حوزه واژه‌ها

علوم تشریحی

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آسیب‌شناسی بافتhistopathology← بافت‌آسیب‌شناسیمصوب / رسمی
آسیب‌شناسی بافتhistopathology← بافت‌آسیب‌شناسیمصوب / رسمی
اختلالات غدد درون‌ریزendocrine disordersاختلال عملکرد غدد درون‌ریز به دلیل ترشح کم یا زیادمصوب / رسمی
اختلالات غدد درون‌ریزendocrine disordersاختلال عملکرد غدد درون‌ریز به دلیل ترشح کم یا زیادمصوب / رسمی
استخوان خاجیsacrumاستخوانی مثلث‌شکل در پایین ستون مهره‌های کمر که معمولاً از به هم پیوستن پنج مهره به وجود می‌آید…مصوب / رسمی
استخوان‌آماسosteitisتورم مجرای استخوان و فضاهای هاورس (haversian) و شاخه‌های انشعابی آنهامصوب / رسمی
استخوان‌آماسosteitisتورم مجرای استخوان و فضاهای هاورس (haversian) و شاخه‌های انشعابی آنهامصوب / رسمی
استخوان‌سازosteoblastیاخته‌هایی که استخوان‌های جدید می‌سازندمصوب / رسمی
استخوان‌سازosteoblastیاخته‌هایی که استخوان‌های جدید می‌سازندمصوب / رسمی
استخوان‌کاهosteoclast, osteophageیاخته‌های چندهسته‌ای که استخوان‌ها را جذب می‌کنندمصوب / رسمی
استخوان‌کاهosteoclast, osteophageیاخته‌های چندهسته‌ای که استخوان‌ها را جذب می‌کنندمصوب / رسمی
استخوان‌یاختهosteocyte, bone cellهریک از یاخته‌های پایۀ استخوان که از استخوان بالغ محافظت می‌کندمصوب / رسمی
استخوان‌یاختهosteocyte, bone cellهریک از یاخته‌های پایۀ استخوان که از استخوان بالغ محافظت می‌کندمصوب / رسمی
انگشت اشارهindex finger, index 1, digit secundus manusانگشت دوم دست از سمت شست که از سه بند تشکیل شده استمصوب / رسمی
انگشت حلقهring finger, digit anularis, digit quartus manusچهارمین انگشت از سمت شست که از سه بند تشکیل شده است و بین انگشت میانی و کوچک…مصوب / رسمی
انگشت شستthumb, pollex, digit primus manusخارجی‌ترین انگشت دست که دو بند داردمصوب / رسمی
انگشت کوچکlittle finger, digit minimus manus, digit quintus manusکوچک‌ترین و داخلی‌ترین انگشت دستمصوب / رسمی
انگشت میانیmiddle finger, digit medius, digit tertius manusسومین انگشت که بلندترین انگشت دست استمصوب / رسمی
انگشتان دستdigits of hand, fingers including thumbمجموعۀ انگشت‌های هر دست که هرکدام از چند بند تشکیل شده استمصوب / رسمی
بازسازی تورتیغهtrabeculoplastyترمیم تورتیغه ازطریق عمل جراحیمصوب / رسمی
بافت‌آسیب‌شناسیpathologic histologyبافت‌شناسی بافت‌های آسیب‌دیده متـ . آسیب‌شناسی بافت histopathologyمصوب / رسمی
بافت‌آسیب‌شناسیpathologic histologyبافت‌شناسی بافت‌های آسیب‌دیده متـ . آسیب‌شناسی بافت histopathologyمصوب / رسمی
بافت‌دگررویشیhistometaplasticمربوط به دگررویش‌ بافتمصوب / رسمی
بافت‌دگررویشیhistometaplasticمربوط به دگررویش‌ بافتمصوب / رسمی
بافت‌زاییhistogenesisشکل‌گیری و رشد بافت‌ها از یاخته‌های تمایزنیافتۀ لایه‌های زایشی رویانمصوب / رسمی
بافت‌زاییhistogenesisشکل‌گیری و رشد بافت‌ها از یاخته‌های تمایزنیافتۀ لایه‌های زایشی رویانمصوب / رسمی
بافت‌سازگارhistocompatibleمربوط به بافت‌سازگاریمصوب / رسمی
بافت‌سازگارhistocompatibleمربوط به بافت‌سازگاریمصوب / رسمی
بافت‌سازگاریhistocompatibilityتوانایی جانشین شدن بافتی به جای بافتی دیگر به‌نحوی‌که به دفع آن منجر نشودمصوب / رسمی
بافت‌سازگاریhistocompatibilityتوانایی جانشین شدن بافتی به جای بافتی دیگر به‌نحوی‌که به دفع آن منجر نشودمصوب / رسمی
بافت‌سنجیhistomorphometryاندازه‌گیری بافت با استفاده از ریزبین و ابزارهای رایانه‌ایمصوب / رسمی
بافت‌سنجیhistomorphometryاندازه‌گیری بافت با استفاده از ریزبین و ابزارهای رایانه‌ایمصوب / رسمی
بافت‌شناختیhistologic/ histologicalمربوط به بافت‌شناسیمصوب / رسمی
بافت‌شناختیhistologic/ histologicalمربوط به بافت‌شناسیمصوب / رسمی
بافت‌شناسhistologistمتخصص بافت‌شناسیمصوب / رسمی
بافت‌شناسhistologistمتخصص بافت‌شناسیمصوب / رسمی
بافت‌شناسیhistology, histological anatomy, histomorphologyیکی از حوزه‌های کالبدشناسی که در آن به‌کمک ریزبین به بررسی یاخته‌ها و بافت‌ها می‌پردازند متـ . ریزکالبدشناسی…مصوب / رسمی
بافت‌شناسیhistology, histological anatomy, histomorphologyیکی از حوزه‌های کالبدشناسی که در آن به‌کمک ریزبین به بررسی یاخته‌ها و بافت‌ها می‌پردازند متـ . ریزکالبدشناسی…مصوب / رسمی
بافت‌شناسی طبیعیnormal histologyبافت‌شناسی بافت‌های طبیعیمصوب / رسمی
بافت‌شناسی طبیعیnormal histologyبافت‌شناسی بافت‌های طبیعیمصوب / رسمی
بافت‌شیمیhistochemisteryشاخه‌ای از بافت‌شناسی که ساختار شیمیایی بافت را بررسی می‌کندمصوب / رسمی
بافت‌شیمیhistochemisteryشاخه‌ای از بافت‌شناسی که ساختار شیمیایی بافت را بررسی می‌کندمصوب / رسمی
بافت‌کافتhistolysisاز هم‌ پاشیدن بافت براثر خرد شدنمصوب / رسمی
بافت‌کافتhistolysisاز هم‌ پاشیدن بافت براثر خرد شدنمصوب / رسمی
بافت‌وارهhistoidساختاری شبیه به بافتمصوب / رسمی
بافت‌وارهhistoidساختاری شبیه به بافتمصوب / رسمی
بخش برون‌ریز لوزالمعدهexocrine pancreas, exocrine part of pancreasبخشی از لوزالمعده که ترشحات آن برون‌ریز استمصوب / رسمی
بخش برون‌ریز لوزالمعدهexocrine pancreas, exocrine part of pancreasبخشی از لوزالمعده که ترشحات آن برون‌ریز استمصوب / رسمی
برجستگی بزرگ کف دستthenar eminenceبرآمدگی گوشتی در ریشۀ انگشت شستمصوب / رسمی
برجستگی کوچک کف دستhypothenar eminenceبرآمدگی گوشتی در ریشۀ انگشت کوچکمصوب / رسمی