حوزه واژهها
علومپایه پزشکی
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
80 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| افقباختگی | whiteout | گم کردن افق و کم شدن دید خلبان بهعلت شرایط جوّی، مانند برف و بوران و مه و… | مصوب / رسمی |
| افقباختگی | whiteout | گم کردن افق و کم شدن دید خلبان بهعلت شرایط جوّی، مانند برف و بوران و مه و… | مصوب / رسمی |
| بازتاب گیرندهفشاری | baroreceptor reflex | بازتابی عصبی که سازوکار آن تحریک گیرندههای فشاری موجود در قوس آئورت (aortic arch) یا سینوس کاروتید (carotid… | مصوب / رسمی |
| بازتاب گیرندهفشاری | baroreceptor reflex | بازتابی عصبی که سازوکار آن تحریک گیرندههای فشاری موجود در قوس آئورت (aortic arch) یا سینوس کاروتید (carotid… | مصوب / رسمی |
| بیشتنفسی | hyperventilation | افزایش غیرطبیعی تهویة ریوی که به کاهش غلظت کربندیاکسید منجر میشود | مصوب / رسمی |
| بیشتنفسی | hyperventilation | افزایش غیرطبیعی تهویة ریوی که به کاهش غلظت کربندیاکسید منجر میشود | مصوب / رسمی |
| پرتوزدگی | radiation sickness | اختلال ناشی از قرار گرفتن بیش از حد مجاز در معرض پرتوهای یوننده | مصوب / رسمی |
| پزشکی هوافضا | aerospace medicine | ← پزشکی هوایی | مصوب / رسمی |
| پزشکی هوایی | aviation medicine, flight medicine | شاخهای از پزشکی که به ایمنی و سلامت جسمی و روانی خدمة پرواز و مسافران هواگرد میپردازد متـ… | مصوب / رسمی |
| پیشغش | greyout | تارشدگی دید و کدر شدن میدان بینایی براثر تغییر ناگهانی شتاب عمودی هواپیما | مصوب / رسمی |
| پیشغش | greyout | تارشدگی دید و کدر شدن میدان بینایی براثر تغییر ناگهانی شتاب عمودی هواپیما | مصوب / رسمی |
| تاربینی | blurred vision | حالتی در بینایی که در آن کمبود وضوح دید به ناتوانی در دیدن جزئیات دقیق اشیا منجر میشود | مصوب / رسمی |
| جهتباختگی فضایی | spatial disorientation, spatial-D | وضعیتی که در آن فرد در تشخیص صحیح جهت و موقعیت خود ناتوان است | مصوب / رسمی |
| جهتباختگی فضایی | spatial disorientation, spatial-D | وضعیتی که در آن فرد در تشخیص صحیح جهت و موقعیت خود ناتوان است | مصوب / رسمی |
| خماک | bends | یکی از علائم عمدة وافشارزدگی که به صورت درد در مفاصل بزرگ بدن بروز میکند | مصوب / رسمی |
| دُشفشاری | dysbarism | هرگونه نشانگان ناشی از اختلاف فشار میان جوّ پیرامون و فشار کلی گاز درون بافتها و مایعات بدن | مصوب / رسمی |
| دُشفشاری | dysbarism | هرگونه نشانگان ناشی از اختلاف فشار میان جوّ پیرامون و فشار کلی گاز درون بافتها و مایعات بدن | مصوب / رسمی |
| دنداندرد وافشاری | aerodontalgia/ aero-odontalgia, barodontalgia, areo-odontodynia | دنداندردی که عامل آن کاهش فشار هوا در ارتفاعات بالاست | مصوب / رسمی |
| دنداندرد وافشاری | aerodontalgia/ aero-odontalgia, barodontalgia, areo-odontodynia | دنداندردی که عامل آن کاهش فشار هوا در ارتفاعات بالاست | مصوب / رسمی |
| رگبست لختهای | thromboembolia | ← رگبستاک لختهای | مصوب / رسمی |
| رگبست لختهای | thromboembolia | ← رگبستاک لختهای | مصوب / رسمی |
| رگبست1 | embolus | تودهای از لخته یا مواد خارجی که با حرکت از طریق جریان خون و گیر کردن در ناحیهای… | مصوب / رسمی |
