حوزه واژه‌ها

علوم دارویی

چند نمونه از واژه‌های این حوزه را ببینید و با فیلتر دقیق‌تر جست‌وجو کنید.

200 واژه در این حوزه

واژهواژه لاتینتعریف کوتاهوضعیت
آب آهکlime waterمحلول آبی‌قلیایی کلسیم‌هیدروکسیدمصوب / رسمی
آدرنالینadrenaline, epinephrineهورمونی که از برگرده ترشح می‌شود و مستقیماً بر دستگاه عصبی مرکزی اثر می‌گذارد متـ . برگُردینهمصوب / رسمی
آدرنالین‌بندadrenergic blocking agentماده‌ای که از ترشح برگُردینه جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌بندمصوب / رسمی
آدرنالین‌بندadrenergic blocking agentماده‌ای که از ترشح برگُردینه جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌بندمصوب / رسمی
آدرنالین‌زاadrenergicماده یا عامل فعال‌شده با برگُردینه یا ترشح‌کنندۀ آن متـ . برگُردینه‌زامصوب / رسمی
آدرنالین‌زاadrenergicماده یا عامل فعال‌شده با برگُردینه یا ترشح‌کنندۀ آن متـ . برگُردینه‌زامصوب / رسمی
آدرنالین‌کافadrenolyticویژگی ماده‌ای که از عملکرد برگُردینه‌زا جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌کافمصوب / رسمی
آدرنالین‌کافadrenolyticویژگی ماده‌ای که از عملکرد برگُردینه‌زا جلوگیری می‌کند متـ . برگُردینه‌کافمصوب / رسمی
آراداروcosmeceuticalفراورده‌ای که خواص دارویی و آرایشی داردمصوب / رسمی
آرایشیcosmeticویژگی فراورده‌ای که برای آرایش به کار می‌رودمصوب / رسمی
آزمایش پادزی‌نگارهantibiogramtest← آزمایش حساسیت پادزیستیمصوب / رسمی
آزمایش پادزی‌نگارهantibiogramtest← آزمایش حساسیت پادزیستیمصوب / رسمی
آزمایش حساسیت پادزیستیantibiotic-sensitivity test, antibiotic-susceptibility testآزمایشی که در آن حساسیت یک عامل بیماری‌زا نسبت به پادزیست‌های مختلف تعیین می‌شود متـ . آزمایش پادزی‌نگاره…مصوب / رسمی
آزمون انحلالdissolution testآزمون برون‌تنی برای اندازه‌گیری مدت‌زمان لازم برای انحلال فراورده‌های جامد دارویی، در شرایط معیارمصوب / رسمی
آزمون فروپاشیdisintegration test, tablet disintegration testآزمون برون‌تنی برای تعیین مدت‌زمان لازم برای فروپاشی قرص در شرایط معیارمصوب / رسمی
آگارagar, gelose1. مخلوطی از پلی‌ساکاریدهای گرفته‌شده از قارچ‌های قرمز که در دمای زیر 40 درجۀ لسیتین به شکل ژل…مصوب / رسمی
آماده‌سازی 2preparation 2[باستانشناسی] مرحله‌ای پس از برگیرش در چرخة فراوری (behavioral processes) که در آن خوراک با تغییر و تبدیل…مصوب / رسمی
آماده‌سازی 2preparation 2[باستانشناسی] مرحله‌ای پس از برگیرش در چرخة فراوری (behavioral processes) که در آن خوراک با تغییر و تبدیل…مصوب / رسمی
آنزیم القاپذیر—← زی‌مایۀ القاپذیرمصوب / رسمی
آنی‌رهشimmediate release, instant deliveryخصوصیت برخی ترکیبات دارویی که بلافاصله در بدن آزاد می‌شوندمصوب / رسمی
آنی‌رهشimmediate release, instant deliveryخصوصیت برخی ترکیبات دارویی که بلافاصله در بدن آزاد می‌شوندمصوب / رسمی
آهسته‌رهشslow release← پیوسته‌رهشمصوب / رسمی
آهسته‌رهشslow release← پیوسته‌رهشمصوب / رسمی
