حوزه واژهها
شاخه حیاتوحش
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آشیان بالفعل،کُنام بالفعل | realized niche | بخشی از آشیان پایه که در عمل یک گونه آن را اشغال کرده است | مصوب / رسمی |
| آشیان بالقوه،کُنام بالقوه | potential niche | محیطی که بهدلیل شرایط مناسب احتمال حضور یک گونه در آن زیاد است | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آشیان بومشناختی،کُنام بومشناختی | ecological niche | مجموعهویژگیهای زیستمحیطی، اعم از شیمیایی و فیزیکی و زیستشناختی، که در تعیین جایگاه یک اندامگان یا گونه در… | مصوب / رسمی |
| آشیان پایه،کُنام پایه | fundamental niche | آشیان بالقوهای که، صرفنظر از رقابت بینگونهای و شکار، برای حیات یک گونه مناسب است | مصوب / رسمی |
| آشیان،کُنام | niche | محیطزیست منحصربهفردی که یک اندامگان برای بقا به آن نیاز دارد | مصوب / رسمی |
| آشیانه،لانه | nest | ساختاری که در آن جانوران، بهویژه پرندگان، تخم میگذارند یا تولیدمثل میکنند | مصوب / رسمی |
| آشیانهداری،لانهداری | nesting | فعالیتهایی که در آشیانه انجام میشود، شامل آشیانهسازی و تخمگذاری و پرواز دادن جوجهها | مصوب / رسمی |
| آشیانهداری،لانهداری | nesting | فعالیتهایی که در آشیانه انجام میشود، شامل آشیانهسازی و تخمگذاری و پرواز دادن جوجهها | مصوب / رسمی |
| آشیانهساز،لانهساز | nest builder | جانوری که به آشیانهسازی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهساز،لانهساز | nest builder | جانوری که به آشیانهسازی میپردازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهسازی،لانهسازی | nest building | رفتار جانور در ساخت آشیانه برای تخمگذاری یا تولیدمثل | مصوب / رسمی |
| آشیانهسازی،لانهسازی | nest building | رفتار جانور در ساخت آشیانه برای تخمگذاری یا تولیدمثل | مصوب / رسمی |
| آشیانهگاه،لانهگاه | nesting site | جایی که پرنده در آن آشیانه میسازد | مصوب / رسمی |
| آشیانهگاه،لانهگاه | nesting site | جایی که پرنده در آن آشیانه میسازد | مصوب / رسمی |
| انبان شکار | game bag | آمار حیوانات شکارشده در یک منطقة خاص و در محدودة زمانی معین | مصوب / رسمی |
| انتخاب آر،انتخاب زاد | R-selection | نوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ زادآوری را دارند، در زیستگاههای متغیر استقرار مییابند | مصوب / رسمی |
| انتخاب پاد | — | ← انتخاب کا | مصوب / رسمی |
| انتخاب زاد | — | ← انتخاب آر | مصوب / رسمی |
| انتخاب کا،انتخاب پاد | K-selection | نوعی انتخاب طبیعی که در آن گونههایی که بالاترین نرخ بقا را دارند، در زیستگاههای پایدار استقرار مییابند | مصوب / رسمی |
| انجمن حفاظت حیاتوحش | Wildlife Conservation Society, WCS | یکی از نخستین سازمانها یا ساختارهای حفاظت که در سال 1895 در امریکا با هدف حفاظت و مدیریت… | مصوب / رسمی |
| انجمن حفاظت حیاتوحش | Wildlife Conservation Society, WCS | یکی از نخستین سازمانها یا ساختارهای حفاظت که در سال 1895 در امریکا با هدف حفاظت و مدیریت… | مصوب / رسمی |
| انگل آشیانه1،انگل لانه1 | nest parasite1,brood parasite | جانوری که تخم خود را در آشیانة جانور دیگر، از همانگونه یا از گونة دیگر، میگذارد | مصوب / رسمی |
| انگل آشیانه2،انگل لانه2 | nest parasite2 | انگلی که در آشیانة میزبانش زندگی میکند | مصوب / رسمی |
| انگل لانه1 | — | ← انگل آشیانه1 | مصوب / رسمی |
| انگل لانه2 | — | ← انگل آشیانه2 | مصوب / رسمی |
