حوزه واژهها
شیمی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آبِ سبک 2 | soft water | آبی که غلظت نمکهای محلول فلزات دو یا چندظرفیتی آن از حد معینی کمتر باشد | مصوب / رسمی |
| آب سنگین | heavy water | آبی که هیدروژنهای موجود در مولکول آن از نوع هیدروژن سنگین یعنی اتمی با هستۀ متشکل از یک… | مصوب / رسمی |
| آب کانیزدوده | demineralized water | آبی که بخش عمدۀ کاتیونها و آنیونهای آن زدوده شده است | مصوب / رسمی |
| آب کانیزدوده | demineralized water | آبی که بخش عمدۀ کاتیونها و آنیونهای آن زدوده شده است | مصوب / رسمی |
| آب مقید | bound water | آبی که بخشی از یک سامانه مانند بافت یا خاک است و تا دمای حدود 20- درجۀ سلسیوس… | مصوب / رسمی |
| آبپوشی | hydration 1 | پوشاندن یونهای موجود در یک محلول بهوسیلۀ مولکولهای آب | مصوب / رسمی |
| آبپوشیده | hydrated 1 | ویژگی یونی که شمار معینی مولکول آب در فضـای همآرایی (coordination surrounding) خود داشته باشد | مصوب / رسمی |
| آبجانشینی | aquation | تشکیل همتافتی که در آن مولکولهای آب جانشین تمام یا تعدادی از گروههای همآرا میشوند | مصوب / رسمی |
| آبجانشینی | aquation | تشکیل همتافتی که در آن مولکولهای آب جانشین تمام یا تعدادی از گروههای همآرا میشوند | مصوب / رسمی |
| آبدار 1 | hydrated 2 | ویژگی ترکیبی که دارای یک یا چند مولکول آب باشد | مصوب / رسمی |
| آبدار کردن | hydration 2 | وارد کردن مولکولهای آب در یک ترکیب جامد که بهصورت مجتمع در کنار آن ترکیب قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آبدهی 2 | hydration 3 | وارد کردن مولکول آب در یک مولکول دیگر برای تشکیل مولکولی با ساختار جدید | مصوب / رسمی |
| آبدوست | hydrophilic | ویژگی مادهای که میل به جذب آب دارد | مصوب / رسمی |
| آبزدایی | dehydration 1 | خارج کردن مولکول آب از ترکیبی مانند الکل | مصوب / رسمی |
| آبژل | hydrogel | کلوئیدی که از ترکیب فاز پراکنده (کلوئید) با فاز پیوسته (آب) تشکیل میشود و محصولی ژلمانند و گرانرو… | مصوب / رسمی |
| آبسُل | hydrosol | سامانهای کلوئیدی که در آن، محیط پراکنش آب است | مصوب / رسمی |
| آبکافت | hydrolysis | گسسته شدن یک مولکول در واکنش با آب بهطوریکه بخشی از مولکول به هیدروکسیل آب و بخش دیگر… | مصوب / رسمی |
| آبکافت | hydrolysis | گسسته شدن یک مولکول در واکنش با آب بهطوریکه بخشی از مولکول به هیدروکسیل آب و بخش دیگر… | مصوب / رسمی |
| آبکافتشدنی | hydrolyzable | قابلیت شکافته شدن یک مولکول در واکنش با آب | مصوب / رسمی |
| آبکافتشدنی | hydrolyzable | قابلیت شکافته شدن یک مولکول در واکنش با آب | مصوب / رسمی |
| آبکافتی | hydrolytic | مربوط به واکنشی که در آن یونهای هیدورژن و هیدروکسیل آب با یک ترکیب دیگر، دو گونۀ شیمیایی… | مصوب / رسمی |
| آبکافتی | hydrolytic | مربوط به واکنشی که در آن یونهای هیدورژن و هیدروکسیل آب با یک ترکیب دیگر، دو گونۀ شیمیایی… | مصوب / رسمی |
| آبگریز 1 | hydrophobe | مادهای که میل به جذب آب ندارد | مصوب / رسمی |
| آبگریز 2 | hydrophobic | ویژگی مادهای که میل به جذب آب ندارد | مصوب / رسمی |
| آرایش الکترونی | electron configuration | توزیع الکترونها بین اوربیتالهای اتمی یک عنصر | مصوب / رسمی |
| آرایشمندی | tacticity | وقوع نظم در پیکربندی بسپارهایی که واحدهای تکرارشوندۀ آنها قابلیت ایجاد نظمی فضاشیمیایی دارند | مصوب / رسمی |