اتاق تمیزclean roomاتاقی که به‌دلیل دارا بودن پالایه‌ها و به‌کارگیری تمهیداتی خاص عاری از هر گونه باکتری و ذرات معلق…مصوب / رسمی
اثر جانبیside effect/ side-effectهرگونه اثر دارو غیر از اثر درمانی موردنظرمصوب / رسمی
اثر گذر اولfirst-pass effectدگرگشت دارو در کبد یا روده پس از مصرف خوراکی دارومصوب / رسمی
اثر ناخواستۀ داروییadverse drug effect← واکنش ناخواستۀ داروییمصوب / رسمی
اثربخشی 2efficacyقابلیت دارو در ایجاد تغییر در بدنمصوب / رسمی
اثربخشی ذاتیintrinsic efficacyمیزان توانایی دارو در فعال کردن یک گیرندهمصوب / رسمی
اثرگذارeffectorمولکولی که به گیرنده‌های سطح یاخته متصل می‌شود و سامانۀ پاسخ‌دهی درون‌یاخته‌ای را تغییر می‌دهدمصوب / رسمی
اخلاقیاتethicsشاخه‌ای از فلسفه که به مطالعۀ محتوای دیدگاه‌های اخلاقی و طبیعت آنها می‌پردازدمصوب / رسمی
ارزشیابیevaluationبررسی ارتباط و اثربخشی و اثر نهایی (impact) برنامه‌ها در مقایسه با اهداف تعریف‌شدۀ آنهامصوب / رسمی
استفراغ 1vomit 1, vomiting, emesisخروج ناگهانی محتویات معده از راه دهانمصوب / رسمی
استفراغ 2vomit 2, vomitusمحتویات خارج‌شدۀ معده از راه دهانمصوب / رسمی
استفراغ جهندهprojectile vomitingاستفـراغی کـه با فشار زیـاد رخ دهـدمصوب / رسمی
استفراغ‌آورemetic, vomitiveعاملی که سبب استفراغ شودمصوب / رسمی
استفراغ‌آورemetic, vomitiveعاملی که سبب استفراغ شودمصوب / رسمی
استیل‌دار کردنacetylationفرایند ورود یک گروه عاملی (radical) به یک مولکولی آلیمصوب / رسمی
استیل‌دار کردنacetylationفرایند ورود یک گروه عاملی (radical) به یک مولکولی آلیمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندة تندfast acetylatorفردی که فرایند استیل‌دار کردن را به‌سرعت انجام می‌دهدمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندة تندfast acetylatorفردی که فرایند استیل‌دار کردن را به‌سرعت انجام می‌دهدمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندة کُندslow acetylatorفردی که فرایند استیل‌دار کردن را به‌کُندی انجام می‌دهدمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندة کُندslow acetylatorفردی که فرایند استیل‌دار کردن را به‌کُندی انجام می‌دهدمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندهacetylatorموجود زنده یا فردی که می‌تواند ترکیبات دارویی را در بدن خود استیل‌دار کندمصوب / رسمی
استیل‌دارکنندهacetylatorموجود زنده یا فردی که می‌تواند ترکیبات دارویی را در بدن خود استیل‌دار کندمصوب / رسمی
اشتهاکاه—← کاهندة اشتهامصوب / رسمی
افزار پزشکیmedical deviceابزار یا کاشتینه یا واکنشگر یا هر چیزی شبیه به آنها، به‌غیراز دارو و مواد شیمیایی، که در…مصوب / رسمی
اقتصاد داروییpharmacoeconomicsمطالعۀ عوامل اقتصادی مؤثر بر هزینه‌های دارو و درمان و همچنین نظام‌های سلامتمصوب / رسمی
اکسیرelixirمحلول شیرین آب و الکل که معمولاً حاوی دارو استمصوب / رسمی
القای آنزیم—← القای زی‌مایهمصوب / رسمی