| انگلآشیانی،انگللانهای | nest parasitism,brood parasitism,breeding parasitism | نوعی زندگی انگلی که در آن پرنده تخم خود را در آشیانة پرندهای از گونة دیگر میگذارد و… | مصوب / رسمی |
| انگلآشیانی،انگللانهای | nest parasitism,brood parasitism,breeding parasitism | نوعی زندگی انگلی که در آن پرنده تخم خود را در آشیانة پرندهای از گونة دیگر میگذارد و… | مصوب / رسمی |
| انگللانهای | — | ← انگلآشیانی | مصوب / رسمی |
| انگللانهای | — | ← انگلآشیانی | مصوب / رسمی |
| اهلی | domestic | ویژگی گونهای که با انسان زندگی میکند یا انسان از آن نگهداری میکند | مصوب / رسمی |
| اهلیسازی | domestication | پرورش هدفمند گونههای گیاهی و جانوری برای رفع نیازهای انسان ازطریق تغییر شرایط زیستی طبیعی برای تضمین بقا… | مصوب / رسمی |
| اهلیسازی | domestication | پرورش هدفمند گونههای گیاهی و جانوری برای رفع نیازهای انسان ازطریق تغییر شرایط زیستی طبیعی برای تضمین بقا… | مصوب / رسمی |
| اهلیشده | domesticated | 1. ویژگی جانوری وحشی، اما تربیتشده که بدون هراس از انسان در مناطق مسکونی زندگی میکند 2. ویژگی… | مصوب / رسمی |
| اهلیشده | domesticated | 1. ویژگی جانوری وحشی، اما تربیتشده که بدون هراس از انسان در مناطق مسکونی زندگی میکند 2. ویژگی… | مصوب / رسمی |
| بازاستقرار | recolonization | استقرار دوبارة یک آرایة جانوری یا گیاهی در رویشگاه یا زیستگاهی که پیشتر در آن میزیسته است | مصوب / رسمی |
| بازرویانش | revegetation1 | بهوجود آوردن دوباره و توسعة پوشش گیاهی بهطور مصنوعی | مصوب / رسمی |
| بازگردانی | restoration | فرایند برگرداندن بومسازگانها یا زیستگاهها به ساختار و ترکیب گونهای اولیة آنها | مصوب / رسمی |
| بازواردسازی | reintroduction | واردسازی مجدد گونههایی که بهطور کامل یا تقریباً بهطور کامل، در گذشته، از یک ناحیه ناپدید شدهاند | مصوب / رسمی |
| بقا | survival | ادامة زندگی، بهویژه در شرایط دشوار | مصوب / رسمی |
| بکر | wild1 | ویژگی جایی که در حالت طبیعی است و فعالیتهای انسان بر آن تأثیر نداشته است | مصوب / رسمی |
| بومسازگان تاریخی | historic ecosystem | بومسازگانی طبیعی که اکنون وجود دارد یا در گذشته وجود داشته است و راهنمای فعالیتهای بازیابی است | مصوب / رسمی |
| بومسازگان تاریخی | historic ecosystem | بومسازگانی طبیعی که اکنون وجود دارد یا در گذشته وجود داشته است و راهنمای فعالیتهای بازیابی است | مصوب / رسمی |
| بومشناسی بازگردانی | restoration ecology | مطالعة ساختار و زادآوری جوامع گیاهی و جانوری، بهویژه بازرویانی و بازاستقرار برنامهریزیشدة اراضی متروکه | مصوب / رسمی |
| بومشناسی بازگردانی | restoration ecology | مطالعة ساختار و زادآوری جوامع گیاهی و جانوری، بهویژه بازرویانی و بازاستقرار برنامهریزیشدة اراضی متروکه | مصوب / رسمی |
| پناهگاه حیاتوحش | wildlife sanctuary,wildlife refuge | محدودهای که به حفاظت از حیوانات وحشی اختصاص داده شده است تا در آن بتوانند بدون مزاحمت یا… | مصوب / رسمی |
| پناهگاه حیاتوحش | wildlife sanctuary,wildlife refuge | محدودهای که به حفاظت از حیوانات وحشی اختصاص داده شده است تا در آن بتوانند بدون مزاحمت یا… | مصوب / رسمی |
| پوشش آشیانه،پوشش لانه | nesting cover | پوشش گیاهی که آشیانهگاه را از مزاحمت پرندگان متجاوز محفوظ نگاه میدارد | مصوب / رسمی |
| پوشش لانه | — | ← پوشش آشیانه | مصوب / رسمی |
| پیامدسنجی اجتماعی | social impact assessment | فرایند ارزیابی پیامدهای اجتماعی، چه مثبت و چه منفی، یک فعالیت پیشنهادی با درنظر داشتن حقوق و رفاه… | مصوب / رسمی |