, actor's propertyابزاری در اختیار بازیگر که در طول نمایش یا در صحنۀ فیلم از آن استفاده می‌کندمصوب / رسمی
بازیگریactingعمل و حرفۀ بازیگرمصوب / رسمی
بحرانcrisisلحظه‌ای از داستان فیلم یا نمایش که گره و کشمکش را نشان می‌دهدمصوب / رسمی
بخش 3episode 11. هریک از قسمت‌های پنجگانۀ سوگنامه‌های کلاسیک که با سرود و پایکوبی گروه هم‌سرایان از هم تفکیک می‌شد…مصوب / رسمی