حوزه واژهها
علوم جو
چند نمونه از واژههای این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیقتر جستوجو کنید.
200 واژه در این حوزه
| واژه | واژه لاتین | تعریف کوتاه | وضعیت |
|---|---|---|---|
| آب اَبَرسرد | supercooled water | آب مایع در دمای کمتر از نقطۀ انجماد | مصوب / رسمی |
| آب بارششو | precipitable water | کل بخارِ آبِ موجود در ستونی قائم از جوّ، با سطح مقطع واحد در بین دو تراز مشخص،… | مصوب / رسمی |
| آب بارششو | precipitable water | کل بخارِ آبِ موجود در ستونی قائم از جوّ، با سطح مقطع واحد در بین دو تراز مشخص،… | مصوب / رسمی |
| آباَبر | water cloud | اَبری که بهطور کامل از قطرههای آب مایع تشکیل شده باشد | مصوب / رسمی |
| آباَبر | water cloud | اَبری که بهطور کامل از قطرههای آب مایع تشکیل شده باشد | مصوب / رسمی |
| آبپویاییشناسی | hydrodynamics | مطالعۀ حرکت شاره متـ . هیدرودینامیک | مصوب / رسمی |
| آبپویاییشناسی | hydrodynamics | مطالعۀ حرکت شاره متـ . هیدرودینامیک | مصوب / رسمی |
| آبداشت | hygroscopic water | 1. آبی که براثر چسبندگی خاک بر سطح ذرات آن باقی میماند 2. آب موجود در خاک، در… | مصوب / رسمی |
| آبدود | water smoke | ← بخارمِه | مصوب / رسمی |
| آبزمینشناسی | hydrogeology | علم رخداد و توزیع و حرکت آب در زیر سطح زمین با تأکید بر سیماهای زمینشناختی | مصوب / رسمی |
| آبزمینشناسی | hydrogeology | علم رخداد و توزیع و حرکت آب در زیر سطح زمین با تأکید بر سیماهای زمینشناختی | مصوب / رسمی |
| آبزمینشیمی | hydrogeochemistry | مطالعۀ ترکیب شیمیایی آبهای طبیعی | مصوب / رسمی |
| آبزمینشیمی | hydrogeochemistry | مطالعۀ ترکیب شیمیایی آبهای طبیعی | مصوب / رسمی |
| آبشوند | thaw | دورۀ گرمی که در آن برف و یخ آب میشوند | مصوب / رسمی |
| آبشوند | thaw | دورۀ گرمی که در آن برف و یخ آب میشوند | مصوب / رسمی |
| آبشوند بالاکران | upbank thaw | تقدم آبشوند، گاه چندساعته، در یک دوره براثر آبشوند یا افزایش چشمگیر دما در تراز کوهستان نسبت به… | مصوب / رسمی |
| آبشوند بالاکران | upbank thaw | تقدم آبشوند، گاه چندساعته، در یک دوره براثر آبشوند یا افزایش چشمگیر دما در تراز کوهستان نسبت به… | مصوب / رسمی |
| آبشوند ژانویه | January thaw | دورهای از هوای ملایم در اواخر ژانویه در ایالات متحده که معمولاً هرساله برگشت میکند و این دوره… | مصوب / رسمی |
| آبشوند ژانویه | January thaw | دورهای از هوای ملایم در اواخر ژانویه در ایالات متحده که معمولاً هرساله برگشت میکند و این دوره… | مصوب / رسمی |
| آبکوهۀ توفان | storm surge | خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفان یا به علت اُفت فشار در مرکز توفان متـ .… | مصوب / رسمی |
| آبکوهۀ توفان | storm surge | خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفان یا به علت اُفت فشار در مرکز توفان متـ .… | مصوب / رسمی |
| آبکوهۀ توفند | hurricane surge | خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفند یا به علت اُفت فشار در مرکز توفند | مصوب / رسمی |
| آبکوهۀ توفند | hurricane surge | خیزش و بالا آمدن آب دریا براثر توفند یا به علت اُفت فشار در مرکز توفند | مصوب / رسمی |
| آبماند | rainfall loss, rainfall abstraction | بخشی از بارندگی حاصل از توفان که در حوضۀ آبریز میماند و در رَواناب مستقیم سهم ندارد متـ… | مصوب / رسمی |