| رگبست1 | embolus | تودهای از لخته یا مواد خارجی که با حرکت از طریق جریان خون و گیر کردن در ناحیهای… | مصوب / رسمی |
| رگبست2 | — | ← رگبستاک | مصوب / رسمی |
| رگبست2 | — | ← رگبستاک | مصوب / رسمی |
| رگبستاک | embolism | انسداد ناگهانی سرخرگ با لخته یا مادة خارجی متـ . رگبست1 | مصوب / رسمی |
| رگبستاک | embolism | انسداد ناگهانی سرخرگ با لخته یا مادة خارجی متـ . رگبست1 | مصوب / رسمی |
| رگبستاک ششی | pulmonary embolism | انسداد سرخرگ ششی با چربی یا هوا یا بافت تودهای یا لخته | مصوب / رسمی |
| رگبستاک ششی | pulmonary embolism | انسداد سرخرگ ششی با چربی یا هوا یا بافت تودهای یا لخته | مصوب / رسمی |
| رگبستاک لختهای | thromboembolism | انسداد رگ خونی با رگلختهای که در ناحیهای دیگر ایجاد شده و با جریان خون به محل انسداد… | مصوب / رسمی |
| رگبستاک لختهای | thromboembolism | انسداد رگ خونی با رگلختهای که در ناحیهای دیگر ایجاد شده و با جریان خون به محل انسداد… | مصوب / رسمی |
| رگبستاک هوازاد | air embolism, aeroembolism | انسداد رگ با حبابهای هوا | مصوب / رسمی |
| رگبستاک هوازاد | air embolism, aeroembolism | انسداد رگ با حبابهای هوا | مصوب / رسمی |
| رگبستاکی | embolic | مربوط به رگبستاک | مصوب / رسمی |
| رگبستاکی | embolic | مربوط به رگبستاک | مصوب / رسمی |
| رگلختاک | thrombosis | وضعیتی که در آن رگلخته در رگ خونی بهوجود میآید | مصوب / رسمی |
| رگلختاک | thrombosis | وضعیتی که در آن رگلخته در رگ خونی بهوجود میآید | مصوب / رسمی |
| رگلختاکی | thrombotic | 1. مربوط به رگلختاک 2. مبتلا به رگلختاک | مصوب / رسمی |
| رگلختاکی | thrombotic | 1. مربوط به رگلختاک 2. مبتلا به رگلختاک | مصوب / رسمی |
| رگلخته | thrombus | لختة ایستای خون در درون دیوارة رگ خونی که ممکن است باعث انسداد آن شود | مصوب / رسمی |
| رگلخته | thrombus | لختة ایستای خون در درون دیوارة رگ خونی که ممکن است باعث انسداد آن شود | مصوب / رسمی |
| سرگیجة سوسوزاد | ficker vertigo | سرگیجهای که براثر نگاه کردن به منابع نوری نوسانکننده با بسامدهای پایین، بین چهار تا بیست بار در… | مصوب / رسمی |
| فشاربازتاب | baroreflex | ← بازتاب گیرندهفشاری | مصوب / رسمی |
| كژیافت چشمی ـ گرانشی | oculogravic illusion | ← کژیافت تنگرانشی | مصوب / رسمی |
| كژیافت چشمی ـ گرانشی | oculogravic illusion | ← کژیافت تنگرانشی | مصوب / رسمی |
| کژیافت تنچرخشی | somatogyral illusion | احساس کاذبِ درچرخشبودن هواگرد به علت درک نادرست از شدت و جهت چرخش واقعی | مصوب / رسمی |
| کژیافت تنچرخشی | somatogyral illusion | احساس کاذبِ درچرخشبودن هواگرد به علت درک نادرست از شدت و جهت چرخش واقعی | مصوب / رسمی |
| کژیافت تنگرانشی | somatogravic illusion, agravic illusion | نوعی کژیافت که در آن خلبان، به علت همراستا نبودن برایند دو مولفة وزن و لختی شتاب محیط… | مصوب / رسمی |
| کژیافت تنگرانشی | somatogravic illusion, agravic illusion | نوعی کژیافت که در آن خلبان، به علت همراستا نبودن برایند دو مولفة وزن و لختی شتاب محیط… | مصوب / رسمی |
| کژیافت چشمی ـ گرانشی | — | ← کژیافت تنگرانشی | مصوب / رسمی |