| آزمون آزمقیاس | bench-scale testing | آزمون مواد یا روشها یا فرایندهای شیمیایی در مقیاس کم | مصوب / رسمی |
| آزمون حلپذیری | solubility test | آزمونی که در آن توانایی یک ماده را در آمیخته شدن همگن با مادۀ دیگر میسنجند | مصوب / رسمی |
| آزمون حلپذیری | solubility test | آزمونی که در آن توانایی یک ماده را در آمیخته شدن همگن با مادۀ دیگر میسنجند | مصوب / رسمی |
| آزمون شاهد | blank test | آزمایشی بدون نمونۀ اصلی مورد اندازهگیری | مصوب / رسمی |
| آزمون نامیزهسازی | emulsification test | روش آزمایشگاهی معیار برای ارزیابی مقاومت روغنهای عایق و روانکارها و دیگر روغنها | مصوب / رسمی |
| آزمون نامیزهسازی | emulsification test | روش آزمایشگاهی معیار برای ارزیابی مقاومت روغنهای عایق و روانکارها و دیگر روغنها | مصوب / رسمی |
| آسمایه | mill-base | مخلوطی که از آسیا کردن رزین و حلاّل و رنگدانه و افزودنیها بهدست میآید و از آن برای… | مصوب / رسمی |
| آسمایه | mill-base | مخلوطی که از آسیا کردن رزین و حلاّل و رنگدانه و افزودنیها بهدست میآید و از آن برای… | مصوب / رسمی |
| آسیای کلوئیدساز | colloid mill | دستگاهی دارای چرخانۀ پرسرعت و ایستانه که در آن نامیزهسازی بین این دو بخش انجام میشود | مصوب / رسمی |
| آشکارساز یونش شعلهای | flame ionization detector | ابزاری در سوانگاری گازی که برای تجزیۀ مولکولهای طبیعی حلشده در شعله و تبدیل آنها به ذرات باردار… | مصوب / رسمی |
| آشکارساز یونش شعلهای | flame ionization detector | ابزاری در سوانگاری گازی که برای تجزیۀ مولکولهای طبیعی حلشده در شعله و تبدیل آنها به ذرات باردار… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش | pesticide | مادهای که آفتهای گیاهی و جانوری را از بین میبرد | مصوب / رسمی |
| آفتکُش | pesticide | مادهای که آفتهای گیاهی و جانوری را از بین میبرد | مصوب / رسمی |
| آفتکُش تماسی | contact pesticide | نوعی آفتکُش که بر روی گیاه پاشیده میشود و پس از تماس با آفت آن را از بین… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش تماسی | contact pesticide | نوعی آفتکُش که بر روی گیاه پاشیده میشود و پس از تماس با آفت آن را از بین… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش جذبی | systemic pesticide | نوعی آفتکُش که پس از پاشیده شدن بر روی گیاه وارد جریان شیرۀ آن میشود و آفت در… | مصوب / رسمی |
| آفتکُش جذبی | systemic pesticide | نوعی آفتکُش که پس از پاشیده شدن بر روی گیاه وارد جریان شیرۀ آن میشود و آفت در… | مصوب / رسمی |
| آلودگی | pollution 1 | وارد شدن مادهای در آب یا خاک یا هوا که کیفیت طبیعی آنها را تحت تأثیر قرار دهد… | مصوب / رسمی |
| آلومین | alumina | آلومینیم اکسید طبیعی (Al2O3) | مصوب / رسمی |
| آلیاژ | alloy | [شیمی] فراوردهای فلزی که دارای دو یا چند عنصر بهصورت محلول جامد یا بهصورت مخلوطی از فازهای فلزی… | مصوب / رسمی |
| آلیسُل | organosol | سامانهای کلوئیدی که در آن، محیط پراکنش یک مایع آلی است | مصوب / رسمی |
| آموکسایش | ammoxidation, oxyamination, ammonoxidation | فرایندی که در آن مخلوطی از پروپیلن- آمونیاک و اکسیژن در مجاورت یک کاتالیزگر به مادۀ دیگری مانند… | مصوب / رسمی |
| آمونیاکافت | ammonolysis | گسسته شدن یک پیوند با افزودن آمونیاک | مصوب / رسمی |
| آمونیاکدار شدن | ammoniation 1 | آمایش یا ترکیب شدن با آمونیاک | مصوب / رسمی |