| آبماند | rainfall loss, rainfall abstraction | بخشی از بارندگی حاصل از توفان که در حوضۀ آبریز میماند و در رَواناب مستقیم سهم ندارد متـ… | مصوب / رسمی |
| آبوهوا | — | ← اقلیم | مصوب / رسمی |
| آبوهواشناسی | — | ← اقلیمشناسی | مصوب / رسمی |
| آذرخش | lightning | تخلیۀ شدید الکتریکی نورانی و زودگذر، ناشی از ابر، با طول مسیری برحسب کیلومتر | مصوب / رسمی |
| آذرخش چنگالی | forked lightning | شکل معمول تخلیۀ الکتریکی اَبربهزمین که همیشه قابل رؤیت است | مصوب / رسمی |
| آذرخش دانهتسبیحی | beaded lightning | نمودی ویژه از درخش یک آذرخش معمولی که در آن ناظر، در امتداد دید، بخشهای درخشانی به شکل… | مصوب / رسمی |
| آذرخش رگهای | streak lightning | آذرخشی معمولی ناشی از تخلیۀ الکتریکی اَبربهزمین که کاملاً متمرکز در یک آذرخشراه تک و نسبتاً مستقیم به… | مصوب / رسمی |
| آذرخش رگهای | streak lightning | آذرخشی معمولی ناشی از تخلیۀ الکتریکی اَبربهزمین که کاملاً متمرکز در یک آذرخشراه تک و نسبتاً مستقیم به… | مصوب / رسمی |
| آذرخش زنجیرهای | chain lightning | ← آذرخش دانهتسبیحی | مصوب / رسمی |
| آذرخش زیگزاگی | zigzag lightning | آذرخشی معمولی ناشی از تخلیۀ الکتریکی اَبربهزمین که آذرخشراه آن تک و خیلی نامنظم به نظر میرسد | مصوب / رسمی |
| آذرخش مرواریدی | pearl lightning | ← آذرخش دانهتسبیحی | مصوب / رسمی |
| آذرخشراه | lightning channel | مسیری نامنظم در هوا که تخلیۀ آذرخشی در امتداد آن رخ میدهد | مصوب / رسمی |
| آرامگان استوایی | equatorial calms, doldrums | اصطلاح دریایی ناوۀ استوایی که بر بادهای عمدتاًً آرام و ضعیف دلالت دارد | مصوب / رسمی |
| آرامگان جَدیی | calms of capricorn | مراکز کمربندهای پرفشار جنبِحارّهای بر روی اقیانوسها در نیمکرۀ جنوبی که بادهای متغیر و ضعیف و آرامهها در… | مصوب / رسمی |
| آرامگان جنبِحارّهای | subtropical calms | بادهای متغیر و ضعیفی که در مراکز کمربندهای پرفشار جنبِحارّهای بر روی اقیانوسها میوزند | مصوب / رسمی |
| آرامگان جنبِحارّهای | subtropical calms | بادهای متغیر و ضعیفی که در مراکز کمربندهای پرفشار جنبِحارّهای بر روی اقیانوسها میوزند | مصوب / رسمی |
| آرامگان سرطانی | calms of cancer | مراکز کمربندهای پرفشار جنبِحارّهای بر روی اقیانوسها در نیمکرۀ شمالی که بادهای متغیر و ضعیف و آرامهها در… | مصوب / رسمی |
| آرامه | calm | بادی با سرعت کمتر از 0/5 متر بر ثانیه | مصوب / رسمی |
| آزمون وارونۀ پیشبینی | forecast-reversal test | آزمون ارزیابی کفایت یک روش معین برای درستیسنجی پیشبینی | مصوب / رسمی |
| آزمون وارونۀ پیشبینی | forecast-reversal test | آزمون ارزیابی کفایت یک روش معین برای درستیسنجی پیشبینی | مصوب / رسمی |
| آسمان اَبری | cloudy sky | آسمان با پوشش اَبر بیش از چهارهشتم | مصوب / رسمی |
| آسمان اَریخت | amorphous sky | آسمانی با اَبرهای پارهپاره که در آن معمولاً اَبر بالاتر یا لایۀ زبرین دارای بارش است | مصوب / رسمی |
| آسمان خشکی | land sky | ظاهر نسبتاً تیرۀ سطح زیرین یک لایۀ اَبر هنگامی که در بالای خشکیِ عاری از برف قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آسمان دریا | water sky | ظاهر تیرۀ سطح زیرین یک لایۀ اَبر هنگامی که در بالای پهنۀ وسیع آب قرار میگیرد | مصوب / رسمی |
| آسمان کماَبر | sky slightly clouded | آسمان با کل پوشش اَبر یکهشتم یا دوهشتم | مصوب / رسمی |
| آسمان کماَبر | sky slightly clouded | آسمان با کل پوشش اَبر یکهشتم یا دوهشتم | مصوب / رسمی |